مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 26

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
equable [صفت]
اجرا کردن

خونسرد

Ex: The teacher 's equable temperament kept the class orderly .
to equalize [فعل]
اجرا کردن

برابر کردن

Ex: She equalized their chore responsibilities so no one felt overburdened .

او مسئولیت‌های خانه‌داری را مساوی کرد تا هیچ‌کس احساس فشار بیش از حد نکند.

equanimity [اسم]
اجرا کردن

آرامش

Ex: Soldiers are trained to respond to dangerous situations with equanimity in order to make rational decisions under pressure .

سربازان آموزش دیده‌اند تا با آرامش به موقعیت‌های خطرناک پاسخ دهند تا بتوانند تحت فشار تصمیمات عقلانی بگیرند.

equilibrium [اسم]
اجرا کردن

(توزیع) برابری

Ex: The population is in equilibrium across the region .
equipoise [اسم]
اجرا کردن

برابری

Ex: Researchers aimed to enroll participants when the risk-benefit ratio was in equipoise so the trial could help resolve medical uncertainties .

محققان قصد داشتند شرکت‌کنندگان را هنگامی که نسبت خطر-فایده در تعادل بود ثبت‌نام کنند تا آزمایش بتواند به حل عدم قطعیت‌های پزشکی کمک کند.

equitable [صفت]
اجرا کردن

منصفانه

Ex: An equitable solution was reached after careful consideration of all viewpoints .

یک راه‌حل منصفانه پس از بررسی دقیق تمام دیدگاه‌ها به دست آمد.

equity [اسم]
اجرا کردن

ارزش دارایی خالص

Ex: The car 's equity was minimal after several years of depreciation .
equivalent [صفت]
اجرا کردن

معادل

Ex: Electrical resistance and impedance are equivalent characteristics for certain kinds of circuits or electrical components .

مقاومت الکتریکی و امپدانس ویژگی‌های معادل برای انواع خاصی از مدارها یا اجزای الکتریکی هستند.

to refer [فعل]
اجرا کردن

ارجاع دادن

Ex:

قوانین اتحادیه ایجاب می‌کند که مسائل ایمنی قبل از ثبت شکایت به تیم سلامت شغلی ارجاع داده شود.

referable [صفت]
اجرا کردن

نسبت‌دادنی

Ex: Copyright laws protect creative works by ensuring any unauthorized use is clearly referable to the original artist who retains ownership of the rights .

قوانین کپی‌رایت از آثار خلاقانه محافظت می‌کنند با اطمینان از اینکه هرگونه استفاده غیرمجاز به وضوح قابل ارجاع به هنرمند اصلی است که مالکیت حقوق را حفظ می‌کند.

ire [اسم]
اجرا کردن

خشم

Ex: Repeated safety violations at the plant had raised the workers ' ire toward management .

تخلفات مکرر ایمنی در کارخانه، خشم کارگران را نسبت به مدیریت برانگیخته بود.

irate [صفت]
اجرا کردن

خشمناک

Ex: The irate customer demanded to speak with the manager .

مشتری عصبانی تقاضا کرد که با مدیر صحبت کند.

irascible [صفت]
اجرا کردن

تندخو

Ex: An irascible atmosphere hung over the office after the budget cuts .
blithe [صفت]
اجرا کردن

بی‌تفاوت

Ex:

اظهارات بی‌پروا او درباره ریسک‌های پروژه نشان‌دهنده عدم نگرانی بود.

blithesome [صفت]
اجرا کردن

سرکیف

Ex: Surrounded by her family and friends , Grandma Eugenia celebrated her 90th birthday in a blithesome mood .

مادربزرگ یوجینیا در حالی که توسط خانواده و دوستانش احاطه شده بود، نودمین سالگرد تولد خود را در حال و هوایی شاد جشن گرفت.

hackneyed [صفت]
اجرا کردن

پیش‌پاافتاده (در اثر استفاده زیاد)

Ex: The motivational poster used a hackneyed slogan that did little to energize the team .

پوستر انگیزشی از یک شعار کلیشه‌ای استفاده کرد که کمکی به انرژی بخشیدن به تیم نکرد.

notoriety [اسم]
اجرا کردن

بدنامی

Ex: The politician 's notoriety was due to a series of controversial and unethical decisions .

شهرت سیاستمدار به دلیل یک سری تصمیمات جنجالی و غیراخلاقی بود.

notorious [صفت]
اجرا کردن

بدنام

Ex: She became notorious after the scandal was made public .

او پس از افشای رسوایی بدنام شد.