کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 11 درس D

در اینجا شما واژگان از واحد 11 درس D در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "صنعتی"، "خراب کردن"، "آژانس"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 4
track [اسم]
اجرا کردن

راه خاکی

Ex: In rural areas , tracks may serve as primary routes for both human and animal transportation , connecting communities and facilitating movement .

در مناطق روستایی، مسیرها می‌توانند به عنوان راه‌های اصلی برای حمل و نقل انسانی و حیوانی عمل کنند، جوامع را به هم متصل کرده و جابجایی را تسهیل می‌کنند.

law [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: The company must comply with employment laws when hiring new employees .

شرکت باید هنگام استخدام کارمندان جدید از قوانین کار پیروی کند.

injury [اسم]
اجرا کردن

آسیب

Ex: The car crash caused multiple injuries .

تصادف ماشین باعث چندین آسیب شد.

to repair [فعل]
اجرا کردن

جبران کردن

Ex: The government allocated significant funds to repair the ecological harm caused by the industrial pollution .

دولت بودجه قابل توجهی برای جبران خسارت زیست‌محیطی ناشی از آلودگی صنعتی اختصاص داد.

اجرا کردن

تخریب کردن (ساختمان و غیره)

Ex:

تیم ساخت و ساز پل قدیمی را ویران کرد تا یک پل مدرن بسازد.

to rip up [فعل]
اجرا کردن

پاره کردن

Ex: Angry at the decision , he ripped up the document in frustration .

عصبانی از تصمیم، او از سر ناامیدی سند را پاره کرد.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

factory [اسم]
اجرا کردن

کارخانه

Ex: He got a job at the factory after graduating from high school .

او بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در کارخانه شغل پیدا کرد.

planet [اسم]
اجرا کردن

سیاره

Ex: Astronomers discovered a new planet orbiting a distant star .

اخترشناسان یک سیاره جدید را کشف کردند که به دور یک ستاره دوردست می‌چرخد.

century [اسم]
اجرا کردن

قرن

Ex: The city 's architecture has evolved over the centuries .

معماری شهر در طول قرن‌ها تکامل یافته است.

to sew [فعل]
اجرا کردن

دوختن

Ex: He sewed a button on his shirt after it fell off .

او بعد از افتادن دکمه‌اش، آن را به پیراهنش دوخت.

to handle [فعل]
اجرا کردن

(با موفقیت) از پس چیزی برآمدن

Ex: The team handled the unexpected setback effectively .

تیم به طور موثر با عقب‌گرد غیرمنتظره برخورد کرد.

task [اسم]
اجرا کردن

کار

Ex: She was given the task of organizing the company event .

به او وظیفه سازماندهی رویداد شرکت داده شد.

programmer [اسم]
اجرا کردن

برنامه‌نویس

Ex: The programmer collaborated with a team to develop a new software platform for the company .

برنامه‌نویس با یک تیم همکاری کرد تا یک پلتفرم نرم‌افزاری جدید برای شرکت توسعه دهد.

technician [اسم]
اجرا کردن

متخصص فنی

Ex: The technician repaired the malfunctioning HVAC system in the building .

تکنسین سیستم HVAC معیوب در ساختمان را تعمیر کرد.

mechanical [صفت]
اجرا کردن

ماشینی

Ex: The mechanical crane lifts heavy loads using a system of pulleys and cables .

جرثقیل مکانیکی بارهای سنگین را با استفاده از سیستم قرقره و کابل بلند می‌کند.

certainly [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: You can certainly count on my support .
affordable [صفت]
اجرا کردن

مقرون‌به‌صرفه

Ex: The university offers affordable tuition rates for students from diverse socioeconomic backgrounds .

دانشگاه نرخ‌های شهریه مقرون‌به‌صرفه را برای دانشجویان از زمینه‌های اجتماعی-اقتصادی مختلف ارائه می‌دهد.

organ [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: Doctors were concerned about the damage to his lungs , an essential organ for breathing .

پزشکان نگران آسیب به ریه‌های او، یک اندام حیاتی برای تنفس بودند.

heart [اسم]
اجرا کردن

قلب

Ex: The heart is a vital organ that pumps blood throughout the body .

قلب یک اندام حیاتی است که خون را در سراسر بدن پمپاژ می‌کند.

lung [اسم]
اجرا کردن

ریه

Ex: Smoking and exposure to air pollutants can increase the risk of lung diseases such as lung cancer .

سیگار کشیدن و قرار گرفتن در معرض آلاینده‌های هوا می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های ریه مانند سرطان ریه را افزایش دهد.

liver [اسم]
اجرا کردن

کبد

Ex: Hepatitis , a viral infection that affects the liver , can lead to inflammation and damage to this vital organ if left untreated .

هپاتیت، یک عفونت ویروسی که کبد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، در صورت عدم درمان می‌تواند منجر به التهاب و آسیب به این عضو حیاتی شود.

manufacture [اسم]
اجرا کردن

تولید

Ex: Over the years , advances in technology have revolutionized car manufacture .

در طول سال‌ها، پیشرفت‌های تکنولوژی تولید خودرو را متحول کرده‌است.

laboratory [اسم]
اجرا کردن

آزمایشگاه

Ex: Environmental scientists monitor water quality in their laboratory to assess pollution levels .

دانشمندان محیط زیست کیفیت آب را در آزمایشگاه خود نظارت می‌کنند تا سطح آلودگی را ارزیابی کنند.

combination [اسم]
اجرا کردن

ترکیب

Ex: The design team used a combination of traditional and modern elements in the new building .

تیم طراحی از ترکیبی از عناصر سنتی و مدرن در ساختمان جدید استفاده کرد.

individual [اسم]
اجرا کردن

فرد

Ex:

شرکت تنوع را ارزش می‌گذارد و به مشارکت هر کارمند فردی احترام می‌گذارد.

career [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: Nursing offers a rewarding career helping others in need .

پرستاری یک حرفه پاداش‌دهنده را با کمک به نیازمندان ارائه می‌دهد.

cashier [اسم]
اجرا کردن

صندوق‌دار

Ex: They trained the new cashier on how to use the register and handle transactions .

آنها صندوقدار جدید را در مورد نحوه استفاده از صندوق و انجام معاملات آموزش دادند.

doctor [اسم]
اجرا کردن

پزشک

Ex: The doctor performed a surgery on my grandfather to remove his appendix .

دکتر روی پدربزرگ من عمل جراحی انجام داد تا آپاندیس او را خارج کند.

farmer [اسم]
اجرا کردن

کشاورز

Ex: The farmer hired workers to help with the harvest .

کشاورز کارگرانی را برای کمک به برداشت محصول استخدام کرد.

pilot [اسم]
اجرا کردن

خلبان

Ex: It 's important for a pilot to stay calm under pressure .

برای یک خلبان مهم است که تحت فشار آرام بماند.

reporter [اسم]
اجرا کردن

گزارشگر

Ex: She started her career as a crime reporter , covering stories for the local newspaper .

او کار خود را به عنوان یک گزارشگر جنایی آغاز کرد، داستان‌هایی را برای روزنامه محلی پوشش می‌داد.

soldier [اسم]
اجرا کردن

سرباز

Ex: The museum had an exhibit on the life of a medieval soldier .

موزه نمایشگاهی درباره زندگی یک سرباز قرون وسطایی داشت.

teacher [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: The teacher gives the students stickers for their good work .

معلم به دانش‌آموزان برای کار خوبشان برچسب می‌دهد.

اجرا کردن

کارمند آژانس مسافرتی

Ex: They consulted the travel agent to get advice on visa requirements and travel documents .

آن‌ها برای دریافت مشاوره در مورد الزامات ویزا و مدارک سفر با آژانس مسافرتی مشورت کردند.

current [صفت]
اجرا کردن

کنونی

Ex: The current negotiations between the two companies are expected to lead to a significant partnership .

انتظار می‌رود که مذاکرات جاری بین دو شرکت به یک مشارکت مهم منجر شود.

government [اسم]
اجرا کردن

دولت

Ex: The government provided disaster relief funds to help communities affected by the recent flood .

دولت برای کمک به جوامع آسیب دیده از سیل اخیر، کمک های مالی برای امداد رسانی در بلایا ارائه کرد.

drone [اسم]
اجرا کردن

پهپاد

Ex: During the search and rescue mission , drones provided crucial aerial views of the disaster zone .

در طول ماموریت جستجو و نجات، پهپادها دید هوایی حیاتی از منطقه فاجعه ارائه دادند.

to deliver [فعل]
اجرا کردن

تحویل دادن

Ex: The postman delivered a registered letter to my office .

پستچی یک نامه سفارشی به دفتر من تحویل داد.

rewilding [اسم]
اجرا کردن

بازگردانی طبیعت وحشی

Ex: In Scotland , rewilding has led to the reintroduction of wild beavers .

در اسکاتلند، بازگرداندن طبیعت به حالت وحشی منجر به معرفی مجدد سگ آبی های وحشی شده است.