کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 5 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 5 - درس 3 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "جنگل"، "تصمیم گرفتن"، "سرد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
landscape [اسم]
اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: Autumn colors transformed the countryside landscape .
mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: We enjoyed a picnic at the base of the mountain , surrounded by nature .

ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: He spent three days in the desert with no water .

او سه روز در بیابان بدون آب سپری کرد.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest provided us with shade on a hot summer day .

جنگل در یک روز گرم تابستانی به ما سایه داد.

hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The field was surrounded by rolling hills .

مزرعه با تپه‌های موجدار احاطه شده بود.

city [اسم]
اجرا کردن

شهر

Ex: This city is known for its diverse population and multicultural atmosphere .

این شهر به خاطر جمعیت متنوع و فضای چندفرهنگی‌اش معروف است.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

river [اسم]
اجرا کردن

رودخانه

Ex: The river was wide , and we had to cross it using a bridge .

رودخانه پهن بود، و ما مجبور شدیم با استفاده از یک پل از آن عبور کنیم.

to travel [فعل]
اجرا کردن

سفر کردن

Ex:

ما هیجان‌زده هستیم که به سفر برویم تا در عروسی دوستمان در ایالتی دیگر شرکت کنیم.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

information [اسم]
اجرا کردن

اطلاعات

Ex: The website has a search bar to find specific information .

وب سایت یک نوار جستجو برای یافتن اطلاعات خاص دارد.

to decide [فعل]
اجرا کردن

تصمیم گرفتن

Ex:

بیایید تصمیم بگیریم امشب چه فیلمی تماشا کنیم.

Argentina [اسم]
اجرا کردن

آرژانتین

Ex: Argentina has a rich history , influenced by indigenous cultures and European colonization , which is reflected in its architecture and traditions .

آرژانتین تاریخچه‌ای غنی دارد که تحت تأثیر فرهنگ‌های بومی و استعمار اروپا قرار گرفته و این در معماری و سنت‌های آن منعکس شده است.

Antarctica [اسم]
اجرا کردن

جنوبگان

Ex: Few animals , like penguins and seals , live in Antarctica .

تعداد کمی از حیوانات، مانند پنگوئن‌ها و فک‌ها، در قطب جنوب زندگی می‌کنند.

especially [قید]
اجرا کردن

مخصوصاً

Ex: I enjoy various genres of music , but I like jazz , especially classic jazz , the most .

من از انواع مختلف موسیقی لذت می‌برم، اما جاز، به ویژه جاز کلاسیک را بیشتر از همه دوست دارم.

sea [اسم]
اجرا کردن

دریا

Ex: We collected seashells while walking along the edge of the sea .

ما در حال قدم زدن در کنار دریا صدف جمع کردیم.

Ireland [اسم]
اجرا کردن

ایرلند

Ex: Ireland is a member of the European Union , though it is not part of the United Kingdom .

ایرلند عضو اتحادیه اروپا است، اگرچه بخشی از پادشاهی متحده نیست.

اجرا کردن

متأسفانه

Ex: The team played well , but unfortunately , they lost the championship match by a narrow margin .

تیم خوب بازی کرد، اما متأسفانه، آنها بازی قهرمانی را با اختلاف کمی باختند.

certainly [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: You can certainly count on my support .
west [اسم]
اجرا کردن

غرب

Ex: The west is where the day ends and the night begins .

غرب جایی است که روز به پایان می‌رسد و شب آغاز می‌شود.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

to sunbathe [فعل]
اجرا کردن

حمام آفتاب گرفتن

Ex: The friends sunbathed in the backyard during the holiday .

دوستان در تعطیلات در حیاط خلوت آفتاب گرفتند.

busy [صفت]
اجرا کردن

پرجزئیات

Ex:
cold [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The air conditioning made the room too cold , so I adjusted the temperature .

تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.

dry [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: Her lips were dry and cracked from exposure to the wind .

لب‌هایش از باد خشک و ترک خورده بود.

famous [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The famous actor won numerous awards for his performances in blockbuster movies .

بازیگر معروف برای بازی‌هایش در فیلم‌های پرفروش جوایز زیادی کسب کرد.

green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: The leaves on the trees are green .

برگ‌های روی درختان سبز هستند.

high [صفت]
اجرا کردن

زیاد

Ex:

منطقه امسال دمای بالایی را تجربه کرد.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.

huge [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: The huge tree in their backyard provided shade for the entire garden .

درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایه‌ای برای تمام باغ فراهم می‌کرد.

long [صفت]
اجرا کردن

طولانی (مسافت)

Ex:

مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنه‌ای کاملاً چشمگیر تبدیل می‌کرد.

low [صفت]
اجرا کردن

کم

Ex: The town has a low crime rate .

شهر نرخ جرم پایینی دارد.

noisy [صفت]
اجرا کردن

پرسروصدا

Ex: The restaurant was noisy , with the clinking of dishes and the chatter of diners .

رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.

wide [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The road was wide , accommodating both cars and pedestrians comfortably .

جاده عریض بود، که هم ماشین‌ها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای می‌داد.