to be familiar with a person or thing because of regular experience or contact
در اینجا واژگان واحد 7 - 7B در کتاب درسی English Result Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "محتاط"، "ماجراجو"، "ماهر"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to be familiar with a person or thing because of regular experience or contact
مراقب
او از دادن اطلاعات شخصی به تماسگیرندگان ناشناس احتیاط میکرد.
ماجراجو
کارآفرین ماجراجو یک سری استارتاپ های نوآورانه را راه اندازی کرد، بدون ترس از پذیرش ریسک های محاسبه شده در دنیای کسب و کار.
باهوش
دانشمند تیزبین با اشتیاق یافتههای جدید تحقیقاتی را در زمینه خود جذب کرد.
نگران
آنها درباره سلامتی خود نگران بودند، احساس اضطراب درباره نتایج آزمایشهای پزشکی خود داشتند.
عادت کرده
زندگی در یک خانه دو زبانه، او به راحتی به عادت به تغییر بین زبانها کرد.
خوش
هر زمان که به خانه پدربزرگ و مادربزرگش سر میزد، احساس گرمی از نوستالژی را تجربه میکرد، در حالی که با اشیاء آشنا و داستانهای خانوادگی از سالهای گذشته احاطه شده بود.
متخصص
سرآشپز در ایجاد غذاهای گورمه از آشپزیهای مختلف ماهر است.
متکی
آنها برای بیشتر تأمین غذای خود به واردات وابسته هستند.
درگیر
او به شدت درگیر سازماندهی رویداد خیریه بود، با نظارت بر هر جزئیات برای اطمینان از موفقیت آن.
مشتاق
تشویق پرشور او قدردانی واقعی او از اجرا را نشان داد.
مخالف
فعالان محیط زیست با استناد به اهمیت حفظ تنوع زیستی، با قطع درختان جنگلهای کهنسال مخالفت کردند.
موشکافانه
آنها رویداد را با توجه وسواسی به هر جنبه برنامهریزی کردند.
وابسته
بسیاری از گیاهان برای تولید مثل به انواع خاصی از گردهافشانها وابسته هستند.
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
خوب
اگر برنامهها را تغییر دهید برای من مشکلی نیست.
مخالف
بسیاری از مردم به دلیل نگرانیهای مربوط به نظافت، مخالف استفاده از حمل و نقل عمومی هستند.
ریلکس
حتی در بحران، او آرام ماند و با آرامش مراحل بعدی را مشخص کرد.
علاقمند
آیا به پیوستن به ما برای شام علاقهمند هستید؟
خسته و بیحوصله
او حوصلهاش سر رفته چون در خانه کاری برای انجام دادن ندارد.