کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 9 - 9G

در اینجا واژگان از واحد 9 - 9G در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'کنسول'، 'ناوبری ماهواره ای'، 'سیم برق' و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
gadget [اسم]
اجرا کردن

ابزارک

Ex: The mechanic used a specialized gadget to diagnose the issue with the car ’s engine .

مکانیک از یک گجت تخصصی برای تشخیص مشکل موتور ماشین استفاده کرد.

اجرا کردن

دوربین دیجیتال

Ex: They bought a lightweight digital camera for their vacation .

آن‌ها یک دوربین دیجیتال سبک برای تعطیلاتشان خریدند.

اجرا کردن

رادیوی دیجیتال

Ex: Digital radio signals are less likely to fade than analog signals .

سیگنال‌های رادیو دیجیتال کمتر از سیگنال‌های آنالوگ محو می‌شوند.

DVD player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش دی‌وی‌دی

Ex:

ما دیشب با استفاده از دی‌وی‌دی پلیر یک فیلم تماشا کردیم.

e-book [اسم]
اجرا کردن

کتاب الکترونیک

Ex:

کتاب‌های الکترونیکی اغلب ارزان‌تر از نسخه‌های فیزیکی کتاب‌ها هستند.

reader [اسم]
اجرا کردن

فرد علاقمند به مطالعه

Ex: The author 's note addressed the reader directly , giving insight into the story .

یادداشت نویسنده مستقیماً به خواننده خطاب کرد، بینشی به داستان داد.

اجرا کردن

کنسول بازی

Ex:

بسیاری از بچه‌ها یک کنسول بازی ویدیویی به عنوان هدیه تولد خواستند.

headphones [اسم]
اجرا کردن

هدفون

Ex: The sound quality of these wireless headphones is exceptional , providing a truly immersive listening experience .

کیفیت صدای این هدفون‌های بی‌سیم استثنایی است، تجربه‌ای واقعاً غوطه‌ورکننده از شنیدن ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

تلفن همراه

Ex: He lost his mobile phone at the concert and spent hours searching for it afterward .

او تلفن همراه خود را در کنسرت گم کرد و ساعتها بعد از آن به دنبالش گشت.

MP3 player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش موسیقی

Ex:

او ترجیح می‌دهد از یک پخش‌کننده MP3 به جای خدمات استریمینگ استفاده کند چون به اتصال اینترنت نیاز ندارد.

smartphone [اسم]
اجرا کردن

تلفن هوشمند

Ex: The smartphone 's camera quality rivaled that of a professional camera .

کیفیت دوربین تلفن هوشمند با دوربین حرفه‌ای رقابت می‌کرد.

tablet [اسم]
اجرا کردن

تبلت

Ex: Many artists use a tablet with a stylus to create digital artwork and illustrations .

بسیاری از هنرمندان از یک تبلت با قلم برای خلق آثار هنری دیجیتال و تصاویر استفاده می‌کنند.

Blu-ray [اسم]
اجرا کردن

دیسک بلوری

Ex:

کنسول بازی ویدیویی از دیسک‌های بلو-ری پشتیبانی می‌کند و به بازیکنان اجازه می‌دهد تا از تجربیات بازی غوطه‌ور لذت ببرند.

player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش

Ex: He upgraded to a new player with 4 K video support .

او به یک پخش‌کننده جدید با پشتیبانی ویدیوی 4K ارتقا داد.

camcorder [اسم]
اجرا کردن

دوربین فیلم‌برداری (سبک و قابل حمل)

Ex: She used the camcorder to make a family video .

او از دوربین فیلمبرداری برای ساخت یک فیلم خانوادگی استفاده کرد.

frame [اسم]
اجرا کردن

فریم (فیلم)

Ex: The frame froze a fleeting moment in time , capturing the raw emotion of the actor 's performance .

فریم لحظه‌ای زودگذر را در زمان منجمد کرد، احساس خام عملکرد بازیگر را ضبط کرد.

laptop [اسم]
اجرا کردن

لپ‌تاپ

Ex: My brother uses his laptop for studying and online classes .

برادرم از لپتاپ خود برای مطالعه و کلاس‌های آنلاین استفاده می‌کند.

اجرا کردن

مسیریاب ماهواره‌ای

Ex: Satellite navigation systems are especially useful when traveling in unfamiliar areas .

سیستم‌های ناوبری ماهواره‌ای به ویژه هنگام سفر در مناطق ناآشنا مفید هستند.

solar power [اسم]
اجرا کردن

انرژی خورشیدی

Ex: Solar power is widely used in remote areas without access to the grid .

انرژی خورشیدی به طور گسترده در مناطق دورافتاده بدون دسترسی به شبکه استفاده می‌شود.

اجرا کردن

دستگاه شارژکننده باتری

Ex: She plugged the battery charger into the wall to power up the flashlight .

او شارژر باتری را به دیوار وصل کرد تا چراغ قوه را روشن کند.

wireless [صفت]
اجرا کردن

بی‌سیم

Ex:

پد شارژ بی‌سیم جدید، شارژ کردن تلفن شما را بدون نیاز به اتصال آسان می‌کند.

speaker [اسم]
اجرا کردن

بلندگو

Ex: The DJ tested the bass response of the speakers before the party started .

دی‌جی پاسخ بیس اسپیکرها را قبل از شروع مهمانی آزمایش کرد.

part [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The living room is my favorite part of the house because it 's where we relax and spend time together .

اتاق نشیمن بخشی مورد علاقه من از خانه است چون جایی است که ما در آن استراحت می‌کنیم و با هم وقت می‌گذرانیم.

battery [اسم]
اجرا کردن

باتری

Ex: He always carries spare batteries for his camera during outdoor adventures .

او همیشه باتری یدکی برای دوربینش در ماجراجویی‌های فضای باز همراه دارد.

case [اسم]
اجرا کردن

کیس کامپیوتر

Ex: The case is vital for keeping the computer components safe from dust .

کیس برای محافظت از قطعات کامپیوتر در برابر گرد و غبار حیاتی است.

charger [اسم]
اجرا کردن

شارژر

Ex: The electric car comes with a fast charger that can refill the battery in just a few hours .

ماشین الکتریکی با یک شارژر سریع عرضه می‌شود که می‌تواند باتری را در عرض چند ساعت شارژ کند.

on [صفت]
اجرا کردن

در حال کار

Ex:

برق روشن است، اما اینترنت قطع است.

button [اسم]
اجرا کردن

دکمه (کامپیوتر و...)

Ex: Press the button to turn on the television .

برای روشن کردن تلویزیون دکمه را فشار دهید.

power lead [اسم]
اجرا کردن

کابل رابط منبع تغذیه

Ex: The power lead was damaged and needed to be replaced .

کابل برق آسیب دیده بود و نیاز به تعویض داشت.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

screen [اسم]
اجرا کردن

صفحه نمایش

Ex: She cleaned the screen of her laptop to remove smudges .

او صفحه لپتاپش را تمیز کرد تا لکه‌ها را پاک کند.

USB [اسم]
اجرا کردن

یواس‌بی فلش درایو

Ex: The USB port on the laptop allows for quick and easy connection of external devices .

پورت USB در لپ‌تاپ امکان اتصال سریع و آسان دستگاه‌های خارجی را فراهم می‌کند.

volume [اسم]
اجرا کردن

بلندی صدا

Ex: He lowered the volume on his headphones to avoid disturbing others in the library .

او صدای هدفون خود را کم کرد تا دیگران در کتابخانه را آزار ندهد.

control [اسم]
اجرا کردن

هدایت

Ex: Losing control of the car , he swerved off the road and into a ditch .

با از دست دادن کنترل ماشین، او از جاده منحرف شد و به داخل یک گودال افتاد.

photograph [اسم]
اجرا کردن

عکس

Ex: The couple hired a professional photographer to take photographs at their wedding .

این زوج یک عکاس حرفه‌ای استخدام کردند تا عکس‌ها را در عروسیشان بگیرد.

اجرا کردن

درایو دیسک سخت

Ex: External hard disk drives are popular for backing up important files and documents .

دیسک‌های سخت خارجی برای پشتیبان‌گیری از فایل‌ها و اسناد مهم محبوب هستند.

port [اسم]
اجرا کردن

ورودی (فلش، کابل موس و غیره)

Ex: Plug the printer cable into the correct port on your computer .

کابل پرینتر را به پورت صحیح کامپیوتر خود وصل کنید.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.