کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط - واحد 5 - 5B

در اینجا واژگان واحد 5 - 5B از کتاب درسی English Result Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سونا"، "ماست"، "عربی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' فوق متوسط
fog [اسم]
اجرا کردن

مه

Ex: The morning fog on the lake was a beautiful sight .

مه صبحگاهی روی دریاچه منظره زیبایی بود.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.

sauna [اسم]
اجرا کردن

سونا

Ex: The wellness center offered a variety of treatments , including hot stone massages and infrared sauna sessions .

مرکز سلامتی انواع درمان‌ها را ارائه می‌داد، از جمله ماساژ سنگ داغ و جلسات سونا مادون قرمز.

ski [اسم]
اجرا کردن

چوب اسکی

Ex: The skis were waxed and tuned to ensure optimal performance on the snow .

اسکی‌ها برای اطمینان از عملکرد بهینه روی برف موم زده و تنظیم شدند.

yogurt [اسم]
اجرا کردن

ماست

Ex: He uses yogurt as a base for his smoothies , adding creaminess and a tangy flavor .

او از ماست به عنوان پایه اسموتی هایش استفاده می‌کند، که باعث کرمی شدن و طعم تند می‌شود.

zero [عدد]
اجرا کردن

صفر

Ex: There were zero people in the park .

صفر نفر در پارک بودند.

Arabic [اسم]
اجرا کردن

زبان عربی

Ex: My roommate can read and write in Arabic .

همخانه‌ای من می‌تواند به عربی بخواند و بنویسد.

Danish [اسم]
اجرا کردن

زبان دانمارکی

Ex:

در مدرسه، ما مجبور بودیم رمان‌های کلاسیک دانمارکی، مانند آثار هانس کریستین اندرسن را بخوانیم.

Finnish [اسم]
اجرا کردن

زبان فنلاندی

Ex: Traditional songs in Finnish often reflect the country ’s rich folklore .

آهنگ‌های سنتی به زبان فنلاندی اغلب بازتاب‌دهنده فولکلور غنی این کشور هستند.

Greek [اسم]
اجرا کردن

زبان یونانی

Ex: She studies Greek as part of her university degree .

او به عنوان بخشی از مدرک دانشگاهی خود یونانی مطالعه می‌کند.

Norwegian [اسم]
اجرا کردن

زبان نروژی

Ex: She learned Norwegian as part of her work in Oslo .

او نروژی را به عنوان بخشی از کارش در اسلو یاد گرفت.

Turkish [اسم]
اجرا کردن

زبان ترکی

Ex: She speaks fluent Turkish since her mother is from Turkey .

او به روانی ترکی صحبت می‌کند چون مادرش از ترکیه است.