کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 9 - 9A

در اینجا واژگان از واحد 9 - 9A در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ساخت و ساز"، "چرم"، "نایلون"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
material [اسم]
اجرا کردن

ماده

Ex: Plastic is a synthetic material derived from petroleum and widely used in the production of various products , including packaging , toys , and household items .

پلاستیک یک ماده مصنوعی مشتق شده از نفت است که به طور گسترده در تولید محصولات مختلف از جمله بسته‌بندی، اسباب‌بازی و لوازم خانگی استفاده می‌شود.

cardboard [اسم]
اجرا کردن

مقوا

Ex: The gift was wrapped in colorful paper and placed in a cardboard box .

هدیه در کاغذ رنگی پیچیده شده و در جعبه مقوایی قرار داده شد.

ceramic [اسم]
اجرا کردن

چینی

Ex: The artist molded the ceramic into a delicate sculpture .

هنرمند سرامیک را به یک مجسمه ظریف تبدیل کرد.

concrete [اسم]
اجرا کردن

بتن

Ex: They added rebar to the concrete for extra reinforcement .

آنها میلگرد را به بتن اضافه کردند تا مقاومت بیشتری داشته باشد.

copper [اسم]
اجرا کردن

مس

Ex: The ancient Egyptians used copper for making tools , jewelry , and decorative items .

مصریان باستان از مس برای ساخت ابزار، جواهرات و وسایل تزئینی استفاده می‌کردند.

glass [اسم]
اجرا کردن

لیوان

Ex:

بچه‌ها آبمیوه خود را از لیوانهای رنگارنگ نوشیدند.

gold [اسم]
اجرا کردن

طلا

Ex: The crown jewels of the monarch are encrusted with diamonds and set in gold .

جواهرات تاج پادشاه با الماس تزئین شده و در طلا قرار گرفته‌اند.

iron [اسم]
اجرا کردن

آهن

Ex: Iron plays a crucial role in transporting oxygen from the lungs to the rest of the body .

آهن نقش حیاتی در انتقال اکسیژن از ریه‌ها به بقیه بدن دارد.

leather [اسم]
اجرا کردن

چرم

Ex: The furniture store showcased a range of leather sofas , each offering a luxurious and sophisticated look .

فروشگاه مبلمان مجموعه‌ای از مبل‌های چرمی را به نمایش گذاشت که هر کدام ظاهری لوکس و پیچیده ارائه می‌دهند.

nylon [اسم]
اجرا کردن

نایلون (نوعی پلیمر مصنوعی)

Ex: Fishing lines are often made of nylon because it 's durable and flexible .

طناب‌های ماهیگیری اغلب از نایلون ساخته می‌شوند زیرا بادوام و انعطاف‌پذیر است.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

plastic [اسم]
اجرا کردن

پلاستیک

Ex: The artist sculpted a beautiful statue out of plastic .

هنرمند مجسمه‌ای زیبا از پلاستیک تراشید.

rubber [اسم]
اجرا کردن

پلاستیک

Ex: The playground surface was covered with a layer of soft rubber to prevent injuries .

سطح زمین بازی با یک لایه لاستیک نرم پوشانده شده بود تا از آسیب‌ها جلوگیری کند.

steel [اسم]
اجرا کردن

فولاد

Ex: The construction workers welded the steel beams together to form the building 's skeleton .

کارگران ساختمانی تیرهای فولادی را به هم جوش دادند تا اسکلت ساختمان را تشکیل دهند.

stone [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The pathway in the garden was paved with smooth stones .

مسیر در باغ با سنگ‌های صاف فرش شده بود.

wood [اسم]
اجرا کردن

چوب

Ex: The woodpecker was busy pecking at the old wood .

دارکوب مشغول نوک زدن به چوب قدیمی بود.

stash [اسم]
اجرا کردن

ذخیره پنهان

Ex: She kept a stash of old letters in a box for sentimental reasons .

او به دلایل احساسی یک ذخیره از نامه‌های قدیمی را در یک جعبه نگه می‌داشت.

sandal [اسم]
اجرا کردن

صندل

Ex: He opted for closed-toe sandals for a hike in the desert .

او برای پیاده‌روی در بیابان صندلهای جلوبسته انتخاب کرد.

table tennis door [عبارت]
اجرا کردن

در پینگ‌پونگی

Ex: She surprised her brother with a table tennis door for his birthday .
mains power [اسم]
اجرا کردن

شبکه نیرو

Ex: The charger requires mains power for faster charging .

شارژر برای شارژ سریع‌تر به برق شهری نیاز دارد.

اجرا کردن

باتری‌خور

Ex: She prefers battery-powered tools for convenience while gardening .

او برای راحتی در باغبانی، ابزارهای باتری‌خور را ترجیح می‌دهد.

solar power [اسم]
اجرا کردن

انرژی خورشیدی

Ex: Solar power is widely used in remote areas without access to the grid .

انرژی خورشیدی به طور گسترده در مناطق دورافتاده بدون دسترسی به شبکه استفاده می‌شود.

shape [اسم]
اجرا کردن

شکل

Ex: The architect envisioned a modern building with innovative and dynamic shapes that would stand out in the cityscape .

معمار یک ساختمان مدرن با اشکال نوآورانه و پویا را تصور کرد که در چشم‌انداز شهری برجسته می‌شد.

power [اسم]
اجرا کردن

قدرت (در فیزیک)

Ex: The power required to lift the weight was calculated to be 500 joules per second .

توان مورد نیاز برای بلند کردن وزن، 500 ژول بر ثانیه محاسبه شد.

straight [قید]
اجرا کردن

مستقیماً

Ex: The arrow shot straight through the target .

تیر مستقیم از هدف عبور کرد.

curved [صفت]
اجرا کردن

منحنی

Ex: The rainbow formed a curved arc across the sky after the rain .

رنگین‌کمان پس از باران یک قوس خمیده در آسمان تشکیل داد.

rectangular [صفت]
اجرا کردن

مستطیلی

Ex: The artist painted on a large rectangular canvas .

هنرمند روی یک بوم بزرگ مستطیل‌شکل نقاشی کرد.

spherical [صفت]
اجرا کردن

کروی

Ex:

برای محاسبه فاصله بین ستاره‌ها، ستاره‌شناسان اغلب از مثلثات کروی استفاده می‌کنند.

square [اسم]
اجرا کردن

مربع

Ex: The game board was divided into squares for playing chess .

صفحه بازی به مربع‌ها برای بازی شطرنج تقسیم شده بود.

triangular [صفت]
اجرا کردن

مثلثی

Ex:

پرچم یک الگوی مثلثی منحصر به فرد در لبه‌ها داشت.

circular [صفت]
اجرا کردن

مدور

Ex: The circular window flooded the room with natural light , creating a welcoming atmosphere .

پنجره دایره‌ای اتاق را با نور طبیعی پر کرد و فضایی دلپذیر ایجاد کرد.

cordless [صفت]
اجرا کردن

بی‌سیم

Ex: The company introduced a new line of cordless headphones .

شرکت یک خط جدید از هدفون‌های بی‌سیم را معرفی کرد.

اجرا کردن

(باتری یا دستگاه) قابل شارژ

Ex: The new phone comes with a rechargeable lithium-ion battery .

تلفن جدید با یک باتری لیتیوم یونی قابل شارژ عرضه می‌شود.

اجرا کردن

ساخت‌وساز

Ex:

کارگران ساختمان باید همیشه تجهیزات محافظتی بپوشند.

glass [اسم]
اجرا کردن

لیوان

Ex:

بچه‌ها آبمیوه خود را از لیوانهای رنگارنگ نوشیدند.

wheel [اسم]
اجرا کردن

فرمان

Ex: You must not use your phone while holding the wheel .

شما نباید هنگام نگه داشتن فرمان از تلفن خود استفاده کنید.

long [صفت]
اجرا کردن

قدبلند

Ex: The long model walked gracefully down the runway .

مدل بلندقد با ظرافت روی راهرو مد راه رفت.

lid [اسم]
اجرا کردن

درپوش

Ex: The lid of the pan helps retain heat and moisture while cooking .

درپوش قابلمه به حفظ گرما و رطوبت در هنگام پخت و پز کمک می‌کند.

to press [فعل]
اجرا کردن

فشار دادن

Ex: The athlete pressed her body against the wall , preparing for the starting signal .

ورزشکار بدنش را به دیوار فشرد، برای علامت شروع آماده می‌شد.

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

to post [فعل]
اجرا کردن

آگهی کردن

Ex: Residents are encouraged to post feedback and suggestions on the community bulletin board in the town hall .

ساکنان تشویق می‌شوند تا بازخوردها و پیشنهادات خود را روی تابلو اعلانات جامعه در تالار شهر ارسال کنند.

to come [فعل]
اجرا کردن

آمدن

Ex:

گربه هر صبح به در می‌آید.

aluminum [اسم]
اجرا کردن

آلومینیم

Ex:

آلومینیوم معمولاً برای بسته‌بندی غذا استفاده می‌شود زیرا مانعی در برابر رطوبت، نور و هوا فراهم می‌کند.