تو ذوق (کسی) زدن
تو ذوق (کسی) زدن
ناامید کردن
علیرغم چالشها، او اجازه نداد دشواریها او را دلسرد کنند.
بیمیلی
بیمیلی او در مواجهه با موقعیتهای دشوار اغلب باعث میشد که از بحثهای مهم اجتناب کند.
دروغپراکنی (سیاست)
آنها با دقت یک کمپین اطلاعات نادرست را برای بیاعتبار کردن حریف خود طراحی کردند.
دورو
او یک لبخند ناصادقانه زد، تظاهر به علاقهمند بودن به مکالمه کرد.
از ارث محروم کردن
مرد ثروتمند تصمیم گرفت بستگان خود را محروم از ارث کند و ثروتش را به جای آن به یک بنیاد بسپارد.
ناامیدکننده
جو غمگین بیمارستان باعث شد بیماران نتوانند مثبت بمانند.
اخراج
اخراج او پس از کشف سوءرفتارش توسط شرکت اجتنابناپذیر بود.
بردباری کردن
برای حفظ حرفهایگری، کارمندان باید از بیان شکایات به صورت عمومی خودداری کنند.
خودداری
به دلیل چالشهای اقتصادی اخیر، بسیاری از بستانکاران به مشتریان خود تحمل پیشنهاد کردهاند.
منع کردن
رهبر مذهلی مصرف برخی غذاها را در مراسم مذهبی خاص ممنوع میکند.
جدا کردن
تصمیم قاضی برای جداسازی هیئت منصفه نگرانیهایی را در مورد رفاه آنها در طول محاکمه طولانی ایجاد کرد.
منزوی کردن
اعضای هیئت منصفه در طول محاکمه پرسر و صدا منزوی شدند تا اطمینان حاصل شود که تحت تأثیر عوامل خارجی قرار نمیگیرند.
انکار
انصراف سناتور از لایحه پیشنهادی پس از اعتراض گسترده عمومی صورت گرفت.
نیکنامی
علیرغم شهرت او، متواضع ماند و به جای شهرت، بر کار خود متمرکز بود.
جان تازه بخشیدن
پس از یک تعطیلات طولانی، او تجدید قوا کرده بود و آماده مقابله با چالشهای جدید بود.
دوباره سازمان دادن
ما در حال سازماندهی مجدد کابینتهای آشپزخانه هستیم تا از فضا بهتر استفاده کنیم.
انکار کردن
گروه از سنتهای منسوخ دست کشید و ایدههای پیشروتر را پذیرفت.