کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 7 - 7A

در اینجا واژگان از واحد 7 - 7A در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "estimate"، "halve"، "currency" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
figure [اسم]
اجرا کردن

هیکل

Ex: In some cultures , a fuller figure is celebrated as a sign of health and beauty , while in others , a slim figure is idealized .

در برخی فرهنگ‌ها، یک فیگور پرتر به عنوان نشانه‌ای از سلامت و زیبایی جشن گرفته می‌شود، در حالی که در دیگران، یک فیگور لاغر آرمانی شده است.

building [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex: The tall building stands out among the other structures in the city .

ساختمان بلند در میان سازه‌های دیگر شهر برجسته است.

language [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: She takes language classes to enhance her communication skills .

او کلاس‌های زبان می‌رود تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشد.

food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی

Ex: The soothing music helped everyone relax after a long day .

موسیقی آرامش‌بخش به همه کمک کرد تا پس از یک روز طولانی استراحت کنند.

clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

people [اسم]
اجرا کردن

مردم

Ex: People from all walks of life came together to support the charitable cause .

مردم از تمام اقشار جامعه برای حمایت از هدف خیریه گرد هم آمدند.

to increase [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The population of the city continues to increase due to urban migration .

جمعیت شهر به دلیل مهاجرت شهری همچنان در حال افزایش است.

to estimate [فعل]
اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: She tried to estimate the time it would take to finish the project .

او سعی کرد زمان لازم برای تکمیل پروژه را تخمین بزند.

to double [فعل]
اجرا کردن

دو برابر کردن

Ex: If you double the length of a side of a square , its area increases fourfold .

اگر طول یک ضلع مربع را دو برابر کنید، مساحت آن چهار برابر می‌شود.

to multiply [فعل]
اجرا کردن

ضرب کردن

Ex: Doubling a recipe means multiplying all the ingredients by 2 .

دو برابر کردن یک دستور به معنای ضرب همه مواد در 2 است.

اجرا کردن

محاسبه کردن

Ex: The students calculated the area of the rectangle by multiplying its length and width .

دانش‌آموزان مساحت مستطیل را با ضرب طول و عرض آن محاسبه کردند.

to decrease [فعل]
اجرا کردن

کم شدن

Ex: By the end of the conservation program , water consumption will have decreased significantly .

در پایان برنامه حفاظت، مصرف آب به میزان قابل توجهی کاهش خواهد یافت.

to halve [فعل]
اجرا کردن

نصف کردن

Ex: To share the snack , they agreed to halve it between them .

برای تقسیم میان وعده، آنها موافقت کردند که آن را به دو نیم تقسیم کنند بین خودشان.

to divide [فعل]
اجرا کردن

تقسیم کردن

Ex: Last year , the government divided the large region into smaller administrative units .

سال گذشته، دولت منطقه بزرگ را به واحدهای اداری کوچکتر تقسیم کرد.

end [اسم]
اجرا کردن

پایان

Ex: She wrote a touching poem about the end of a friendship .

او شعری تأثیرگذار درباره پایان یک دوستی نوشت.

second [صفت]
اجرا کردن

دوم

Ex: The second day of the conference focused on workshops .

روز دوم کنفرانس بر کارگاه‌ها متمرکز بود.

end [اسم]
اجرا کردن

هدف

Ex: Every decision was made with a specific end in mind .

هر تصمیم با یک هدف خاص در نظر گرفته شد.

second [اسم]
اجرا کردن

ثانیه

Ex: The runner missed the world record by two seconds .

دونده رکورد جهانی را با دو ثانیه از دست داد.

figure [اسم]
اجرا کردن

رقم

Ex: The child learned to recognize figures during early math lessons .

کودک در درس‌های اولیه ریاضی یاد گرفت که اعداد را تشخیص دهد.

way [اسم]
اجرا کردن

روش

Ex: Meditation is one way to reduce stress .

مدیتیشن یک راه برای کاهش استرس است.

present [اسم]
اجرا کردن

هدیه

Ex: The children were thrilled with their presents from Santa Claus on Christmas morning .

بچه‌ها از هدیه‌های بابانوئل در صبح کریسمس بسیار هیجان‌زده بودند.

the country [اسم]
اجرا کردن

روستا

Ex: My parents have a beautiful farmhouse in the country where they grow their own vegetables .

والدین من یک خانه مزرعه زیبا در روستا دارند که در آن سبزیجات خود را پرورش می دهند.

اجرا کردن

معماری

Ex: Courses in architecture cover a wide range of topics , from structural engineering to the history of design .

دوره‌های معماری طیف گسترده‌ای از موضوعات را پوشش می‌دهند، از مهندسی سازه تا تاریخ طراحی.

area [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: The forest area is a habitat for many wildlife species .

منطقه جنگلی زیستگاه بسیاری از گونه‌های حیات وحش است.

climate [اسم]
اجرا کردن

اقلیم

Ex: The Mediterranean climate is characterized by hot summers and mild winters .

آب و هوای مدیترانه‌ای با تابستان‌های گرم و زمستان‌های معتدل مشخص می‌شود.

culture [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ

Ex: The culture of the native tribes is full of fascinating rituals .

فرهنگ قبایل بومی پر از آیین‌های جذاب است.

currency [اسم]
اجرا کردن

پول رایج

Ex: Travelers often need to exchange their currency at the airport .

مسافران اغلب نیاز دارند که ارز خود را در فرودگاه تعویض کنند.

اجرا کردن

گروه قومی

Ex: Each ethnic group contributes to the nation ’s diversity .

هر گروه قومی به تنوع ملت کمک می‌کند.

geography [اسم]
اجرا کردن

جغرافیا

Ex: His interest in geography led him to a career in environmental science .

علاقه او به جغرافیا او را به سمت شغلی در علوم محیطی سوق داد.

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ

Ex: Many people believe that understanding history is crucial to preventing the same mistakes in the future .

بسیاری از مردم معتقدند که درک تاریخ برای جلوگیری از تکرار همان اشتباهات در آینده ضروری است.

location [اسم]
اجرا کردن

موقعیت جغرافیایی

Ex: The GPS coordinates provided the precise location of the archaeological site .

مختصات GPS موقعیت دقیق سایت باستان‌شناسی را ارائه داد.

population [اسم]
اجرا کردن

جمعیت

Ex: As the population ages , there will be increasing strain on healthcare systems .

با پیر شدن جمعیت، فشار بر سیستم‌های بهداشتی افزایش خواهد یافت.

religion [اسم]
اجرا کردن

دین

Ex: The festival is an important part of their religion and culture .
time zone [اسم]
اجرا کردن

زمان منطقه‌ای خاص

Ex: The airline pilot announced the local time and current time zone upon landing .