کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط - واحد 6 - 6C

در اینجا واژگان از واحد 6 - 6C در کتاب درسی English Result Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "وان", "برچسب", "بطری" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط
food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

label [اسم]
اجرا کردن

برچسب

Ex: The label on the medicine bottle warned about potential side effects .

برچسب روی بطری دارو در مورد عوارض جانبی احتمالی هشدار می‌داد.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

jar [اسم]
اجرا کردن

شیشه (مربا، عسل و غیره)

Ex: The candlelight flickered softly , casting shadows on the rows of jars that adorned the shelves .

نور شمع به آرامی می‌لرزید، سایه‌هایی بر روی ردیف‌های شیشه‌های که قفسه‌ها را زینت می‌دادند می‌انداخت.

honey [اسم]
اجرا کردن

عسل

Ex: We used honey as a natural remedy for soothing a sore throat .

ما از عسل به عنوان یک درمان طبیعی برای تسکین گلو درد استفاده کردیم.

tin [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: The store sells a variety of tin containers , perfect for storing rice , pasta , and other dry goods .

فروشگاه انواع ظروف قلعی می‌فروشد که برای نگهداری برنج، پاستا و سایر خشکبار مناسب هستند.

baked beans [اسم]
اجرا کردن

لوبیاپته

Ex: Baked beans are often a convenient and affordable meal option .

لوبیای پخته اغلب یک گزینه غذایی راحت و مقرون به صرفه است.

tub [اسم]
اجرا کردن

وان حمام

Ex: The tub was too small for him to stretch out comfortably .

وان برای اینکه او بتواند راحت دراز بکشد خیلی کوچک بود.

humus [اسم]
اجرا کردن

حمص

Ex:

حمص اغلب به عنوان دیپ برای سبزیجات تازه در آشپزی مدیترانه‌ای استفاده می‌شود.

carton [اسم]
اجرا کردن

کارتن

Ex: The carton was labeled with the expiration date .
juice [اسم]
اجرا کردن

آب‌میوه

Ex: They mixed the juices of different fruits to create a delicious and colorful blend .

آنها آبمیوه‌های میوه‌های مختلف را مخلوط کردند تا یک ترکیب خوشمزه و رنگارنگ ایجاد کنند.

mayonnaise [اسم]
اجرا کردن

سس مایونز

Ex: The chef recommended adding a touch of mayonnaise to the deviled eggs for extra creaminess .

آشپز توصیه کرد که برای کرمی‌تر شدن، کمی مایونز به تخم‌مرغ‌های شیطانی اضافه شود.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.