راه‌حل‌های پیش‌متوسطه "واحد 6 - 6G" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 6 - 6G در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کارناوال"، "بنای یادبود"، "منطقه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
اجرا کردن

جادبه گردشگری

Ex: The museum became the city 's most popular tourist attraction .

موزه به جاذبه گردشگری محبوب ترین شهر تبدیل شد.

art gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری آثار هنری

Ex: She spent the afternoon exploring the art gallery , captivated by the vibrant colors and unique styles on display .

او بعدازظهر را به گشت‌زنی در نگارخانه هنری گذراند، مجذوب رنگ‌های زنده و سبک‌های منحصر به فرد نمایش داده شده.

carnival [اسم]
اجرا کردن

کارناوال

Ex: People wore colorful outfits during the carnival .

مردم در طول کارناوال لباس‌های رنگارنگ پوشیدند.

church [اسم]
اجرا کردن

کلیسا

Ex: She lit a candle in the church to offer a prayer for her loved ones .

او در کلیسا شمعی روشن کرد تا برای عزیزانش دعا کند.

concert [اسم]
اجرا کردن

کنسرت

Ex: He 's always wanted to see his favorite band perform in concert .

او همیشه می‌خواسته گروه موسیقی مورد علاقه‌اش را در کنسرت ببیند.

festival [اسم]
اجرا کردن

جشنواره

Ex: The comedy festival was filled with laughter and cheer .

جشنواره کمدی پر از خنده و شادی بود.

monument [اسم]
اجرا کردن

بنای یادبود

Ex: Tourists flock to the city to see the historic monument that commemorates a significant battle .

گردشگران برای دیدن بنای تاریخی که یادبود یک نبرد مهم است، به شهر می‌آیند.

musical [اسم]
اجرا کردن

نمایش یا فیلم موزیکال

Ex: "Hamilton" is a groundbreaking musical that tells the story of Alexander Hamilton through a unique blend of hip-hop and traditional show tunes.

همیلتون یک موزیکال انقلابی است که داستان الکساندر همیلتون را از طریق ترکیبی منحصر به فرد از هیپ هاپ و ملودی های سنتی نمایش روایت می‌کند.

safari park [اسم]
اجرا کردن

پارک حیات وحش

Ex: Children loved feeding the deer at the safari park .

بچه‌ها عاشق غذا دادن به گوزن‌ها در پارک سافاری بودند.

opera house [اسم]
اجرا کردن

تالار اپرا

Ex: They attended a breathtaking performance at the historic opera house .

آنها در یک اجرای نفس‌گیر در تالار اپرا تاریخی شرکت کردند.

park [اسم]
اجرا کردن

پارک

Ex: I enjoy having picnics in the park with my family .

من از پیکنیک رفتن در پارک با خانواده‌ام لذت می‌برم.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: She left a positive review online for the restaurant where she ordered a pizza .

او یک نظر مثبت آنلاین برای رستوران که در آن پیتزا سفارش داده بود گذاشت.

old town [اسم]
اجرا کردن

شهر قدیمی

Ex: They explored the old town to learn about its history .

آنها شهر قدیمی را برای یادگیری درباره تاریخ آن کاوش کردند.

shopping [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: Online shopping has become popular recently.

خرید آنلاین اخیراً محبوب شده است.

district [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: She lives in the historic district , surrounded by beautifully preserved buildings .

او در منطقه تاریخی زندگی می‌کند، که با ساختمان‌های زیبایی که حفظ شده‌اند احاطه شده است.

square [اسم]
اجرا کردن

میدان

Ex: They met in the square to watch the street performers .

آن‌ها در میدان همدیگر را ملاقات کردند تا هنرمندان خیابانی را تماشا کنند.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: The seats at the theater are so comfortable .

صندلی‌های تئاتر بسیار راحت هستند.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: Are you going to Paris for the summer vacation?

آیا برای تعطیلات تابستانی به پاریس می‌روید؟

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get any interesting gifts for your birthday ?

آیا برای تولدت هدیه‌های جالبی گرفتی؟

pizza [اسم]
اجرا کردن

پیتزا

Ex: I like to dip my pizza crust in garlic sauce for extra flavor .

من دوست دارم که پوست پیتزام را در سس سیر فرو ببرم برای طعم بیشتر.

to stay [فعل]
اجرا کردن

ماندن

Ex: The dog is trained to stay in one spot until given a command to move.

سگ آموزش دیده است که در یک نقطه بماند تا زمانی که دستور حرکت به او داده شود.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: The house they want is in an expensive neighborhood .

خانه‌ای که می‌خواهند در محله‌ای گران است.

hotel [اسم]
اجرا کردن

هتل

Ex: I forgot my toothbrush , so I asked the hotel staff for a replacement .

من مسواکم را فراموش کردم، بنابراین از کارکنان هتل درخواست جایگزینی کردم.

to book [فعل]
اجرا کردن

رزرو کردن

Ex: She booked a hotel room in advance to ensure she had a place to stay during her vacation .

او یک اتاق هتل را از قبل رزرو کرد تا مطمئن شود در طول تعطیلاتش جایی برای اقامت دارد.

in advance [قید]
اجرا کردن

از پیش

Ex: She booked her flight tickets months in advance to get the best deal .

او بلیط های پرواز خود را از قبل رزرو کرد تا بهترین معامله را بگیرد.

to hire [فعل]
اجرا کردن

کرایه کردن

Ex: The company offers a service to hire equipment for outdoor events , such as tents and chairs .

شرکت خدماتی را برای اجاره تجهیزات برای رویدادهای فضای باز، مانند چادرها و صندلی‌ها ارائه می‌دهد.

bicycle [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه

Ex: He wears a helmet for safety when riding his bicycle .

او برای ایمنی هنگام دوچرخه‌سواری کلاه ایمنی می‌پوشد.

city [اسم]
اجرا کردن

شهر

Ex: They are planning a city tour to discover hidden gems and local attractions .

آنها در حال برنامه‌ریزی برای یک تور شهری هستند تا گنجینه‌های پنهان و جاذبه‌های محلی را کشف کنند.

to visit [فعل]
اجرا کردن

دیدوبازدید کردن

Ex: My brother visits me every time he 's in town .

برادر من هر بار که در شهر است به من سر می زند.

اجرا کردن

موزه علوم

Ex: The science museum had interactive exhibits for children .

موزه علم نمایشگاه‌های تعاملی برای کودکان داشت.

out-of-town [صفت]
اجرا کردن

خارج از شهر

Ex: The company moved its offices to an out-of-town location .

شرکت دفترهای خود را به مکانی خارج از شهر منتقل کرد.

excursion [اسم]
اجرا کردن

سفر تفریحی کوتاه

Ex: They planned a weekend excursion to the nearby national park .

آنها یک گردش آخر هفته به پارک ملی نزدیک برنامه‌ریزی کردند.

to travel [فعل]
اجرا کردن

سفر کردن

Ex: My family and I often travel by car to visit relatives in the countryside.

من و خانواده‌ام اغلب با ماشین سفر می‌کنیم تا به دیدن اقوام در روستا برویم.

underground [اسم]
اجرا کردن

مترو

Ex: Commuters rely on the underground to navigate the bustling city quickly and efficiently .

مسافران به مترو اعتماد می‌کنند تا در شهر شلوغ به سرعت و با کارایی حرکت کنند.

tourism [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: The natural beauty of the island makes it a hot spot for tourism .

زیبایی طبیعی جزیره آن را به نقطه داغی برای گردشگری تبدیل می‌کند.

boat trip [اسم]
اجرا کردن

سفر با قایق

Ex: The boat trip offered stunning views of the coastline .

سفر قایقی مناظر خیره کننده ای از خط ساحلی ارائه داد.

bus fare [اسم]
اجرا کردن

کرایه اتوبوس

Ex: She did n’t have enough money to pay the bus fare .

او پول کافی برای پرداخت کرایه اتوبوس نداشت.

day trip [اسم]
اجرا کردن

سفر یک‌روزه

Ex: My family enjoys taking day trips to nearby national parks to hike and explore the natural beauty of our region .

خانواده من از انجام سفرهای یک روزه به پارک‌های ملی نزدیک برای پیاده‌روی و کشف زیبایی‌های طبیعی منطقه‌مان لذت می‌برند.

fish and chips [عبارت]
اجرا کردن

ماهی و سیب‌زمینی‌سرخ‌کرده

Ex: The restaurant is famous for its crispy fish and chips .
shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex: The shop on the corner sells handmade crafts and souvenirs .

فروشگاه در گوشه، صنایع دستی و سوغاتی‌های دست‌ساز می‌فروشد.

food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: I like to explore different cultures through their traditional foods .

من دوست دارم فرهنگ‌های مختلف را از طریق غذاهای سنتی آنها کشف کنم.

van [اسم]
اجرا کردن

ون

Ex: The delivery van stopped in front of the house, ready to drop off a package.

ون تحویل در مقابل خانه توقف کرد، آماده تحویل یک بسته.

open-top [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس بدون سقف

Ex: The open-top car was perfect for the sunny weather .

ماشین بدون سقف برای هوای آفتابی عالی بود.

tour [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: The couple embarked on a tour across Europe to celebrate their anniversary .

این زوج برای جشن گرفتن سالگرد ازدواجشان به یک تور در سراسر اروپا رفتند.

route [اسم]
اجرا کردن

خط سفر (کشتی، هواپیما و ...)

Ex: The airline launched a new route to Tokyo last month .

شرکت هواپیمایی ماه گذشته یک مسیر جدید به توکیو راه‌اندازی کرد.

sandwich [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ

Ex: I made a delicious turkey and cheese sandwich for lunch .

من یک ساندویچ خوشمزه بوقلمون و پنیر برای ناهار درست کردم.

bar [اسم]
اجرا کردن

میخانه

Ex: The bartender prepared a cocktail at the crowded bar .

بارتندر یک کاکتیل در بار شلوغ آماده کرد.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: I crossed the street carefully at the pedestrian crosswalk .

من با دقت از خیابان در محل عبور عابر پیاده رد شدم.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: Students often gathered at the nearby cafe to study and socialize over cups of tea .

دانش‌آموزان اغلب در کافه نزدیک جمع می‌شدند تا با فنجان‌های چای درس بخوانند و معاشرت کنند.

tea room [اسم]
اجرا کردن

چای‌خانه

Ex: We enjoyed afternoon tea at a charming tea room .

ما از چای بعدازظهر در یک اتاق چای دلفریب لذت بردیم.

timetable [اسم]
اجرا کردن

برنامه حرکت (هواپیما، قطار و غیره)

Ex: The bus timetable indicates that the next one arrives in 15 minutes .

زمانبندی اتوبوس نشان می‌دهد که بعدی در 15 دقیقه می‌رسد.

travel [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: She loves travel , especially to remote and unexplored locations .

او عاشق سفر است، مخصوصاً به مکان‌های دورافتاده و کشف‌نشده.

to pass [فعل]
اجرا کردن

اجازه دادن

Ex: The decision passed quietly at the meeting .

تصمیم در جلسه به آرامی تصویب شد.

zone [اسم]
اجرا کردن

محدوده

Ex: The city divided its neighborhoods into residential zones .

شهر محله‌های خود را به مناطق مسکونی تقسیم کرد.