کتاب 'اینسایت' پیشمتوسطه - بینش واژگان 5
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 5 در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ریسک کردن"، "حوصله سر رفته"، "مراقبت کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to enjoy yourself and do things for fun, like children

بازی کردن, تفریح کردن
بچهها با بادکنکهای آبی در باغ بازی میکردند.
a playful activity in which we use our imagination, play with toys, etc.

بازی, سرگرمی
در طول سفر کمپینگ، ما یک بازی شاراد را در اطراف آتش کمپ بازی کردیم.
to take care of someone or something and attend to their needs, well-being, or safety

مراقبت کردن, مراقب بودن
گربه من از خودش خیلی خوب مراقبت میکند.
to move from a standing position to a sitting position

نشستن
پس از یک روز طولانی کار، دوست دارم در صندلی مورد علاقهام بنشینم و استراحت کنم.
to experience a particular emotion

احساس کردن
مهربانی و حمایت او باعث شد که او احساس دوست داشته شدن و ارزشمند بودن کند.
tired and unhappy because there is nothing to do or because we are no longer interested in something

خسته و بیحوصله, کسل
او در طول سخنرانی طولانی و کند احساس کسلشدگی کرد.
to leave the house and attend a specific social event to enjoy your time

بیرون رفتن
آنها برنامه ریزی کردند که برای تماشای فیلم و بستنی بیرون بروند.
to decide to do something that may result in something unpleasant or dangerous

ریسک کردن
to try to find information in a dictionary, computer, etc.

جستجو کردن (در لغتنامه و غیره)
یک دقیقه صبر کن، دارم آدرس را جستجو میکنم.
to divide and allocate a resource, task, or item among individuals

بین همه تقسیم کردن
مدیر تصمیم گرفت مسئولیتها را بین اعضای تیم تقسیم کند.
to start a journey

عازم شدن, رهسپار شدن، راه افتادن
خانواده با هیجان به سوی مقصد تعطیلات حرکت کردند.
to remove a thing from somewhere or something

درآوردن, بیرون بردن
جراح در طول عمل برمیدارد آپاندیس را.
to rise to a standing position from a seated or lying position

بلند شدن, به پا خاستن
او هر زمان که معلم سوالی میپرسد میایستد.
to entirely consume a resource, leaving none remaining

کامل مصرف کردن, تمام چیزی را مصرف کردن
آنها در طول سفر طولانی سوخت را تمام کردند.
to change from being a child into an adult little by little

بزرگ شدن
خواهرم خیلی سریع بزرگ میشود.
to consume completely, especially in reference to food

کامل خوردن
عطر خوشمزهای که از آشپزخانه میآمد، همه را مشتاق خوردن غذای تازه پخته شده کرد.
to get on our feet and stand up

بلند شدن, برخاستن
او از دانشآموزان خواست که از میزهای خود بلند شوند و یک دایره تشکیل دهند.
to act more quickly because there is not much time

عجله کردن
عجله کن، دوستانت بیرون منتظرت هستند.
to remove something by using friction or a rubbing motion, often referring to pencil marks, ink, or other marks on a surface

سابیدن
او از یک پاککن برای پاک کردن پاسخهای نادرست در آزمونش استفاده کرد.
![to [take] a risk to [take] a risk](/assets/img/no-pic-260w.png)