کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 6 درس ج

در اینجا واژگان از واحد 6 درس C در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "پخش مجدد"، "تبلیغات"، "فاصله"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
to record [فعل]
اجرا کردن

ضبط کردن

Ex: The nurse recorded the patient 's vital signs in the medical chart .

پرستار علائم حیاتی بیمار را در پرونده پزشکی ثبت کرد.

اجرا کردن

جلو بردن سریع

Ex:

بیننده در طول برنامه تلویزیونی ضبط شده، تبلیغات را سریع جلو برد.

to skip [فعل]
اجرا کردن

رد شدن

Ex: If you find a section of the audiobook uninteresting , you can simply skip to the next chapter .

اگر بخشی از کتاب صوتی را غیرجذاب یافتید، می‌توانید به سادگی به فصل بعدی پرش کنید.

rerun [اسم]
اجرا کردن

بازپخش (برنامه)

Ex: The network scheduled a rerun of last season 's finale due to popular demand .

شبکه به دلیل تقاضای عمومی، پخش مجدد فینال فصل گذشته را برنامه‌ریزی کرد.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

commercial [صفت]
اجرا کردن

تجاری

Ex: Commercial shipping companies transport goods across national and international borders .
television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

public [صفت]
اجرا کردن

عمومی

Ex: The government implemented new policies to address public health concerns .

دولت سیاست‌های جدیدی را برای رسیدگی به نگرانی‌های سلامت عمومی اجرا کرد.

satellite [اسم]
اجرا کردن

ماهواره فضایی

Ex: During the mission , scientists used the satellite to study the effects of climate change from space .

در طول مأموریت، دانشمندان از ماهواره برای مطالعه اثرات تغییرات آب و هوایی از فضا استفاده کردند.

speed [اسم]
اجرا کردن

سرعت

Ex: Time seemed to slow down as he watched the car approaching at high speed .

زمان به نظر می‌رسید که کند شده است در حالی که او ماشین را با سرعت بالا مشاهده می‌کرد.

later [قید]
اجرا کردن

بعداً

Ex: He asked me to return his call later .

او از من خواست که بعداً به او زنگ بزنم.

اجرا کردن

تبلیغات

Ex: The advertisement for the online course convinced me to enroll .

تبلیغ دوره آنلاین مرا متقاعد کرد که ثبت نام کنم.

product [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: Consumers are increasingly demanding eco-friendly products .

مصرف‌کنندگان به طور فزاینده‌ای محصولات دوستدار محیط زیست را تقاضا می‌کنند.

device [اسم]
اجرا کردن

ابزار

Ex: The teacher used an interactive device to engage students in the lesson .

معلم از یک دستگاه تعاملی برای درگیر کردن دانش‌آموزان در درس استفاده کرد.

distance [اسم]
اجرا کردن

فاصله

Ex:

آنها برای چندین سال یک رابطه دور را حفظ کردند قبل از ازدواج.

to watch [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: The circus act was impressive and entertaining to watch .

نمایش سیرک چشمگیر و سرگرم‌کننده برای تماشا بود.

to have [فعل]
اجرا کردن

در اختیار داشتن

Ex: I have their email .

من دارای ایمیل آنها هستم.

to visit [فعل]
اجرا کردن

دیدوبازدید کردن

Ex: They visit their cousins during the holidays .

آن‌ها در تعطیلات از پسرعموهایشان دیدن می‌کنند.

to play [فعل]
اجرا کردن

پخش کردن (موسیقی و فیلم)

Ex: She played the DVD and enjoyed watching her favorite movie on the television .

او دی‌وی‌دی را پخش کرد و از تماشای فیلم مورد علاقه‌اش در تلویزیون لذت برد.

اجرا کردن

مجموعه تلویزیونی

Ex: We watched a television show about wildlife documentaries during dinner .

ما یک برنامه تلویزیونی درباره مستندهای حیات وحش در حین شام تماشا کردیم.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.