ارتباط برقرار کردن
آنها برنامههای خود را از طریق جلسات هفتگی ارتباط میدهند.
در اینجا واژگان از واحد 5 درس D در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "ارتباط برقرار کردن"، "استرس"، "مجله"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ارتباط برقرار کردن
آنها برنامههای خود را از طریق جلسات هفتگی ارتباط میدهند.
نفس کشیدن
غواص از طریق مخزن اکسیژن زیر آب نفس میکشد.
هیچچیز
پس از جستجوی همه جا، آنها هیچ چیز جز قفسههای خالی پیدا نکردند.
منضبط
مدیر او را به عنوان منظمترین عضو تیم تحسین کرد.
انرژی
او خیلی انرژی دارد، همیشه در حال دویدن است.
هل دادن
تیم با همکاری هم ماشین خراب را به کنار جاده هل دادند.
بهآرامی
او آهسته صفحات کتاب قدیمی را ورق زد، مراقب بود که آنها را پاره نکند.
بهشدت
آنها از نتیجه به شدت ناامید شدند.
شروع کردن
جان تازه یک دوره آزمایشی ده ساله را به خاطر مشارکت در سرقت شروع کرده بود.
عادت
برادرم عادت آزاردهندهای در قطع کردن حرف دیگران دارد.
اغلب
او اغلب در مرکز جامعه داوطلب میشود.
شدن
روشن شد که آنها برای ارائه آماده نبودند.
بامزه
او این را خندهدار مییابد که سگش از گربهها میترسد.
گفتن
چرا به من در مورد تغییر برنامه گفته نشد؟
جوک
آنها یک شوخی خصوصی را به اشتراک گذاشتند که فقط خودشان میفهمیدند.
احمق
او احمقانه رفتار میکرد وقتی که عمداً کفشهای ناهماهنگ پوشید.
خنده
انفجاری از خنده از تماشاگران در پی پیچش غیرمنتظره در نمایش به گوش رسید.
بهترین
فروشگاه کتاب عتیقه به داشتن بهترین مجموعه کتابهای نادر و قدیمی معروف است.
دارو
دارو باید دو بار در روز بعد از غذا مصرف شود.
فهرست
مجله یک فهرست از 10 رستوران برتر شهر را منتشر کرد.
فورا
وقتی متوجه اشتباهش شد، بلافاصله عذرخواهی کرد.
صبر کردن
از بیماران خواسته میشود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.
تمیز کردن
بعد از مهمانی، همه برای تمیز کردن تزئینات و غذای باقی مانده کمک کردند.
یکسان
آنها تصمیم گرفتند به همان نقطه تعطیلات مانند تابستان گذشته بروند.
نشستن
همانطور که کنسرت شروع شد، همه در مخاطبان شروع به نشستن در صندلیهای اختصاصی خود کردند.
وقت استراحت
سمینار پس از یک استراحت 15 دقیقهای از سر گرفته میشود.
ناپدید شدن
خورشید هر شب زیر افق ناپدید میشود.
دویدن
او یک ورزشکار با استعداد است و میتواند بسیار سریع بدود.
راندن
در آخر هفتهها، سارا عاشق راندن دوچرخه کوهستانیش در مسیرهای دیدنی جنگل نزدیک است.
دوچرخه
من میخواهم کسی به من یاد بدهد که چگونه دوچرخه سواری کنم.
تمرینهای هوازی
او ایروبیک را به برنامه هفتگی ورزشی خود اضافه کرد تا تمرینات قدرتی خود را تکمیل کند و ظرفیت هوازی خود را بهبود بخشد.
بالا کشیدن
او به سرعت آستینهایش را بالا زد تا ظرفها را بشوید.
کوه
ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.
اهمیت داشتن
گاهی کوچکترین اعمال مهربانی میتواند واقعاً مهم باشد برای کسی که دوران سختی را میگذراند.
داخل
لطفاً داخل بیایید؛ باران شروع میشود.
نگه داشتن
به یاد داشته باشید که یک کپی از اسناد مهم خود را در مکانی امن نگه دارید.
عضو خانواده
یک عضو خانواده نزدیک در زمانهای سخت از او حمایت کرد.
دفترچه خاطرات
او یک دفتر خاطرات جدید خرید تا سال را تازه شروع کند.