کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 10 - 10A

اینجا، واژگان از واحد 10 - 10A در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "velvet"، "sell out"، "trousers" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
to buy [فعل]
اجرا کردن

خریدن

Ex: I always buy fresh products from the local farmers ' market .

من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان می‌خرم.

to sell [فعل]
اجرا کردن

فروختن

Ex: The fashion brand sold millions of units of their new fragrance .

برند مد میلیون‌ها واحد از عطر جدید خود را فروخت.

clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

اجرا کردن

به اطراف نگاه کردن

Ex: The lost dog looked around for its owner , feeling anxious and disoriented .

سگ گمشده به اطراف نگاه کرد تا صاحبش را پیدا کند، احساس اضطراب و سردرگمی می‌کرد.

to sell out [فعل]
اجرا کردن

کامل فروختن

Ex: The popular band 's concert sold out within minutes of ticket sales opening .

کنسرت گروه محبوب در عرض چند دقیقه پس از شروع فروش بلیط تمام شد.

to put on [فعل]
اجرا کردن

پوشیدن

Ex:

فراموش نکنید که عینک خود را بپوشید.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

چیزی را خریدن

Ex: Whenever she travels , she likes to pick up souvenirs .

هر وقت سفر می‌کند، دوست دارد جمع‌آوری سوغاتی‌ها را.

to try on [فعل]
اجرا کردن

امتحان کردن (لباس و غیره)

Ex: The store provides a fitting room where customers can try on clothes before purchasing them .

فروشگاه یک اتاق پرو فراهم می‌کند که مشتریان می‌توانند قبل از خرید لباس‌ها را امتحان کنند.

to take off [فعل]
اجرا کردن

درآوردن (لباس، کفش و غیره)

Ex: Please take off your shoes before entering the house .

لطفاً قبل از ورود به خانه کفش‌های خود را درآورید.

to hang up [فعل]
اجرا کردن

آویزان کردن

Ex: Hang up your wet towel to dry after your shower .

آویزان کنید حوله خیس خود را بعد از دوش گرفتن تا خشک شود.

cotton [اسم]
اجرا کردن

پنبه‌ای (پارچه)

Ex: The natural feel of cotton against my skin makes it my top choice for bedding , ensuring a cozy and comfortable night 's sleep .

احساس طبیعی پنبه روی پوستم آن را به انتخاب برتر من برای رختخواب تبدیل می‌کند، که یک خواب شبانه راحت و دنج را تضمین می‌کند.

T-shirt [اسم]
اجرا کردن

تی‌شرت

Ex: She always wears a plain white T-shirt with jeans .

او همیشه یک تی شرت سفید ساده با شلوار جین می‌پوشد.

denim [اسم]
اجرا کردن

دنیم (پارچه)

Ex: After a few washes , the denim started to fade , giving it a stylish , vintage look .

پس از چند بار شستشو، دنیم شروع به رنگ پریدگی کرد و به آن ظاهری شیک و قدیمی داد.

lace blouse [اسم]
اجرا کردن

پیراهن گیپوری

Ex: A black lace blouse is perfect for formal occasions .

یک بلوز توری سیاه برای مناسبت‌های رسمی عالی است.

اجرا کردن

کت چرمی

Ex: He found a vintage leather jacket at the thrift store .

او یک کاپشن چرمی قدیمی در فروشگاه دست دوم پیدا کرد.

linen [اسم]
اجرا کردن

کتان (پارچه)

Ex: The artisan crafted intricate embroidery on the linen napkins , adding a personalized touch to the dining experience .

صنعتگر روی دستمال‌های کتانی گلدوزی‌های پیچیده‌ای انجام داد و تجربه غذا خوردن را شخصی‌سازی کرد.

trousers [اسم]
اجرا کردن

شلوار

Ex: On casual Fridays , employees are allowed to wear jeans or comfortable trousers to work .

در جمعه‌های غیررسمی، کارمندان مجاز به پوشیدن شلوار جین یا شلوار راحت در محل کار هستند.

اجرا کردن

جوراب ساق‌بلند شیشه‌ای

Ex: He gave her a set of silk and nylon stockings as a gift .

او به او یک جفت جوراب ابریشمی و جوراب نایلونی به عنوان هدیه داد.

silk [اسم]
اجرا کردن

ابریشم

Ex: The bride 's veil was made of delicate silk , adding a touch of elegance to her wedding attire .

حجاب عروس از ابریشم ظریف ساخته شده بود، که به لباس عروسی او جلوه‌ای از ظرافت می‌بخشید.

scarf [اسم]
اجرا کردن

شال

Ex: She tied the scarf in a triangle shape around her head .

او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.

dress [اسم]
اجرا کردن

لباس زنانه

Ex: My mom helped me zip up the back of my dress .

مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.

wool [اسم]
اجرا کردن

پارچه پشمی

Ex: Her favorite coat was made of luxurious wool that felt soft against her skin .

پالتوی مورد علاقه او از پشم لوکسی ساخته شده بود که نرمی آن روی پوستش حس می‌شد.

jumper [اسم]
اجرا کردن

سارافون

Ex: The school uniform included a navy blue jumper worn over a white blouse .

یونیفرم مدرسه شامل یک ژاکت سرمه‌ای بود که روی یک بلوز سفید پوشیده می‌شد.