کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 10 درس الف

در اینجا واژگان از واحد 10 درس A در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "پیش غذا"، "مخلوط"، "توصیه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

ice cream [اسم]
اجرا کردن

بستنی

Ex: The ice cream truck played a catchy tune to attract customers .

کامیون بستنی یک ملودی جذاب پخش کرد تا مشتریان را جذب کند.

fantastic [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: They had a fantastic time on their vacation to Greece .

آنها در تعطیلات خود در یونان فوق‌العاده وقت گذراندند.

appetizer [اسم]
اجرا کردن

پیش‌غذا

Ex: The waiter recommended the cheese platter as an excellent appetizer to pair with our wine .

پیشخدمت پنیر پلاتر را به عنوان یک پیش غذا عالی برای همراهی با شراب ما توصیه کرد.

dessert [اسم]
اجرا کردن

دسر

Ex: She prepared a traditional rice pudding for dessert .

او برای دسر یک پودینگ برنج سنتی آماده کرد.

main [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: In the debate , the main argument revolves around environmental sustainability .

در بحث، استدلال اصلی حول پایداری محیط زیست می‌چرخد.

dish [اسم]
اجرا کردن

ظرف

Ex: They baked a pie in a round ceramic dish .

آنها یک پای در یک ظرف سرامیکی گرد پختند.

side dish [اسم]
اجرا کردن

مخلفات

Ex: He prepared rice as a side dish for the grilled chicken .

او برنج را به عنوان غذای جانبی برای مرغ کبابی آماده کرد.

diner [اسم]
اجرا کردن

غذاخوری

Ex: They ordered a slice of homemade pie from the diner 's dessert menu .

آنها یک برش پای خانگی از منوی دسر رستوران کوچک سفارش دادند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

اجرا کردن

نان سیر

Ex: The garlic bread was so delicious that it disappeared in minutes .

نان سیر آنقدر خوشمزه بود که در عرض چند دقیقه ناپدید شد.

onion ring [اسم]
اجرا کردن

پیاز سوخاری

Ex: The restaurant serves onion rings with a spicy dipping sauce .

رستوران حلقه‌های پیاز را با سس تند برای فرو بردن سرو می‌کند.

crab [اسم]
اجرا کردن

خرچنگ

Ex:

بچه‌ها با خوشحالی می‌خندیدند در حالی که خرچنگ‌ها را در امتداد ساحل تعقیب می‌کردند، سطل‌هایشان پر از موجوداتی بود که به سرعت حرکت می‌کردند.

cake [اسم]
اجرا کردن

کیک

Ex: She enjoyed a slice of strawberry cake with whipped cream frosting .

او از یک برش کیک توت فرنگی با رویه خامه زده شده لذت برد.

اجرا کردن

سیب‌زمینی سرخ‌کرده

Ex:

او یک چیزبرگر با طرف سیب زمینی سرخ کرده سفارش داد.

اجرا کردن

پوره سیب‌زمینی

Ex: The recipe recommends pairing the dish with mashed potato .

دستور پخت توصیه می‌کند که غذا را با پوره سیب زمینی سرو کنید.

rice [اسم]
اجرا کردن

برنج

Ex: Rice pudding is a sweet dessert made with rice , milk , and sugar .

پودینگ برنج یک دسر شیرین است که از برنج، شیر و شکر تهیه می‌شود.

mixed [صفت]
اجرا کردن

مختلط

Ex: The multicultural neighborhood was a mixed community , with residents from various ethnic backgrounds living harmoniously together .

محله چندفرهنگی یک جامعه مختلط بود، با ساکنانی از پیشینه‌های قومی مختلف که به‌صورت هماهنگ با هم زندگی می‌کردند.

vegetable [اسم]
اجرا کردن

سبزیجات

Ex: I tossed the roasted vegetables with olive oil and a sprinkle of salt and pepper .

من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.

steak [اسم]
اجرا کردن

استیک

Ex: She served the grilled steak with a side of mashed potatoes and sautéed vegetables for a hearty meal .

او استیک کبابی را با سیب‌زمینی له شده و سبزیجات تفت داده شده برای یک وعده غذایی مقوی سرو کرد.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

to stir fry [عبارت]
اجرا کردن

با حرارت بالا تفت دادن

Ex:
lamb chop [اسم]
اجرا کردن

*برش گوشت بره

Ex: Lamb chops are best cooked to medium rare for tenderness .

کباب بره بهتر است به صورت متوسط پخته شود تا نرمی آن حفظ شود.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

ravioli [اسم]
اجرا کردن

راویولی

Ex: He bought frozen ravioli for a quick dinner .

او راویولی منجمد برای یک شام سریع خرید.

cheesecake [اسم]
اجرا کردن

کیک پنیر

Ex: The chef decorated the cheesecake with edible flowers for a fancy touch .

سرآشپز کیک پنیر را با گل‌های خوراکی برای جلوه‌ای شیک تزئین کرد.

pie [اسم]
اجرا کردن

پای (نوعی کیک)

Ex: We cooked a spinach and feta pie for our vegetarian guest .

ما یک پای اسفناج و پنیر فتا برای مهمان گیاهخوارمان پختیم.

fruit salad [اسم]
اجرا کردن

سالاد میوه

Ex: The school cafeteria offers fruit salad as a nutritious option for students to enjoy during lunchtime .

کافه تریای مدرسه سالاد میوه را به عنوان یک گزینه مغذی برای لذت بردن دانش آموزان در زمان ناهار ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: My friend recommended a new restaurant downtown , saying the food was delicious and the atmosphere was cozy .

دوستم یک رستوران جدید در مرکز شهر توصیه کرد، گفت که غذا خوشمزه بود و جو گرمی داشت.

اجرا کردن

توصیه

Ex: The consultant 's recommendation helped the company save money .

توصیه مشاور به شرکت کمک کرد تا پول ذخیره کند.

amazing [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌آور

Ex: He received an amazing gift from his grandparents on his birthday .

او در روز تولدش یک هدیه شگفت‌انگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.

great [صفت]
اجرا کردن

بزرگ‌

Ex: Her great talent in music was evident from a young age .

استعداد بزرگ او در موسیقی از سنین پایین آشکار بود.

excellent [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The hotel provided excellent service during our stay .

هتل در طول اقامت ما خدمات عالی ارائه داد.

to join [فعل]
اجرا کردن

عضو شدن

Ex: She is going to join a yoga studio to increase her flexibility .

او قصد دارد به یک استودیو یوگا ملحق شود تا انعطاف‌پذیری خود را افزایش دهد.

some [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مقداری

Ex: Let 's make some sandwiches for lunch .

بیایید چند ساندویچ برای ناهار درست کنیم.

service [اسم]
اجرا کردن

سرویس‌دهی به مشتریان

Ex:
to eat out [فعل]
اجرا کردن

در رستوران غذا خوردن

Ex: Instead of packing lunch , they decided to eat out and try the nearby cafes .

به جای بسته‌بندی ناهار، آن‌ها تصمیم گرفتند بیرون غذا بخورند و کافه‌های نزدیک را امتحان کنند.