کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 5 - ارتباط
در اینجا واژگان از واحد 5 - ارتباطات در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "قفسه کتاب"، "لامپ"، "جاروبرقی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
furniture we use to sleep on that normally has a frame and mattress

تختخواب
من دوست دارم روی تخت راحت خودم بخوابم.
a board connected to a wall or a piece of furniture on which books are kept

قفسه کتاب
او یک قفسه کتاب سفارشی ساخت تا کتابخانه گسترده خود از کتابهای مرجع را در آن جای دهد.
an electronic device that is designed to playback audio CDs

دستگاه پخش سیدی
پخش کننده سیدی در ماشین پس از سالها استفاده از کار افتاد.
furniture with a back and often four legs that we can use for sitting

صندلی
یک صندلی کشیدم تا به گفتگو بپیوندم.
an electronic device that stores and processes data

کامپیوتر
من از کامپیوتر خود برای گشتوگذار در اینترنت و بررسی ایمیلها استفاده میکنم.
a piece of furniture with shelves and doors, usually built into a wall, designed for storing things like foods, dishes, etc.

کمد, کمد دیواری
لیوانها و بشقابها به طور منظم داخل کابینت چیده شده بودند.
furniture we use for working, writing, reading, etc. that normally has a flat surface and drawers

میز تحریر, میز مطالعه
کامپیوتر من روی میز در دفتر قرار دارد.
a table on which people have meals

میز ناهارخوری
او قبل از شام میز غذاخوری را با بشقابها، لیوانها و ظروف نقرهای چید.
an electric machine that is used to clean dishes, spoons, cups, etc.

ماشین ظرفشویی
او بعد از شام ظروف کثیف را در ماشین ظرفشویی گذاشت.
an object that can give light by using electricity or burning gas or oil

چراغ, لامپ
چراغ عتیقه در اتاق نشیمن به فضا نور دنجی میبخشید.
a kitchen appliance that uses electricity to quickly heat or cook food

ماکروفر, مایکروویو
مایکروویو دارای تنظیمات یخزدایی است که تهیه غذای منجمد را در کمترین زمان ممکن آسان میکند.
a small device used for listening to audio and MP3 files

دستگاه پخش موسیقی
او در طول سفر روزانه خود به محل کار، به کتابهای صوتی روی پخشکننده MP3 خود گوش میداد.
a comfortable seat that has a back and two arms and enough space for two or multiple people to sit on

مبل راحتی, کاناپه
مبل چرمی یک لمس از ظرافت به اتاق میافزاید.
an electrical device that pulls up dirt and dust from a floor to clean it

جاروبرقی
من جارو برقی همسایهام را قرض گرفتم تا آپارتمانم را تمیز کنم.
an electric machine used for washing clothes

ماشین لباسشویی
والدینم یک ماشین لباسشویی جدید با ویژگیهای پیشرفته خریدند.
an electronic device with a screen that receives television signals, on which we can watch programs

تلویزیون
تلویزیون در اتاق نشیمن بسیار بزرگ است.
an automated dispenser that provides hot beverages like coffee and tea, in exchange for payment, typically using pre-packaged pods or capsules, in exchange for payment

دستگاه قهوهساز
