کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 5 - مرجع - بخش 1
در اینجا واژگان از واحد 5 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "اتاق زیر شیروانی"، "کتابخانه"، "زیرزمین"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a single-family house that is not connected to any other house, usually with its own yard or garden

خانه ویلایی بدون دیوار مشترک
خانه مستقل یک باغ بزرگ و یک راهرو داشت.
a tiny apartment that has only one main room

سوئیت, استودیو آپارتمان
علیرغم اندازه کوچکش، استودیو دنج و دعوتکننده به نظر میرسید، با مبلمان راحت و دکوراسیونی با سلیقه.
a type of residential house that is attached to one or more other houses in a row, with shared walls and a similar architectural design

خانههای مشابه بههمچسبیده, بلوکی از چند ساختمان
خانههای ردیفی در طول خیابان همگی نماهای آجری مشابهی داشتند.
a country house that has a large garden, particularly the one located in southern Europe or warm regions

ویلا
خانواده یک ویلا در توسکانی اجاره کرد، جایی که میتوانستند از طبیعت آرام و شرابهای محلی لذت ببرند.
a large, tall building with long blades, called sails, that uses wind power to make flour out of grain or pump water

آسیاب بادی
آسیابهای بادی سنتی برای آرد کردن گندم استفاده میشدند.
an area or room directly under the roof of a house, typically used for storage or as an additional living area

اتاق زیرشیروانی
اتاق زیر شیروانی از طریق یک نردبان جمع شونده در راهرو برای ذخیره دکوراسیون های فصلی و مبلمان قدیمی قابل دسترسی است.
a room that has a toilet and a sink, and often times a bathtub or a shower as well

حمام - دستشویی
او قبل از خواب دندانهایش را در سینک حمام مسواک زد.
a room we use for sleeping

اتاقخواب
در خانه ما، اتاق خواب بزرگتر همیشه برای خواهر بزرگترم رزرو شده بود.
an underground storage space or room, typically found in a building, used for storing food, wine, or other items that require a cool and dark environment

زیرزمین, سرداب
انبار زیرزمینی پر از بطری های گردآلود و جعبه های چوبی قدیمی بود.
a room that we use to eat meals in

اتاق غذاخوری
او میز را با بشقاب و لیوان در اتاق غذاخوری چید.
a building, usually next or attached to a house, in which cars or other vehicles are kept

گاراژ, پارکینگ سرپوشیده
گاراژ پر از ابزار و تجهیزات برای پروژههای بهبود خانه بود.
the land that is joined to our house and we can grow plants there

حیاط, حیاط
باغ محل مورد علاقه من برای نوشیدن یک فنجان چای در صبح است.
the place in a building or home where we make food

آشپزخانه
او یک غذای خوشمزه در آشپزخانه پخت.
a room in a private residence that is used for keeping books

کتابخانه (خانگی)
آنها کتابخانه خود را با یک شومینه برای جلسات مطالعه زمستانی طراحی کردند.
the part of a house where people spend time together talking, watching television, relaxing, etc.

اتاق نشیمن, هال
او پشت میز ناهار خوری در اتاق نشیمن نشست و از یک وعده غذایی لذت برد.
the structure that creates the outer top part of a vehicle, building, etc.

سقف
او به سقف رفت تا از منظره از بالا لذت ببرد.
a designated enclosed space or smaller area within a bathroom specifically designed for showering, typically lacking a bathtub or other fixtures found in a full bathroom

حمام-دستشویی
a space in a wall or vehicle that is made of glass and we use to look outside or get some fresh air

پنجره
او از پنجره به بیرون نگاه کرد و یک رنگین کمان در دوردست دید.
a system that controls the temperature and humidity in a house, car, etc.

تهویه هوا
آنها مجبور شدند یک تکنسین را برای تعمیر واحد تهویه مطبوع خراب صدا کنند.
a system that provides a building with warm water and temperature

سیستم گرمایش مرکزی
آنها تصمیم گرفتند برای زمستان به سیستم گرمایش مرکزی کارآمدتری ارتقا دهند.
an outdoor area with paved floor belonging to a house used for sitting, relaxing or eating in

ایوان, نورخان
پاسیو با صندلیهای راحتی و یک میز برای دورهمیهای فضای باز مبله شده است.
a piece of equipment, usually placed on a roof, that absorbs the energy of sun and uses it to produce electricity or heat

صفحه خورشیدی
آنها تصمیم گرفتند در پنلهای خورشیدی سرمایهگذاری کنند تا قبض برق خود را کاهش دهند.
a flat paved area, particularly one next to a building or restaurant, where people can sit, eat, relax, etc.

تراس
هتل اتاقهایی با تراس خصوصی ارائه میدهد.
furniture we use to sleep on that normally has a frame and mattress

تختخواب
من دوست دارم روی تخت راحت خودم بخوابم.
a board connected to a wall or a piece of furniture on which books are kept

قفسه کتاب
او یک قفسه کتاب سفارشی ساخت تا کتابخانه گسترده خود از کتابهای مرجع را در آن جای دهد.
furniture with a back and often four legs that we can use for sitting

صندلی
یک صندلی کشیدم تا به گفتگو بپیوندم.
a low table, often placed in a living room, on which magazines, cups, etc. can be placed

میز وسط
میز قهوهخوری محل مناسبی برای نوشیدنیها و تنقلات آنها در شب فیلم بود.
a piece of furniture with shelves and doors, usually built into a wall, designed for storing things like foods, dishes, etc.

کمد, کمد دیواری
لیوانها و بشقابها به طور منظم داخل کابینت چیده شده بودند.
furniture we use for working, writing, reading, etc. that normally has a flat surface and drawers

میز تحریر, میز مطالعه
کامپیوتر من روی میز در دفتر قرار دارد.
a comfortable seat that has a back and two arms and enough space for two or multiple people to sit on

مبل راحتی, کاناپه
مبل چرمی یک لمس از ظرافت به اتاق میافزاید.
an electronic device that is designed to playback audio CDs

دستگاه پخش سیدی
پخش کننده سیدی در ماشین پس از سالها استفاده از کار افتاد.
an appliance shaped like a box that is used for heating or cooking food by putting food on top or inside the appliance

اجاقگاز
اجاق کاملاً نو بود و با چندین عملکرد پخت همراه بود.
an electric machine that is used to clean dishes, spoons, cups, etc.

ماشین ظرفشویی
او بعد از شام ظروف کثیف را در ماشین ظرفشویی گذاشت.
