چهار گوشه 2 "واحد 8 درس ج" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 8 درس C در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "خطرناک"، "تمیز"، "آرامش بخش"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The sunset over the ocean was absolutely beautiful .

غروب خورشید بر فراز اقیانوس کاملاً زیبا بود.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: He drew an ugly picture that did n't resemble anything recognizable .

او یک نقاشی زشت کشید که به هیچ چیز قابل تشخیصی شباهت نداشت.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: She did n't feel safe on her own while walking home at night .

او هنگام راه رفتن به خانه در شب، به تنهایی احساس امنیت نمی‌کرد.

dangerous [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex: He was driving at a dangerous speed on the highway .

او با سرعت خطرناکی در بزرگراه رانندگی می‌کرد.

clean [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex: She used a clean cloth to wipe the dusty furniture .

او از یک پارچه تمیز برای پاک کردن مبلمان گردآلود استفاده کرد.

dirty [صفت]
اجرا کردن

کثیف

Ex: He wore dirty shoes that left muddy footprints on the floor .

او کفش‌های کثیف پوشیده بود که ردپای گلی روی زمین می‌گذاشت.

modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: His research focuses on modern history , especially events of the 21st century .

تحقیقات او بر تاریخ مدرن، به ویژه رویدادهای قرن بیست و یکم متمرکز است.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: He has a traditional approach to parenting , believing in firm rules and routines .

او رویکرد سنتی به فرزندپروری دارد، اعتقاد به قوانین و روال‌های محکم دارد.

relaxing [صفت]
اجرا کردن

آرامش‌بخش

Ex: The soothing aroma of lavender essential oil filled the room, creating a relaxing atmosphere.

عطر آرام‌بخش روغن اسطوخودوس اتاق را پر کرد و فضایی آرامش‌بخش ایجاد کرد.

stressful [صفت]
اجرا کردن

پراسترس

Ex: Studying for exams is always stressful for students .

مطالعه برای امتحانات همیشه برای دانش‌آموزان استرس‌زا است.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

best [صفت]
اجرا کردن

بهترین

Ex: The scenic viewpoint atop the hill offers the best panoramic views of the entire city .

نمای دیدنی بالای تپه بهترین منظره‌های پانوراما از کل شهر را ارائه می‌دهد.

bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex: Bad habits can be hard to break .

عادت‌های بد می‌توانند سخت ترک شوند.

worst [صفت]
اجرا کردن

بدترین

Ex: That was the worst lie you could 've told her .

این بدترین دروغی بود که می‌توانستی به او بگویی.