کتاب 'اینسایت' پیشمتوسطه - واحد 6 - 6A - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 6 - 6A - بخش 2 در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اخراج کردن"، "غیراخلاقی"، "بازداشت" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
experiencing something bad due to bad luck

بدشانس, بدبخت
حوادث بدشانس میتوانند در هر زمانی رخ دهند، به همین دلیل مهم است که همیشه ایمنی را در اولویت قرار دهید.
offering assistance or support, making tasks easier or problems more manageable for others

مفید, کمککننده، سودمند, کارآمد
یک نکته مفید میتواند در طول یک پروژه زمان و تلاش را ذخیره کند.
not providing any assistance in making a situation better or easier

غیرسودمند, بیفایده، بیهوده
توصیههای بیفایده دوستان فقط او را بیشتر در مورد اینکه چه تصمیمی بگیرد گیج کرد.
based on clear reasoning or sound judgment

منطقی
آنها بر اساس دادهها تصمیمی منطقی گرفتند و از سوگیری احساسی در انتخاب خود اجتناب کردند.
lacking sense or reason

غیر منطقی, غیر معقول
ترس او از فناوری برای دوستانش غیرمنطقی به نظر میرسید.
concerned with right and wrong behavior

اخلاقی, رفتاری
آنها در مورد پیامدهای اخلاقی مهندسی ژنتیک در زمینه پزشکی بحث کردند.
acting in a way that goes against accepted moral standards or principles

غیراخلاقی
آسیب رساندن عمدی به موجودات بیگناه به طور جهانی به عنوان رفتاری غیراخلاقی محکوم میشود.
focused on actions and real-life use, rather than on just ideas or theories

کاربردی, عملی
آنها یک راهحل عملی برای کاهش مصرف انرژی در ساختمان طراحی کردند.
impossible to do or achieve

غیر عملی, نشدنی
انتظار داشتن از کودکان نوپا که برای یک ساعت آرام بنشینند کاملاً غیرعملی است.
following a pattern, especially one with fixed or uniform intervals

منظم, مرتب، متعادل، باقاعده
فروشگاه ساعتهای کاری منظمی دارد، ساعت 9 صبح باز میشود و ساعت 5 بعد از ظهر بسته میشود.
not conforming to established rules, patterns, or norms

نامنظم, بیقاعده
الگوی گفتار نامنظم او همکارانش را متحیر کرد، که درک او برایشان دشوار بود.
protected from any danger

امن, ایمن، بیخطر
پس از گذشت طوفان، آنها احساس امنیت کردند تا به خانههایشان بازگردند و خسارات را ارزیابی کنند.
having a high degree of risk or danger

ناامن, خطرناک
مسافران هنگام عبور از کوچه خالی از سکنه در شب احساس ناامنی میکنند.
causing a feeling of shock, disbelief, or wonder

تعجببرانگیز, حیرتآور، غافلگیرکننده
مهربانی شگفتانگیز غریبهها روزش را ساخت.
not causing surprise or unexpectedness, usually because it was already known or predicted

قابل پیشبینی, ازقبلدانستهشده
واکنش غیرمنتظره نبودن او نشان داد که او آنچه را که در راه بود پیشبینی کرده بود.
having a clean and well-organized appearance and state

تمیز و مرتب
او همیشه کیف پولش را مرتب نگه میداشت، با وسایلی که به دقت چیده شده بودند و به راحتی در دسترس بودند.
not properly organized or cared for

نامرتب
لباسهای به هم ریخته روی صندلی در گوشه اتاق انباشته شده بودند.
a place where children learn things from teachers

مدرسه
ما موضوعات مختلفی مانند ریاضیات، علوم و انگلیسی را در مدرسه مطالعه میکنیم.
having a quality that is not satisfying

بد, نامناسب
اتاق هتل بد بود، با ملحفههای کثیف و دوش شکسته.
the way that someone acts, particularly in the presence of others

رفتار, اخلاق
ما رفتار بیمار را به دقت برای هر گونه تغییر تحت نظر داریم.
a person who likes to threaten, scare, or hurt others, particularly people who are weaker

قلدر, گردنکلفت، زورگو
قلدر به خاطر رفتارش اخطار دریافت کرد.
to win or gain an advantage in a game, competition, etc. by breaking rules or acting unfairly

تقلب کردن, جرزنی کردن
دیشب، او با علامت گذاری کارتها در بازی پوکر تقلب کرد.
to force someone to leave a place, organization, etc.

اخراج کردن, بیرون کردن
مدرسه به دلیل تقلب او را اخراج کرد.
to take part in a violent physical action against someone

دعوا کردن, مبارزه کردن
اعضای باند در خیابان جنگیدند، باعث هرج و مرج شدند.
a type of punishment for students who have done something wrong and as a result, they cannot go home at the same time as others

تنبیه (در مدرسه), توبیخ
بازداشت اغلب به عنوان یک اقدام انضباطی برای جلوگیری از نقض قوانین مدرسه توسط دانشآموزان استفاده میشود.
a message or sign given to someone to indicate that something dangerous, harmful, or undesirable may happen

هشدار, اخطار
چراغهای هشدار روی داشبورد نشاندهنده یک مشکل احتمالی با موتور بود.
to skip school or work without permission or without a valid reason

غیبت غیر موجه کردن, کلاس را پیچاندن، از کلاس جیم شدن
to temporarily prevent someone from going to school as a punishment because they did something wrong

موقت اخراج کردن
پس از دعوا، او به مدت سه روز تعلیق شد.
to use offensive or vulgar language in order to express strong emotions

فحش دادن
ناراحت از خبر، نتوانست جلوی فحش دادن زیر لبش را بگیرد.
to intentionally damage something, particularly public property

(اماکن یا اموال را) تخریب کردن
پلیس افرادی را به دلیل تخریب علائم خیابانی و چراغهای راهنمایی دستگیر کرد.
the act of making someone suffer because they have done something illegal or wrong

مجازات, تنبیه
او مجازات خود را بدون شکایت پذیرفت.
an unlawful act that is punishable by the legal system

جرم
افزایش جنایت خشونتآمیز باعث شده ساکنان احساس ناامنی کنند.
lacking the ability to read and write in any language

بیسواد
برنامههای سوادآموزی با آموزش مهارتهای اولیه خواندن و نوشتن به جمعیت بیسواد، به کاهش بیسوادی کمک میکنند.
