مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 10

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
اجرا کردن

تو ذوق (کسی) زدن

Ex: The constant failures began to disillusion him , causing him to question his dreams .
اجرا کردن

ناامید کردن

Ex: Despite the challenges , he refused to let the difficulties dishearten him .

علیرغم چالش‌ها، او اجازه نداد دشواری‌ها او را دلسرد کنند.

اجرا کردن

بی‌میلی

Ex: His disinclination to confront difficult situations often led him to avoid important discussions .

بی‌میلی او در مواجهه با موقعیت‌های دشوار اغلب باعث می‌شد که از بحث‌های مهم اجتناب کند.

اجرا کردن

دروغ‌پراکنی (سیاست)

Ex: They carefully crafted a campaign of disinformation to discredit their opponent .

آنها با دقت یک کمپین اطلاعات نادرست را برای بی‌اعتبار کردن حریف خود طراحی کردند.

اجرا کردن

دورو

Ex: He gave a disingenuous smile , pretending to be interested in the conversation .

او یک لبخند ناصادقانه زد، تظاهر به علاقه‌مند بودن به مکالمه کرد.

اجرا کردن

از ارث محروم کردن

Ex: The wealthy man chose to disinherit his relatives , leaving his fortune to a foundation instead .

مرد ثروتمند تصمیم گرفت بستگان خود را محروم از ارث کند و ثروتش را به جای آن به یک بنیاد بسپارد.

dismal [صفت]
اجرا کردن

ناامیدکننده

Ex: The dismal atmosphere in the hospital made it hard for patients to stay positive .

جو غمگین بیمارستان باعث شد بیماران نتوانند مثبت بمانند.

dismissal [اسم]
اجرا کردن

اخراج

Ex: His dismissal was inevitable after the company discovered his misconduct .

اخراج او پس از کشف سوءرفتارش توسط شرکت اجتناب‌ناپذیر بود.

to forbear [فعل]
اجرا کردن

بردباری کردن

Ex: To maintain professionalism , employees must forbear from airing grievances publicly .

برای حفظ حرفه‌ای‌گری، کارمندان باید از بیان شکایات به صورت عمومی خودداری کنند.

forbearance [اسم]
اجرا کردن

خودداری

Ex: Due to the recent economic challenges , many creditors have offered forbearance to their clients .

به دلیل چالش‌های اقتصادی اخیر، بسیاری از بستانکاران به مشتریان خود تحمل پیشنهاد کرده‌اند.

to forbid [فعل]
اجرا کردن

منع کردن

Ex: The religious leader forbids the consumption of certain foods during specific religious ceremonies .

رهبر مذهلی مصرف برخی غذاها را در مراسم مذهبی خاص ممنوع می‌کند.

اجرا کردن

جدا کردن

Ex: The judge 's decision to sequestrate the jury was met with concern over their wellbeing during the lengthy trial .

تصمیم قاضی برای جداسازی هیئت منصفه نگرانی‌هایی را در مورد رفاه آن‌ها در طول محاکمه طولانی ایجاد کرد.

اجرا کردن

منزوی کردن

Ex: The jury members were sequestered during the high-profile trial to ensure they were not influenced by external factors .

اعضای هیئت منصفه در طول محاکمه پرسر و صدا منزوی شدند تا اطمینان حاصل شود که تحت تأثیر عوامل خارجی قرار نمی‌گیرند.

اجرا کردن

انکار

Ex: The senator ’s renunciation of the proposed bill came after widespread public outcry .

انصراف سناتور از لایحه پیشنهادی پس از اعتراض گسترده عمومی صورت گرفت.

renown [اسم]
اجرا کردن

نیک‌نامی

Ex: Despite his renown , he remained humble and focused on his work rather than his fame .

علیرغم شهرت او، متواضع ماند و به جای شهرت، بر کار خود متمرکز بود.

to renovate [فعل]
اجرا کردن

جان تازه بخشیدن

Ex: After a long vacation , she was renovated and ready to tackle new challenges .

پس از یک تعطیلات طولانی، او تجدید قوا کرده بود و آماده مقابله با چالش‌های جدید بود.

اجرا کردن

دوباره سازمان دادن

Ex: We are reorganizing the kitchen cabinets to make better use of space .

ما در حال سازماندهی مجدد کابینت‌های آشپزخانه هستیم تا از فضا بهتر استفاده کنیم.

to renounce [فعل]
اجرا کردن

انکار کردن

Ex: The group renounced the outdated traditions and embraced more progressive ideas .

گروه از سنت‌های منسوخ دست کشید و ایده‌های پیشروتر را پذیرفت.