کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 7 - 7A
در اینجا واژگان واحد 7 - 7A در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دروغ"، "تحریف"، "منافق" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the true principles or facts about something, in contrast to what is imagined or thought

حقیقت, راستی، درستی
صداقت شخصی و شفافیت به فرهنگ حقیقت کمک میکنند.
the act of making a false copy or imitation of a document, signature, banknote, or work of art with the intent to deceive or defraud

سندسازی
او به دلیل ارائه فاکتورهای تقلبی به مشتریانش به جعل متهم شد.
to win or gain an advantage in a game, competition, etc. by breaking rules or acting unfairly

تقلب کردن, جرزنی کردن
دیشب، او با علامت گذاری کارتها در بازی پوکر تقلب کرد.
to make a person believe something untrue

فریب دادن
کلاهبرداریهای آنلاین با هدف فریب افراد برای ارائه اطلاعات شخصی یا پول طراحی شدهاند.
to change one's appearance, behavior, or nature in order to conceal one's identity or true nature

جامه بدل پوشیدن (استعاری)
جاسوس اغلب تغییر چهره میدهد تا اطلاعات را بدون توجه جمع آوری کند.
to change and twist a fact, idea, etc. in a way that no longer conveys its true meaning

تحریف کردن, تغییر دادن
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی میتوانند برای تحریف اخبار، انتشار اطلاعات نادرست و تئوریهای توطئه استفاده شوند.
to describe something better, larger, worse, etc. than it truly is

اغراق کردن, مبالغه کردن، گزافهگویی کردن
طنز کمدین اغلب از توانایی او در اغراق در موقعیتهای روزمره و تبدیل آنها به چیزهای پوچ ناشی میشود.
to create or make up something, especially with the intent to deceive

از خود درآوردن, درست کردن
شاهد اعتراف کرد که تحت فشار دادستان شهادتش را جعل کرده است.
to tell a small or trivial lie that is not meant to cause harm or serious consequences

چاخان کردن
وقتی از او پرسیده شد که آیا آماده است، دروغ گفت و گفت که بله، با اینکه نبود.
to trick someone by making them believe something false or absurd

فریب دادن, گول زدن
او با بازگرداندن کالایی که مال او نبود، فروشنده را فریب داد.
to intentionally say or write something that is not true

دروغ گفتن
بسه! تو داری دروغ میگی تا اشتباهت رو بپوشونی.
to give a reason or explanation to avoid doing something or to explain a mistake or failure

بهانه آوردن, بهانه تراشیدن
to control or influence someone cleverly for personal gain or advantage

بازیچه گرفتن, گول زدن
رهبر فرقه پیروانش را دستکاری کرد تا باور کنند که او قدرتهای الهی دارد و میتواند آنها را به روشنبینی برساند.
to cause someone to believe something that is not true, typically by lying or omitting important information

گمراه کردن, فریب دادن
مراقب منابع خبری باشید که ممکن است با ارائه اطلاعات جانبدارانه یا ناقص سعی در گمراه کردن بینندگان داشته باشند.
to confess and take responsibility for one's mistakes

اعتراف کردن, به گردن گرفتن، اقرار کردن
او در مقابل تمام کلاس درباره تقلب در آزمون اعتراف کرد.
to present oneself or something as someone or something else in a deceptive manner

چیزی را به جای چیز دیگری جا زدن, قالب کردن
او خود را به عنوان یک وکیل جا زد تا اطلاعات داخلی را به دست آورد.
to alter or manipulate an image using Adobe Photoshop or a similar digital editing software

فوتوشاپ کردن
اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی لباسش را فتوشاپ کرد تا خوشآیندتر به نظر برسد.
to make information that was previously unknown or kept in secrecy publicly known

رونمایی کردن, برملا کردن
افشاگر اطلاعات حیاتی درباره اقدامات غیراخلاقی شرکت را فاش کرد.
to strongly promise something, usually in serious or formal situations

قول دادن, تعهد دادن
تیم سوگند میخورد که یکپارچگی پروژه خود را حفظ کند.
to use words and give someone information

گفتن, بیان کردن
آیا میتوانید در مورد تعطیلاتتان بگویید؟
a statement that is false and used intentionally to deceive someone

دروغ
او در یک دروغ گرفتار شد وقتی که دلیل او با شواهد ارائه شده در دادگاه مطابقت نداشت.
(of a person) telling the truth without deceit or falsehood

صادق, راستگو
معلم دانشآموزان را تشویق کرد که در همه موقعیتها راستگو باشند.
designed to resemble the real thing but lacking authenticity

تقلبی, جعلی، غیراصل
شرکت الماسهای تقلبی تولید کرد که تقریباً از الماسهای واقعی غیرقابل تشخیص بودند.
an initial creation, such as an audio recording, from which duplicates or copies are produced

اصلی, نسخه اصلی
او نسخه اصلی کتاب نادر را خرید، نه فقط یک فاکسیمیله.
accurate and true, especially in terms of reporting, understanding, or stating information

واقعی, مطابقباواقعیت، واقعگرا
بیایید قبل از نتیجهگیری عجولانه، حقایق را درست روشن کنیم.
causing someone to have a wrong idea or impression, usually by giving incomplete or false information

گمراهکننده
آنها فهمیدند که تبلیغات فریبنده شرکت هزینه واقعی محصول را پنهان میکرد.
able to be trusted or relied on

قابل اعتماد
سازمان قابل اعتماد شفافیت و پاسخگویی را در عملیات خود در اولویت قرار میدهد.
having a preference or unfair judgment toward one side or viewpoint over others

متعصب, جانبدارانه، متعصبانه
مهم است که چندین منبع اطلاعات را در نظر بگیرید تا از جانبدارانه بودن در نتیجهگیریهای خود جلوگیری کنید.
expressing thoughts or feelings clearly and without evasion

سرراست, بیدردسر
مستقیم بودن، او نگرانیهایش را بدون تردید بیان کرد.
the act of not telling the truth or deliberately misleading someone in order to gain an advantage or avoid punishment

حقهبازی, دوزوکلک
او به بیصداقتی خود اعتراف کرد و به خاطر گمراه کردن تیم عذرخواهی کرد.
telling the truth and having no intention of cheating or stealing

صادق, درستکار
حتی در شرایط دشوار، او صادق و شفاف باقی ماند و از به خطر انداختن اصول خود خودداری کرد.
acting in a way that is different from what one claims to believe or value

ریاکار, متظاهر
منافقانه است که شرکت در تبلیغات خود برابری را ترویج میکند در حالی که به کارمندان زن کمتر از همتایان مردشان پرداخت میکند.
influencing or controlling others in an unfair or deceptive way, often to achieve one's own goals

حقهباز, دغلباز
رئیس متقلب کارمندان را علیه یکدیگر بازی داد تا قدرت و کنترل را در محل کار حفظ کند.
