کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 8 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 8 - درس 2 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "تنگ"، "پنبه"، "پوشیدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the styles and trends of clothing, accessories, makeup, and other items that are popular in a certain time and place

مد, مدسازی
مد دهه 80 به خاطر رنگهای جسورانه و سبکهای نمایشی معروف بود.
following the latest or the most popular styles and trends in a specific period

مد روز, مد
محله مُد روز به خاطر کافهها، بوتیکها و مد خیابانی پرجنبوجوشش معروف است.
having an appearance that is untidy, dirty, or worn out

ژولیده, کثیف، رنگورورفته
سگ پیر پوششی ژولیده داشت، اما پر از انرژی و گرمی بود.
(of clothes or shoes) fitting closely or firmly, especially in an uncomfortable way

تنگ, چسبان
او نمیتوانست صبر کند تا پس از مهمانی لباس تنگ خود را درآورد.
to have something such as clothes, shoes, etc. on your body

بهتن داشتن
او برای ایجاد تأثیر خوب در مصاحبه شغلی، کت و شلوار و کراوات پوشید.
suitable for fancy, important, serious, or official occasions and situations

رسمی
استفاده از زبان رسمی در مصاحبه شغلی مهم است.
belonging to or following the methods or thoughts that are old as opposed to new or different ones

سنتی
او رویکرد سنتی به فرزندپروری دارد، اعتقاد به قوانین و روالهای محکم دارد.
(of people or clothes) looking neat, tidy, and elegantly fashionable

شیک, تروتمیز
لباس عروس نه تنها زیبا بود، بلکه طراحی شیک داشت که به طور کامل اندام او را برجسته میکرد.
created by humans rather than occurring naturally in the environment

ساخت بشر, مصنوع انسان
دانشمندان هم بلایای طبیعی و هم ساخته دست بشر را مطالعه میکنند.
(of clothes) not tight or fitting closely, often allowing freedom of movement

گشاد, آزاد
شلوارش بعد از کاهش وزن خیلی گشاد شده بود.
cloth made from the fibers of the cotton plant, naturally soft and comfortable against the skin

پنبهای (پارچه), کتان، نخی
من حولههای پنبهای را ترجیح میدهم به دلیل جذب و نرمی آنها، که آنها را برای خشک کردن بعد از دوش گرفتن عالی میکند.
the soft and thick hair that grows on the body of sheep and goats

پشم
مادربزرگ مارک با استفاده از پشم نرم یک شال گرم بافت.
strong material made from animal skin and used for making clothes, bags, shoes, etc.

چرم
صنعتگر یک کیف پول زیبا از چرم ساخت، با دقت هر درز را با دست دوخت.
a type of smooth soft fabric made from the threads that silkworms produce

ابریشم
لباس شب از ابریشم قرمز زیبایی ساخته شده بود، که با وقار در حین راه رفتنش جریان داشت.
extremely comfortable, elegant, and often made with high-quality materials or features

مجلل, لوکس، پرتجمل
قایق تفریحی مجلل از روی آبهای زلال عبور کرد و تجربهای درجه یک ارائه داد.
having a long distance between opposite sides

ضخیم, قطور
جلد کتاب از مقوایی به ضخامت نیم اینچ ساخته شده است که به آن دوام میبخشد.
(of an object) making you feel relaxed because of it is warm or soft and does not hurt the body

راحت (لباس و ...)
او برای بعدازظهر تنبل یکشنبه، هودی راحت و شلوار راحتی انتخاب کرد.
to be able to pay the cost of something

بضاعت داشتن, وسع مالی داشتن
بودجهبندی عاقلانه به افراد کمک میکند تا بدون هزینهکرد بیش از حد، سبک زندگی مورد نظر خود را توانایی مالی داشته باشند.
previously owned or used by someone else

دست دوم
فروشگاه دست دوم لباسهای دست دوم را در شرایط عالی میفروشد.
a type of strong shoe that covers the foot and ankle and often the lower part of the leg

پوتین, چکمه
من چکمههایم را پوشیدم تا در پارک برفی قدم بزنم.
a short item of clothing that we wear on the top part of our body, usually has sleeves and something in the front so we could close it

کاپشن, کت
وقتی وارد ساختمان گرم شد، ژاکت خود را باز کرد.
a warm knitted piece of clothing made of wool with long sleeves and no buttons

پلیور
او یک پلیور پشمی برای زمستان خرید.
an open shoe that fastens the sole to one's foot with straps, particularly worn when the weather is warm

صندل, کفش روباز
صندلهای او هنگام راه رفتن در کنار ساحل رد پاهایی روی شن به جا گذاشت.
a traditional garment worn by women in South Asia, consisting of a long piece of fabric draped around the body

لباس سنتی زنان هندی, ساری
فروشگاه ساری ابریشمی و پنبهای در رنگهای مختلف میفروشد.
something that we wear to cover and protect our feet, generally made of strong materials like leather or plastic

کفش
او بندهای کفش خود را محکم بست تا مطمئن شود کفشهایش در نمیآیند.
a piece of clothing for girls or women that fastens around the waist and hangs down around the legs

دامن
او یک دامن تا زانو برای اداره انتخاب کرد.
a jacket with a pair of pants or a skirt that are made from the same cloth and should be worn together

کتشلوار, کتدامن
پدرم یک کت و شلوار شیک برای عروسی دوستش خرید.
dark glasses that we wear to protect our eyes from sunlight or glare

عینک آفتابی
او در آفتاب چشمهایش را تنگ کرد تا یادش آمد که عینک آفتابی در کیفش دارد.
a sports shoe with a rubber sole that is worn casually or for doing exercise

کفش کتانی, کفش ورزشی
فروشگاه انتخاب گستردهای از کفشهای ورزشی داشت، از سبکهای ورزشی گرفته تا طرحهای معمولی.