کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 8 درس D

در اینجا واژگان از واحد 8 درس D در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "قدردانی شده"، "نگرانی"، "انعام" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
to plan [فعل]
اجرا کردن

برنامه‌ریزی کردن

Ex: We made sure to plan our meals for the week , saving both time and money .

ما مطمئن شدیم که وعده‌های غذایی هفته را برنامه‌ریزی کنیم، که هم زمان و هم پول صرفه‌جویی کرد.

uncle [اسم]
اجرا کردن

عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه

Ex: We have a big family with many uncles and aunts .

ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خاله‌ها داریم.

next [صفت]
اجرا کردن

بعدی

Ex: I 'm excited about the next episode of my favorite TV show .

من برای قسمت بعدی برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌ام هیجان زده هستم.

year [اسم]
اجرا کردن

سال

Ex:

سال تحصیلی در سپتامبر شروع می‌شود و در ژوئن به پایان می‌رسد.

or [حرف ربط]
اجرا کردن

یا

Ex: You can choose to have coffee or tea with your breakfast .

شما می‌توانید قهوه یا چای را با صبحانه‌ی خود انتخاب کنید.

tip [اسم]
اجرا کردن

نکته

Ex: The travel guidebook included insider tips for exploring the city like a local .

راهنمای سفر شامل نکات داخلی برای کاوش در شهر مانند یک فرد محلی بود.

outdoors [اسم]
اجرا کردن

فضای باز

Ex:

راهنما بر ایمنی هنگام کاوش در فضای باز دورافتاده تأکید کرد.

both [صفت]
اجرا کردن

هر دو

Ex:

هر دو, کتاب و اقتباس سینمایی، نقدهای مثبتی از منتقدان دریافت کردند.

appreciated [صفت]
اجرا کردن

درک‌شده

Ex: The appreciated feedback improved the overall presentation .

بازخورد قدردانی شده ارائه کلی را بهبود بخشید.

musician [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The musician 's passion for music shines through in his performances .

اشتیاق موسیقیدان به موسیقی در اجراهایش می‌درخشد.

in fact [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: We thought the process would take a week , but in fact , it was completed in just a few days .

فکر می‌کردیم فرآیند یک هفته طول بکشد، اما در واقع، در عرض چند روز کامل شد.

nickname [اسم]
اجرا کردن

لقب

Ex: Her curly hair led to the affectionate nickname " Curls . "

موهای فر او منجر به لقب محبت‌آمیز "فرها" شد.

to send [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: Please send the invoice to our accounting department for processing .

لطفاً فاکتور را برای پردازش به بخش حسابداری ما ارسال کنید.

cool [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The café had a cool atmosphere , perfect for hanging out with friends .

کافه یک فضای جذاب داشت، عالی برای گذراندن وقت با دوستان.

club [اسم]
اجرا کردن

دیسکو

Ex: We celebrated her birthday at the club with a live band .

ما تولد او را در کلاب با یک گروه زنده جشن گرفتیم.

fantastic [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: They had a fantastic time on their vacation to Greece .

آنها در تعطیلات خود در یونان فوق‌العاده وقت گذراندند.

definitely [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: The concert was definitely one of the best I 've ever attended .

کنسرت قطعاً یکی از بهترین‌هایی بود که تا به حال حضور داشته‌ام.

اجرا کردن

به منظور اطمینان بررسی کردن

Ex: The detective will check out the alibi to verify its legitimacy .

کارآگاه بررسی خواهد کرد که معذوریت معتبر است یا نه.

to disagree [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: They usually agree , but on this issue , they disagree .

آنها معمولاً موافق هستند، اما در این مورد، موافق نیستند.

to worry [فعل]
اجرا کردن

نگران شدن

Ex: Try not to worry too much ; things will get better .

سعی کن زیاد نگران نباشی؛ اوضاع بهتر خواهد شد.

to suggest [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: She suggested a new approach to solving the problem .

او یک روش جدید برای حل مشکل پیشنهاد داد.

spring [اسم]
اجرا کردن

بهار

Ex: The days become longer in spring , and we have more daylight .

روزها در بهار طولانی‌تر می‌شوند، و نور روز بیشتری داریم.

to fall [فعل]
اجرا کردن

افتادن

Ex:

پرنده خیلی نزدیک به پنجره پرواز کرد و به زمین افتاد.

summer [اسم]
اجرا کردن

تابستان

Ex: Many fruits , such as watermelon and berries , are in season during the summer .

بسیاری از میوه‌ها، مانند هندوانه و توت، در فصل تابستان در فصل هستند.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.