کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 11 درس D
در اینجا شما واژگان از واحد 11 درس D در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "صنعتی"، "خراب کردن"، "آژانس"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a road or path that is rough and usually made by animals or people repeatedly walking there

راه خاکی, مسیر خاکی
با هر قدم، این مسیرهای باستانی داستانی از حرکت و اتصال را روایت میکنند که سفرهای بیشمار مسافران را که از آنها گذر کردهاند، بازتاب میدهد.
a country's rules that all of its citizens are required to obey

قانون, حقوق
مامور پلیس قوانین ترافیک را به راننده جدید توضیح داد.
any physical damage to a part of the body caused by an accident or attack

آسیب, جراحت
دیروز هنگام فوتبال بازی کردن مصدومیت پیدا کرد.
to take action in order to compensate for the harm that one has caused

جبران کردن
شرکت اشتباه خود را پذیرفت و بلافاصله اقداماتی برای جبران خسارت وارد شده به مشتریانش انجام داد.
to destroy something completely

تخریب کردن (ساختمان و غیره), با خاک یکسان کردن
توفان بسیاری از درختان و خطوط برق را ویران کرد.
to tear something into small pieces, often intentionally

پاره کردن, تکه تکه کردن
او به طور تصادفی قرارداد را هنگام تمیز کردن میز خود پاره کرد.
related to the manufacturing or production of goods on a large scale

صنعتی
ماشینآلات صنعتی برای خودکارسازی فرآیندهای تولید در کارخانهها استفاده میشود.
a building or set of buildings in which products are made, particularly using machines

کارخانه
ما از کارخانه شکلات بازدید کردیم و دیدیم که چگونه شیرینیهای خوشمزه درست میکنند.
a huge round object that moves in an orbit, around the sun, or any other star

سیاره
دانشمندان جو مریخ، سیاره سرخ را مطالعه میکنند.
a period of one hundred years

قرن
قرن نوزدهم با پیشرفتهای صنعتی قابل توجهی مشخص شد.
to join two or more pieces of fabric or other materials together, often by using a needle and thread

دوختن
او تصمیم گرفت یک وصله را روی شلوار جین مورد علاقهاش بدوزد تا یک پارگی کوچک را بپوشاند.
to deal with a situation or problem successfully

(با موفقیت) از پس چیزی برآمدن, مدیریت کردن
او همیشه شکایات مشتریان را با دیپلماسی مدیریت میکند.
a piece of work for someone to do, especially as an assignment

کار, وظیفه، تکلیف
او وظیفه را زودتر از برنامه تکمیل کرد و امتیازهای اضافی کسب کرد.
a person who writes computer programs

برنامهنویس
برنامهنویس کد را دیباگ کرد تا خطاها را برطرف کند و عملکرد را بهبود بخشد.
an expert who is employed to check or work with technical equipment or machines

متخصص فنی, تکنیسین
تکنسین نرمافزار جدید را روی تمام کامپیوترهای شرکت نصب کرد.
(of an object) powered by machinery or an engine

ماشینی, مکانیکی
ساعت مکانیکی هر ساعت به صدا در میآید، که توسط چرخدندهها و فنرها به حرکت در میآید.
in an assured manner, leaving no room for doubt

قطعاً, بیشک
تیم قطعاً برای دستیابی به اهداف خود در این فصل سخت کار کرد.
having a price that a person can pay without experiencing financial difficulties

مقرونبهصرفه, اقتصادی
رستوران گزینههای منوی مقرونبهصرفه متنوعی را برای مشتریان حساس به بودجه ارائه میدهد.
any vital part of the body which has a particular function

عضو, اندام
او یکی از کلیههایش را اهدا کرد و جان کسی را که به یک اندام سالم نیاز داشت نجات داد.
the body part that pushes the blood to go to all parts of our body

قلب
او یک وضعیت قلبی داشت که نیازمند مصرف روزانه دارو بود.
each of the two organs in the chest that helps one breathe

ریه, شش
او تنگی نفس و خس خس سینه را تجربه کرد، علائمی که معمولاً با آسم، یک بیماری مزمن ریه که با التهاب راههای هوایی مشخص میشود، مرتبط است.
a vital organ in the body that cleans the blood of harmful substances

کبد, جگر
سطوح بالای آنزیمهای کبدی در آزمایش خون ممکن است نشاندهنده آسیب یا اختلال عملکرد کبد باشد، که ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی را به بررسی بیشتر ترغیب میکند.
a branch of industry dedicated to creating goods on a large scale, typically using machinery and organized processes

تولید, صنعت
تولید منسوجات یک صنعت عمده در طول انقلاب صنعتی بود.
a place where people do scientific experiments, manufacture drugs, etc.

آزمایشگاه
شرکتهای داروسازی از آزمایشگاهها برای توسعه و آزمایش داروهای جدید استفاده میکنند.
a unified whole created by joining or mixing two or more distinct elements or parts together

ترکیب, مخلوط
ترکیب منحصر به فرد رنگهای هنرمند، نقاشی را برجسته کرد.
a single person, particularly when considered as separate from a group, etc.

فرد, شخص
روانشناس بر اهمیت درک پیشینه و تجربیات هر فرد تأکید کرد.
a profession or a series of professions that one can do for a long period of one's life

شغل, حرفه
او یک حرفه موفق در امور مالی داشته است، برای شرکتهای سرمایهگذاری مختلف کار کرده است.
a person in charge of paying and receiving money in a hotel, shop, bank, etc.

صندوقدار
صندوقدار اقلام را اسکن کرد و پرداخت برای مواد غذایی را پردازش کرد.
someone who has studied medicine and treats sick or injured people

پزشک, دکتر
مادرم یک پزشک است، و وقتی مردم بیمار میشوند به آنها کمک میکند.
someone who has a farm or manages a farm

کشاورز
او فقط یک کشاورز نیست؛ او همچنین یک متخصص در کشاورزی پایدار است.
someone whose job is to operate an aircraft

خلبان
یک خلبان باید بینایی خوب و واکنشهای سریعی داشته باشد.
a person who gathers and reports news or does interviews for a newspaper, TV, radio station, etc.

گزارشگر, خبرنگار
او به عنوان یک گزارشگر سیاسی که رویدادهای کاپیتول ایالتی را پوشش میدهد، کار میکند.
someone who serves in an army, particularly a person who is not an officer

سرباز
او یک سرباز است که به خاطر شجاعت و فداکاریش شناخته شده است.
someone who teaches things to people, particularly in a school

معلم, آموزگار
معلم مورد علاقه من بسیار صبور است و همیشه مرا تشویق میکند که بهترین عملکرد را داشته باشم.
someone who buys tickets, arranges tours, books hotels, etc. for travelers as their job

کارمند آژانس مسافرتی
او با یک آژانس مسافرتی تماس گرفت تا بهترین معاملات پروازها و هتلها را برای سفر کاری خود پیدا کند.
happening or existing in the present time

کنونی, جاری، فعلی
او در حال مطالعه روندهای فعلی در مد برای پروژه طراحی خود است.
the group of politicians in control of a country or state

دولت
پس از انتخابات، دولت جدید وعده داد که بر کاهش بیکاری و افزایش رشد اقتصادی تمرکز کند.
a business or organization that provides services to other parties, especially by representing them in transactions

نمایندگی, آژانس
یک آژانس کاریابی، جویندگان کار را با کارفرمایان بالقوه مرتبط میکند.
a flying vehicle such as an aircraft that is controlled from afar and has no pilot

پهپاد, هواپیمای بیسرنشین
پهپادها اغلب در کشاورزی برای نظارت بر سلامت محصولات و مدیریت مزارع به طور مؤثر استفاده میشوند.
to bring and give a letter, package, etc. to a specific person or place

تحویل دادن, رساندن
او همیشه اسناد مهم را به موقع تحویل میدهد.
the practice of restoring natural ecosystems and reintroducing native species to areas from which they have been extirpated

بازگردانی طبیعت وحشی
بازگرداندن به طبیعت زمینهای کشاورزی رها شده، گیاهان و حیوانات بومی را بازگردانده است.
| کتاب 'فور کرنرز' 4 | |||
|---|---|---|---|
| واحد 11 درس C | واحد 11 درس D | واحد 12 درس A | واحد ۱۲ درس ب |
| واحد ۱۲ درس C | واحد ۱۲ درس D | ||
