کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 7 درس الف

در اینجا واژگان از واحد 7 درس A در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "اسکوتر"، "بلند"، "اتصال" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
shopping [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: The festival included music , food , and shopping .

جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.

car [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: They are selling their old car and buying a new one .

آنها ماشین قدیمی خود را می‌فروشند و یک ماشین جدید می‌خرند.

fan [اسم]
اجرا کردن

پنکه

Ex:

پنکه برقی یک وسیله ضروری در آب و هوای گرم و مرطوب است.

cellphone [اسم]
اجرا کردن

تلفن همراه

Ex: He keeps his cellphone in his pocket at all times .

او همیشه تلفن همراه خود را در جیبش نگه می‌دارد.

scooter [اسم]
اجرا کردن

موتورسیکلت اسکوتر

Ex: Many children use a push scooter to have fun while getting some exercise at the park .

بسیاری از کودکان از اسکوتر برای تفریح در حین انجام کمی ورزش در پارک استفاده می‌کنند.

camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین

Ex: The detective checked the security footage from the camera .

کارآگاه تصاویر امنیتی را از دوربین بررسی کرد.

opposite [اسم]
اجرا کردن

مخالف

Ex: During the exercise , students matched words with their opposites .

در طول تمرین، دانش‌آموزان کلمات را با متضادهای آنها مطابقت دادند.

big [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: He made a big mistake .

او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.

small [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The toy car was small enough to fit in his pocket .

ماشین اسباب‌بازی به اندازه‌ای کوچک بود که در جیبش جا شود.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.

heavy [صفت]
اجرا کردن

سنگین

Ex: She carried a heavy load of books in her backpack .

او یک بار سنگین از کتاب‌ها را در کوله‌پشتی‌اش حمل می‌کرد.

light [صفت]
اجرا کردن

سبک

Ex: The feather was so light that it floated in the air effortlessly .

پر آنقدر سبک بود که به راحتی در هوا شناور شد.

loud [صفت]
اجرا کردن

بلند (صدا)

Ex: His laugh is so loud that you can hear it from the next room .

خنده او آنقدر بلند است که می‌توانید آن را از اتاق بعدی بشنوید.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The quiet hum of the refrigerator was the only sound in the otherwise silent room .

سکوت یخچال تنها صدایی بود که در غیر این صورت در اتاق ساکت شنیده می‌شد.

fast [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: He had a fast response to emergency situations .

او به موقعیت‌های اضطراری سریع پاسخ می‌داد.

slow [صفت]
اجرا کردن

آهسته

Ex: The slow healing process of the wound required regular care .

فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.

thick [صفت]
اجرا کردن

ضخیم

Ex: The tree trunk was thick , requiring multiple people to wrap their arms around it .

تنه درخت ضخیم بود، به طوری که چند نفر برای در آغوش گرفتن آن نیاز بودند.

thin [صفت]
اجرا کردن

نازک

Ex: The thin walls of the apartment allowed sound to travel easily between rooms .

دیوارهای نازک آپارتمان به صدا اجازه می‌داد به راحتی بین اتاق‌ها حرکت کند.

large [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: The restaurant served large portions of food , ensuring customers left feeling satisfied .

رستوران وعده‌های بزرگ غذا سرو می‌کرد، اطمینان حاصل می‌کرد که مشتریان با احساس رضایت ترک کنند.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

better [صفت]
اجرا کردن

بهتر

Ex: The enhanced software provides a better user experience with improved functionality .

نرم‌افزار ارتقا یافته تجربه کاربری بهتری با عملکرد بهبود یافته ارائه می‌دهد.

bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex:

بدشانسی به نظر می‌رسید هر کجا که می‌رفت او را دنبال می‌کند.

worse [صفت]
اجرا کردن

بدتر

Ex: This model of the phone has worse battery life than the previous one .

این مدل از تلفن عمر باتری بدتری نسبت به مدل قبلی دارد.

difficult [صفت]
اجرا کردن

سخت

Ex: Understanding Shakespearean language in his plays can be difficult for high school students .

درک زبان شکسپیر در نمایشنامه‌هایش می‌تواند برای دانش‌آموزان دبیرستانی دشوار باشد.

only [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: I play with toys only at home .

من فقط در خانه با اسباب‌بازی‌ها بازی می‌کنم.

connection [اسم]
اجرا کردن

ارتباط

Ex: The detective uncovered a connection between the two seemingly unrelated crimes .

کارآگاه یک ارتباط بین دو جنایت به ظاهر نامربوط کشف کرد.