کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 7 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 7 - درس 1 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "حل"، "خسته کننده"، "مسابقه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
to solve [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: The team collaborated to solve the technical issues with the website .

تیم برای حل مشکلات فنی وب سایت همکاری کرد.

اجرا کردن

جورچین (نوعی بازی)

Ex: She enjoys the relaxing process of finding the right pieces for her jigsaw puzzle .

او از فرآیند آرامش‌بخش یافتن قطعات مناسب برای پازل خود لذت می‌برد.

rich [صفت]
اجرا کردن

ثروتمند

Ex:

مرد ثروتمند یک خانه بزرگ و یک ماشین لوکس خرید.

banknote [اسم]
اجرا کردن

اسکناس

Ex: The banknote had a security thread to prevent counterfeiting .

اسکناس دارای نخ امنیتی برای جلوگیری از جعل بود.

match [اسم]
اجرا کردن

مسابقه

Ex: The local cricket club organized a friendly match to raise funds for charity .

باشگاه کریکت محلی یک مسابقه دوستانه برای جمع‌آوری کمک‌های خیریه ترتیب داد.

boring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie was boring and I fell asleep halfway through it .

فیلم خسته‌کننده بود و من وسط آن خوابم برد.

different [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: She used different colors to paint a vibrant and lively picture .

او از رنگ‌های مختلف برای نقاشی یک تصویر پرجنب‌وجوش و زنده استفاده کرد.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The soccer game was very exciting , with both teams scoring in the final minutes .

بازی فوتبال بسیار هیجان‌انگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.

great [قید]
اجرا کردن

به خوبی

Ex:

هوا برای رویداد فضای باز عالی از آب درآمد، با آسمانی صاف و نسیمی ملایم.

horrible [صفت]
اجرا کردن

افتضاح

Ex: The horrible weather ruined their plans for a day at the beach .

هوای وحشتناک برنامه‌های آنها را برای یک روز در ساحل خراب کرد.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

to set off [فعل]
اجرا کردن

به کار انداختن

Ex:

کنجکاوی کودکان درباره دکمه بزرگ قرمز، هشدار را در موزه علوم فعال کرد.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The kids have to pick up their toys before bedtime .

بچه‌ها باید قبل از خواب اسباب‌بازی‌هایشان را بردارند.

to look at [فعل]
اجرا کردن

با دقت به کسی یا چیزی نگاه کردن

Ex: The doctor looked at the patient 's X-ray to assess the injury .

پزشک به عکس رادیولوژی بیمار نگاه کرد تا آسیب را ارزیابی کند.

to pull out [فعل]
اجرا کردن

بیرون کشیدن

Ex: He opened the drawer and pulled out a handwritten letter .

او کشو را باز کرد و یک نامه دستنویس درآورد.

to hand in [فعل]
اجرا کردن

تحویل دادن

Ex:

بعد از پیدا کردن یک کیف پول گم شده در خیابان، آن را به ایستگاه پلیس محلی تحویل داد.

اجرا کردن

برگرداندن

Ex: The antique collector was willing to give back the historical documents to the local archives .

کلکسیونر عتیقه‌جات حاضر بود اسناد تاریخی را به آرشیو محلی بازگرداند.

اجرا کردن

سرهم کردن

Ex:

باور نمی‌کنم که او آن اسباب‌بازی پیچیده را بدون دستورالعمل سر هم کرد.