کتاب 'اینسایت' پیشمتوسطه - بینش واژگان 8
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 8 در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "praise"، "campaign"، "anxious" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to tell someone in advance about a possible danger, problem, or unfavorable situation

هشدار دادن
سیستم نرمافزاری کاربران را از خطرات امنیتی احتمالی هشدار داد.
getting a bad and anxious feeling from a person or thing because we think something bad or dangerous will happen

ترسیده
من از پرواز با هواپیما میترسم.
a sample, showing what the rest of the data is typically like

نمونه, مثال
مطالعه شامل طیف متنوعی از صنایع بود، که بخش تولید به عنوان یک مثال برجسته مطرح شد.
to reach or achieve what one desired or tried for

موفق شدن
علیرغم مواجهه با شکستها، کارآفرین در نهایت در ایجاد یک کسبوکار موفق موفق شد.
having a feeling of curiosity or attention toward a particular thing or person because one likes them

علاقمند, مشتاق
من به سیاست علاقهای ندارم.
to accept something to be true even without proof

باور کردن
برای مدت طولانی، من به داستانهای ماجراجویی اغراقآمیز او باور داشتم.
to express admiration or approval toward something or someone

تحسین کردن, تعریف و تمجید کردن
والدین اغلب فرزندان خود را به خاطر نشان دادن مهربانی و رفتار خوب ستایش میکنند.
to make a person or thing ready for doing something

آمادهسازی کردن, مقدمات لازم را فراهم کردن
من رزومه و نامه پوششی خود را برای درخواستهای شغلی آماده میکنم.
to not leave until a person or thing is ready or present or something happens

صبر کردن, منتظر بودن، منتظر ماندن
لطفاً یک لحظه صبر کنید تا من موجودی آیتم را بررسی کنم.
to promote or advertise something, typically in a sustained and organized way

کمپین تبلیغاتی تشکیل دادن
سازمانهای غیرانتفاعی اغلب برای افزایش آگاهی و حمایت از علل اجتماعی کمپین میزنند.
to tell someone about the feelings or ideas that we have

حرف زدن, صحبت کردن
او در مورد شروع یک سرگرمی جدید حرف میزد.
to join in a contest or game

مسابقه دادن
من قصد دارم در مسابقه عکاسی شهر شرکت کنم.
to tell a person that one is sorry for having done something wrong

عذرخواهی کردن
مهم است که عذرخواهی کنید اگر به طور تصادفی احساسات کسی را جریحه دار کردید، حتی ناخواسته.
to hold the same opinion as another person about something

موافق بودن, توافق داشتن
ما هر دو موافقیم که این بهترین رستوران شهر است.
to become knowledgeable or skilled in something by doing it, studying, or being taught

یاد گرفتن, آموختن
من یاد گرفتم که چگونه دوچرخه سواری کنم وقتی بچه بودم.
a series of images, feelings, or events happening in one's mind during sleep

رؤیا
رویای او آنقدر واقعی بود که با احساس سردرگمی از خواب بیدار شد.