کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 9 - 9A

اینجا، شما واژگان از واحد 9 - 9A در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تحقیق کردن"، "روزنامه زرد"، "پخش کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
press [اسم]
اجرا کردن

مطبوعات

Ex: After the announcement , the press was quick to report on the reactions .
اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: The company hired a private firm to investigate the allegations of fraud .

شرکت یک شرکت خصوصی را برای تحقیق در مورد اتهامات تقلب استخدام کرد.

اجرا کردن

پخش کردن (برنامه رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: Can you broadcast the sports events live to subscribers ?
to report [فعل]
اجرا کردن

گزارش خبری دادن

Ex: The investigative journalist reported extensively on the corruption scandal .
to publish [فعل]
اجرا کردن

چاپ کردن

Ex: She hopes to publish her research findings soon .

او امیدوار است که یافته‌های تحقیق خود را به زودی منتشر کند.

to gather [فعل]
اجرا کردن

کنار هم آوردن

Ex: She is currently gathering the scattered papers from his desk and stacking them neatly .

او در حال حاضر در حال جمع آوری کاغذهای پراکنده از میز او و چیدن آنها به صورت مرتب است.

to confirm [فعل]
اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: The witness confirmed the defendant 's whereabouts with clear details .

شاهد با جزئیات واضح محل اقامت متهم را تأیید کرد.

اجرا کردن

مصاحبه کردن

Ex: A documentary filmmaker decided to interview local residents to capture their perspectives on the community 's history .
editor [اسم]
اجرا کردن

سردبیر (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: The editor collaborated with writers and photographers to create compelling content .

ویراستار با نویسندگان و عکاسان همکاری کرد تا محتوای جذابی ایجاد کند.

front page [اسم]
اجرا کردن

صفحه اول (روزنامه)

Ex: The front page of the magazine showcased the latest fashion trends .
journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

اجرا کردن

ستون شایعات (درمورد افراد مشهور)

Ex: The gossip column reported that the singer had been spotted at a fancy restaurant with a mystery date .

ستون شایعات گزارش داد که خواننده در یک رستوران مجلل با یک قرار ملاقات مرموز دیده شده است.

headline [اسم]
اجرا کردن

تیتر

Ex: The headline highlighted the economic crisis , urging readers to turn to the inside pages for detailed coverage .

تیتر بحران اقتصادی را برجسته کرد و از خوانندگان خواست برای پوشش دقیق به صفحات داخلی مراجعه کنند.

article [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: The newspaper published an article about the local community event .

روزنامه یک مقاله درباره رویداد محلی جامعه منتشر کرد.

broadsheet [اسم]
اجرا کردن

روزنامه قطع بزرگ

Ex: The broadsheet 's arts section reviewed the latest exhibitions and cultural events in the city .

بخش هنری روزنامه جدی آخرین نمایشگاه‌ها و رویدادهای فرهنگی شهر را مرور کرد.

tabloid [اسم]
اجرا کردن

روزنامه نیم‌قطع

Ex: The tabloid 's front page featured a shocking exposé about a politician 's personal life .

صفحه اول روزنامه زرد یک افشاگری تکان دهنده درباره زندگی شخصی یک سیاستمدار را منتشر کرده بود.

advertising [اسم]
اجرا کردن

آگهی بازرگانی

Ex: The advertising on the website was too intrusive for many visitors .

تبلیغات در وب‌سایت برای بسیاری از بازدیدکنندگان بسیار مزاحم بود.

review [اسم]
اجرا کردن

نشریه انتقادی

Ex: She regularly writes for a cultural review .

او به طور منظم برای یک مرور فرهنگی می‌نویسد.

newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.

art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: I am learning the art of photography to capture moments in a creative way .

من در حال یادگیری هنر عکاسی هستم تا لحظات را به روشی خلاقانه ثبت کنم.

اجرا کردن

سرگرمی

Ex: Television is a major source of entertainment for many people .

تلویزیون منبع اصلی سرگرمی برای بسیاری از مردم است.

business [اسم]
اجرا کردن

کسب‌وکار

Ex: Their family owns a small business selling handmade crafts .

خانواده آنها صاحب یک کسب‌وکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.

finance [اسم]
اجرا کردن

تأمین مالی

Ex: She studied finance to understand investment strategies .

او مالی را مطالعه کرد تا استراتژی‌های سرمایه‌گذاری را درک کند.

crossword [اسم]
اجرا کردن

جدول

Ex:

جدول کلمات متقاطع سرنخ‌های سختی داشت، اما توانستم آن را تمام کنم.

game [اسم]
اجرا کردن

بازی

Ex: My favorite game to play with my family is Pictionary .

بازی مورد علاقه من برای بازی با خانواده‌ام Pictionary است.

اجرا کردن

اخبار داخلی

Ex: The website separates domestic news from international reports .

وبسایت اخبار داخلی را از گزارش‌های بین‌المللی جدا می‌کند.

editorial [اسم]
اجرا کردن

سرمقاله

Ex:

بخش سرمقاله روزنامه اغلب نویسندگان مهمان را به نمایش می‌گذارد.

health [اسم]
اجرا کردن

وضع عمومی (جسمی یا روحی)

Ex: The government launched a campaign to promote health awareness in the community .

دولت کمپینی را برای ترویج آگاهی سلامت در جامعه راه اندازی کرد.

beauty [اسم]
اجرا کردن

زیبایی

Ex:

عکاسی او زیبایی خام طبیعت را ثبت کرد.

horoscope [اسم]
اجرا کردن

طالع‌نامه (بر اساس علم نجوم)

اجرا کردن

بین‌المللی

Ex: The international school offers a curriculum that is recognized worldwide .

مدرسه بین‌المللی برنامه‌ای ارائه می‌دهد که در سراسر جهان شناخته شده است.

news [اسم]
اجرا کردن

اخبار

Ex: The newspaper 's front page featured a headline about the economic news affecting the stock market .

صفحه اول روزنامه عنوانی درباره اخبار اقتصادی تأثیرگذار بر بازار سهام داشت.

letter [اسم]
اجرا کردن

نامه

Ex: I received a letter from my friend who lives abroad .

من یک نامه از دوستم که در خارج زندگی می‌کند دریافت کردم.

reader [اسم]
اجرا کردن

خواننده (مجله و غیره)

اجرا کردن

جدول زمان‌بندی برنامه‌های تلویزیونی

Ex: The television guide categorized programs by genre and channel .

راهنمای تلویزیونی برنامه‌ها را بر اساس ژانر و کانال دسته‌بندی کرد.