کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 10 درس الف
در اینجا واژگان از واحد 10 درس A در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "پیش غذا"، "مخلوط"، "توصیه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a place where we pay to sit and eat a meal

رستوران
او یک نظر مثبت آنلاین برای رستوران که در آن پیتزا سفارش داده بود گذاشت.
a sweet and cold dessert that is made from a mixture of milk, cream, sugar, and various flavorings

بستنی
من عاشق خوردن یک اسکوپ بستنی وانیلی در یک روز گرم تابستانی هستم.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
هوا این هفته فوقالعاده بوده—هر روز آفتابی و گرم.
a small dish that is eaten before the main part of a meal

پیشغذا, اشتهاآور
رستوران یک پیش غذا رایگان از زیتون و نان چوبی در حالی که منتظر غذای اصلی بودیم ارائه داد.
sweet food eaten after the main dish

دسر
چیزکیک دسر مورد علاقه او است.
having the highest level of significance or central importance

اصلی
منبع درآمد اصلی خانواده، شغل پدر به عنوان مهندس نرمافزار است.
a flat, shallow container for cooking food in or serving it from

ظرف, بشقاب
من بعد از شام ظروف را شستم.
an extra amount of food that is served with the main course, such as salad

مخلفات
پوره سیب زمینی یک غذای جانبی کلاسیک در بسیاری از وعده های غذایی است.
a small restaurant

غذاخوری, رستوران کوچک
منوی رستوران کوچک شامل غذاهای راحتی کلاسیک آمریکایی مانند همبرگر و میلک شیک بود.
liquid food we make by cooking things like meat, fish, or vegetables in water

سوپ
من از یک کاسه گرم سوپ مرغ با نودل لذت میبرم وقتی که احساس مریضی میکنم.
bread that is spread with a mixture of butter and minced or crushed garlic, then toasted or baked until crispy and golden brown

نان سیر
بوی نان سیر تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.
a ring-shaped slice of onion that is dipped in batter or bread crumbs and then fried until crispy, often served as a snack or a side dish

پیاز سوخاری
حلقههای پیاز ترد و طلایی بودند.
a sea creature with eight legs, two pincers, and a hard shell, which is able to live on land

خرچنگ
با یک حرکت از چنگالهایش، خرچنگ تکهای خوشمزه را که جزر و مد به ساحل آورده بود، شکار کرد.
a sweet food we make by mixing flour, butter or oil, sugar, eggs and other ingredients, then baking it in an oven

کیک
او یک کیک وانیلی را با پاشنههای رنگی برای جشن تزئین کرد.
long thin pieces of potato cooked in hot oil

سیبزمینی سرخکرده
او دوست دارد سیبزمینی سرخکرده را در سس کچاپ بزند.
potatoes that are boiled and then crushed to become soft and smooth

پوره سیبزمینی
او یک کاسه پوره سیب زمینی برای کودک آماده کرد.
a small and short grain that is white or brown and usually grown and eaten a lot in Asia

برنج
مادرم یک قابلمه خوشمزه از برنج پخت تا همراه غذایمان بخوریم.
consisting of different types of people or things combined together

مختلط, مخلوط
احساسات مخلوط شادی و غم او را در مراسم فارغالتحصیلی دربرگرفت.
a plant or a part of it that we can eat either raw or cooked

سبزیجات
سیخهای سبزیجات کبابی یک پیشغذای محبوب در مهمانیهای تابستانی هستند.
a large piece of meat or fish cut into thick slices

استیک
آنها از یک شام رمانتیک در خانه لذت بردند، با نور شمع و یک استیک کاملاً پخته شده.
the flesh of a chicken that we use as food

گوشت مرغ
to cook small pieces of food over high heat by constantly moving them around in a pan

با حرارت بالا تفت دادن
a small, tender cut of lamb meat attached to the rib bone, typically taken from the rib, loin, or shoulder

*برش گوشت بره
کباب بره با رزماری و سیر طعمدار شده بود.
a soft or hard food made from milk that is usually yellow or white in color

پنیر
پنیر فتا طعم تند به سالادها میافزاید.
small square-shaped pasta stuffed with cheese, ground meat, fish, etc. and usually served with a sauce, originated in Italy

راویولی
رستوران راویولی را با سس قارچ خامهای سرو کرد.
a type of sweet dessert made from soft cheese on a cake or biscuit base

کیک پنیر, چیزکیک
کافه انواع مختلفی از چیزکیکها، از جمله توت فرنگی و شکلاتی ارائه میدهد.
a food that is made by baking fruits, vegetables, or meat inside one or multiple layers of pastry

پای (نوعی کیک), کیک با لایههایی از میوه یا گوشت
او برای تولد شوهرش یک پای خامه نارگیل درست کرد.
a type of dish consisting of a mixture of chopped fruits

سالاد میوه
سبد پیک نیک با ساندویچ، چیپس و یک کاسه بزرگ سالاد میوه برای یک ناهار سالم در فضای باز پر شده بود.
to suggest to someone that something is good, convenient, etc.

پیشنهاد کردن, توصیه کردن، سفارش کردن، کسی را برای انجام کاری توصیه کردن
در حال حاضر، مشاور در حال توصیه استراتژیهای جدید برای رشد کسبوکار است.
a suggestion or piece of advice given to someone officially, especially about the course of action that they should take

توصیه, پیشنهاد
توصیه کمیته این بود که رویداد تا سال آینده به تعویق بیفتد.
extremely surprising, particularly in a good way

شگفتآور, شگفتانگیز، عالی، فوقالعاده
او یک کیک شگفتانگیز برای جشن تولد دوستش پخت.
exceptionally large in degree or amount

بزرگ, بیشتر
او علاقهای بزرگ به موضوع نشان داد، در طول سخنرانی سوالات زیادی پرسید.
very good in quality or other traits

عالی, فوقالعاده
او یک پیانیست عالی است که بسیاری از مسابقات را برنده شده است.
to become a member of a group, club, organization, etc.

عضو شدن, پیوستن، ملحق شدن
او تصمیم گرفت به باشگاه شطرنج ملحق شود تا مهارتهای استراتژیک خود را بهبود بخشد.
used to express an unspecified amount or number of something

مقداری, برخی، تعدادی
چند کلوچه در شیشه وجود دارد.
the act of attending to the needs of others in a professional setting, such as serving food, clearing tables, or assisting guests

سرویسدهی به مشتریان
خدمات عالی شامل پیشبینی نیازهای مهمانان است.
to eat in a restaurant, etc. rather than at one's home

در رستوران غذا خوردن
پس از یک روز شلوغ، او تصمیم گرفت به خودش جایزه بدهد و به جای آشپزی، در بیرون غذا بخورد.
