کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط - واحد 7 - 7A

در اینجا واژگان واحد 7 - 7A از کتاب درسی English Result Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دست نخورده"، "مهمان نواز"، "فراموش نشدنی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط
spoiled [صفت]
اجرا کردن

لوس

Ex: After years of being pampered by her grandparents , she developed a spoiled attitude that frustrated her friends .

پس از سال‌ها لوس شدن توسط پدربزرگ و مادربزرگش، او رفتاری لوس پیدا کرد که دوستانش را ناامید کرد.

unspoiled [صفت]
اجرا کردن

دست نخورده

Ex: The remote village maintained its unspoiled charm , with traditional houses and untouched landscapes .

روستای دورافتاده جذابیت دست‌نخورده خود را حفظ کرد، با خانه‌های سنتی و مناظر دست‌نخورده.

touched [صفت]
اجرا کردن

لمس شده

Ex: She treasured the touched pages of her favorite book , worn from many readings .

او صفحات لمس شده کتاب مورد علاقه‌اش را که از بس خوانده شده بود فرسوده شده بود، گرامی می‌داشت.

untouched [صفت]
اجرا کردن

دست نخورده

Ex: The untouched resolve of the team members led to the successful completion of the task .

عزم دست‌نخورده اعضای تیم منجر به تکمیل موفقیت‌آمیز وظیفه شد.

possible [صفت]
اجرا کردن

ممکن

Ex: The team made every possible effort to win the game .

تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.

impossible [صفت]
اجرا کردن

غیرممکن

Ex: Running a marathon without training would be almost impossible .

دویدن ماراتن بدون تمرین تقریباً غیرممکن خواهد بود.

accessible [صفت]
اجرا کردن

دردسترس

Ex: The library has made efforts to ensure that its digital archives are accessible to researchers worldwide .

کتابخانه تلاش کرده است تا اطمینان حاصل کند که آرشیوهای دیجیتال آن برای محققان در سراسر جهان قابل دسترس باشد.

اجرا کردن

غیر قابل دسترس

Ex: Due to security measures , some websites are inaccessible from certain regions .

به دلیل اقدامات امنیتی، برخی از وب‌سایت‌ها از برخی مناطق غیرقابل دسترس هستند.

damaged [صفت]
اجرا کردن

صدمه‌‌دیده

Ex: He suffered from a damaged knee after the sports injury .

او از یک زانوی آسیب‌دیده پس از آسیب ورزشی رنج می‌برد.

undamaged [صفت]
اجرا کردن

دست نخورده

Ex: She opened the box carefully , hoping the contents were undamaged .

او جعبه را با دقت باز کرد، امیدوار که محتویات سالم باشند.

complete [صفت]
اجرا کردن

کامل

Ex: This book is a complete guide to gardening .

این کتاب یک راهنمای کامل برای باغبانی است.

incomplete [صفت]
اجرا کردن

ناقص

Ex: The puzzle is incomplete because it 's missing a piece .

پازل ناقص است زیرا یک قطعه کم دارد.

usual [صفت]
اجرا کردن

همیشگی

Ex: The usual hours of operation are from 9 AM to 5 PM .

ساعات کار معمول از 9 صبح تا 5 بعدازظهر است.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

hospitable [صفت]
اجرا کردن

مناسب برای رشد و بقا

Ex: A hospitable environment is crucial for the survival of endangered species .

یک محیط مهمان‌نواز برای بقای گونه‌های در معرض خطر حیاتی است.

اجرا کردن

نامطبوع

Ex: The cold and inhospitable conditions of the Arctic made it a difficult place to live .

شرایط سرد و نامساعد قطب شمال آن را به مکانی دشوار برای زندگی تبدیل کرده بود.

pleasant [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: The picnic by the river was a pleasant way to spend the afternoon .

پیک نیک کنار رودخانه روشی لذت بخش برای گذراندن بعدازظهر بود.

unpleasant [صفت]
اجرا کردن

ناخوشایند

Ex: The room was filled with an unpleasant smell from the garbage .

اتاق پر از بوی ناخوشایند زباله بود.

discovered [صفت]
اجرا کردن

کشف شده

Ex: The discovered talent of the young artist impressed the gallery visitors .

استعداد کشف‌شده هنرمند جوان بازدیدکنندگان گالری را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

کشف نشده

Ex: She had an undiscovered talent for painting that emerged later in life .

او استعدادی کشف‌نشده در نقاشی داشت که بعدها در زندگی‌اش ظهور کرد.

forgettable [صفت]
اجرا کردن

فراموش شدنی

Ex: He gave a forgettable performance in the school play , lacking emotion .

او یک اجرای فراموش‌شدنی در نمایش مدرسه ارائه داد، فاقد احساس.

اجرا کردن

فراموش‌نشدنی

Ex: His kindness and generosity made an unforgettable impression on everyone he met .

مهربانی و سخاوت او تاثیری فراموش‌نشدنی بر همه کسانی که ملاقات کرد گذاشت.