همیشه
آنها همیشه تولدها را با یک جشن جشن میگیرند.
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1B در کتاب درسی English Result Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "به شدت"، "به ندرت"، "نسبتا" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
همیشه
آنها همیشه تولدها را با یک جشن جشن میگیرند.
به ندرت
آنها به ندرت به اقوام خود سر میزنند، شاید سالی یک بار.
اغلب
او اغلب در مرکز جامعه داوطلب میشود.
معمولاً
آنها معمولاً جمعهها در کافیشاپ ملاقات میکنند.
در نهایت
او با پروژه دست و پنجه نرم کرد، اما بالاخره توانست آن را قبل از مهلت تمام کند.
هرگز
او هرگز شنا یاد نگرفت، با اینکه در نزدیکی اقیانوس بزرگ شد.
بهندرت
آنها به ندرت در زمستان سفر میکنند.
گاهی
ما گاهی در حیاط خلوت باربیکیو داریم.
معمولاً
او معمولاً آخر هفته را با خانواده اش می گذراند.
اخیراً
او اخیراً یک سرگرمی جدید را شروع کرده است.
بهآرامی
او آهسته صفحات کتاب قدیمی را ورق زد، مراقب بود که آنها را پاره نکند.
بادقت
آنها هر آیتم در جعبه را با دقت بررسی کردند.
بهسرعت
آشپز ماهر سبزیجات را به سرعت خرد کرد.
بیسروصدا
من بیصدا از اتاق خارج شدم وقتی کسی نگاه نمیکرد.
بهخوبی
سخنرانی به خوبی ارائه شد و توجه مخاطبان را جلب کرد.
نسبتاً
هوا این هفته در مقایسه با هفته گذشته نسبتاً ملایم بوده است.
نسبتاً
کیک نسبتاً شیرین بود، اما نه خیلی زیاد.
بسیار
سر و صدا از محل ساخت و ساز به شدت مختل کننده بود.
کاملاً
پس از یک روز طولانی کار، او حمام گرم را بسیار آرامشبخش یافت.
تقریباً
آنها تقریباً آماده رفتن بودند که متوجه شدند بلیطهایشان را فراموش کردهاند.
نسبتاً
فیلم نسبتاً خستهکننده بود، تقریباً خوابم برد.
بیش از حد
من خیلی خستهام که امشب به کار کردن ادامه دهم.
بسیار
وضعیت از ماه گذشته بسیار بهبود یافته است.