کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 5 - درس 3
در اینجا واژگان از واحد 5 - درس 3 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "جنگل"، "تصمیم گرفتن"، "سرد"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
an area of scenery visible in a single view

چشمانداز, منظره
تپههای موجدار و جنگلها یک چشمانداز نقاشیگونه ایجاد کردند.
a very tall and large natural structure that looks like a huge hill with a pointed top that is often covered in snow

کوه
کوه مقصدی محبوب برای کوهنوردان و پیادهروها است.
a large, dry area of land with very few plants, typically one covered with sand

بیابان, صحرا
شترها به خوبی برای زنده ماندن در بیابان سازگار شدهاند.
a vast area of land that is covered with trees and shrubs

جنگل
کف جنگل با فرشی ضخیم از برگهای ریخته پوشیده شده بود.
a naturally raised area of land that is higher than the land around it, often with a round shape

تپه
او هر صبح به عنوان بخشی از تمرینش تا تپه میدوید.
a larger and more populated town

شهر
آنها در حال برنامهریزی برای یک تور شهری هستند تا گنجینههای پنهان و جاذبههای محلی را کشف کنند.
a large area of water, surrounded by land

دریاچه
او از یک قایق سواری آرام روی دریاچه لذت برد.
a natural and continuous stream of water flowing on the land to the sea, a lake, or another river

رودخانه
بچهها سنگها را روی سطح آرام رودخانه به پرواز درآوردند.
to go from one location to another, particularly to a far location

سفر کردن, مسافرت کردن
من و خانوادهام اغلب با ماشین سفر میکنیم تا به دیدن اقوام در روستا برویم.
an educational institution at the highest level, where we can study for a degree or do research

دانشگاه
او در یک دانشگاه معتبر که برای برنامه مهندسی اش شناخته شده است شرکت می کند.
facts or knowledge related to a thing or person

اطلاعات
نقشه اطلاعات مفیدی برای ناوبری فراهم میکند.
to think carefully about different things and choose one of them

تصمیم گرفتن, قصد کردن
پس از بحثهای فراوان، آنها تصمیم گرفتند به یک سفر جادهای بروند.
a country that is in the southern part of South America

آرژانتین
بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین، به خاطر فرهنگ پرجنبوجوش، موسیقی تانگو و غذاهای خوشمزهاش از جمله آسادو و امپاناداس معروف است.
the most southern continent where the South Pole is situated

جنوبگان
دانشمندان تحقیقاتی درباره تغییرات آب و هوایی در قطب جنوب انجام میدهند.
used for showing that what you are saying is more closely related to a specific thing or person than others

مخصوصاً, بهخصوص
تیم به خوبی عمل کرد، به ویژه در لحظات حساس پایانی بازی.
the salt water that covers most of the earth’s surface and surrounds its continents and islands

دریا
دریا خانهای برای انواع حیات دریایی، مانند ماهیها، دلفینها و صخرههای مرجانی است.
a country in North Western Europe, in the southern part of the island of Ireland

ایرلند
جمهوری ایرلند به طور رسمی در زبان ایرلندی به نام Éire شناخته میشود.
used to express regret or say that something is disappointing or sad

متأسفانه
او روی پروژه سخت کار کرد، اما متأسفانه، انتظارات مشتری را برآورده نکرد.
in an assured manner, leaving no room for doubt

قطعاً, بیشک
تیم قطعاً برای دستیابی به اهداف خود در این فصل سخت کار کرد.
the direction toward which the sun goes down, which is on the left side of a person facing north

غرب, مغرب
غرب به دلیل مناظر خیره کننده و غروب های نفس گیرش معروف است.
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.
to lie or sit in the sun in order to darken one's skin

حمام آفتاب گرفتن
بسیاری از مردم ترجیح میدهند در پارکها آفتاب بگیرند تا برنزه طبیعی داشته باشند.
describing weather that is pleasant, enjoyable, or favorable, often characterized by clear skies, mild temperatures, and calm conditions

خوشایند (آبوهوا)
overly detailed, cluttered, or visually complex

پرجزئیات, شلوغ
یادداشتهای او با حاشیهنویسیها و نقاشیها شلوغ بود.
having a temperature lower than the human body's average temperature

سرد
من یک کت گرم پوشیدم تا خودم را از باد سرد محافظت کنم.
lacking moisture or liquid

خشک
شنهای بیابان زیر پایشان خشک و زبر بود.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
having the color of fresh grass or most plant leaves

سبز
قورباغه سبز از یک برگ نیلوفر آبی به دیگری پرید.
having a value or level greater than usual or expected, often in terms of numbers or measurements

زیاد, بالا
او در امتحان نمره بالایی کسب کرد و به دستاوردش افتخار میکرد.
having a higher than normal temperature

داغ, خیلی گرم
او یک کلاه پوشید تا خود را از آفتاب داغ محافظت کند.
very large in size

بسیار بزرگ, عظیم، گنده
او یک تلویزیون عظیم خرید که یک دیوار کامل در اتاق نشیمنش را اشغال میکرد.
(of two points) having an above-average distance between them

طولانی (مسافت), دراز
استخر شنا جدید چقدر بلند است؟
small or below average in degree, value, level, or amount

کم, پایین
این شیر کم چرب است.
