کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 7 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 7 - درس 3 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "پاکت"، "مربی"، "هدیه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
special [صفت]
اجرا کردن

خاص

Ex: They decorated the room with balloons to make it look special .

آنها اتاق را با بادکنک‌ها تزئین کردند تا ویژه به نظر برسد.

tradition [اسم]
اجرا کردن

سنت

Ex: The tradition of making homemade pies for Thanksgiving is important to them .
gift [اسم]
اجرا کردن

هدیه

Ex: The bookstore has many items suitable for a gift .

کتابفروشی اقلام زیادی دارد که برای یک هدیه مناسب هستند.

envelope [اسم]
اجرا کردن

پاکت نامه

Ex: She handed me an envelope with a note inside .

او به من یک پاکت داد که داخلش یک یادداشت بود.

اجرا کردن

بین‌المللی

Ex: The international school offers a curriculum that is recognized worldwide .

مدرسه بین‌المللی برنامه‌ای ارائه می‌دهد که در سراسر جهان شناخته شده است.

present [اسم]
اجرا کردن

هدیه

Ex: The children were thrilled with their presents from Santa Claus on Christmas morning .

بچه‌ها از هدیه‌های بابانوئل در صبح کریسمس بسیار هیجان‌زده بودند.

first [صفت]
اجرا کردن

اول

Ex: She was his first wife .

او اولین همسرش بود.

second [صفت]
اجرا کردن

دوم

Ex: The second day of the conference focused on workshops .

روز دوم کنفرانس بر کارگاه‌ها متمرکز بود.

third [صفت]
اجرا کردن

سوم

Ex: The third day of our trip was the most fun .

سومین روز سفر ما از همه سرگرم‌کننده‌تر بود.

fourth [صفت]
اجرا کردن

چهارم

Ex: Tim is in his fourth year of studying computer science at the university .

تیم در چهارمین سال تحصیل خود در رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه است.

fifth [صفت]
اجرا کردن

پنجم

Ex: The recipe calls for adding the spices in the fifth step .

دستور العمل افزودن ادویه‌ها را در مرحله پنجم می‌طلبد.

sixth [صفت]
اجرا کردن

ششم

Ex:

کافی شاپ مورد علاقه ما در گوشه خیابان اوک و خیابان ششم قرار دارد.

seventh [صفت]
اجرا کردن

هفتم

Ex: The seventh floor of the library houses an extensive collection of historical documents .

طبقه هفتم کتابخانه مجموعه‌ای گسترده از اسناد تاریخی را در خود جای داده است.

eighth [صفت]
اجرا کردن

هشتم

Ex: The scientist made a groundbreaking discovery during his eighth year of research .

دانشمند در هشتمین سال تحقیقات خود یک کشف انقلابی انجام داد.

ninth [صفت]
اجرا کردن

نهم

Ex:

جکسون با افتخار روبان مقام نهم خود را از نمایشگاه علوم روی تابلو اعلانات کلاس آویزان کرد.

tenth [صفت]
اجرا کردن

دهم

Ex:

سامانتا با افتخار مدال مقام دهم را در مسابقه ملی هجی کردن دریافت کرد و مهارت زبانی خود را به نمایش گذاشت.

eleventh [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

یازدهم

Ex:

ساعت یازدهم اغلب برای توصیف یک تصمیم یا اقدام در آخرین لحظه استفاده می‌شود.

twelfth [صفت]
اجرا کردن

دوازدهم

Ex: She received her twelfth award for excellence in teaching , highlighting her dedication to education .

او دوازدهمین جایزه خود را برای تعالی در تدریس دریافت کرد که نشان دهنده تعهد او به آموزش است.

thirteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

سیزدهم

Ex:

او در ماراتن در رده سیزدهم به پایان رسید و یک رکورد شخصی ثبت کرد.

fourteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چهاردهم

Ex:

تولد او در چهاردهمین روز هر ماه می‌افتد، که به خاطر سپردن آن را آسان می‌کند.

fifteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

پانزدهم

Ex:

او در مسابقه پانزدهم شد و رتبه خود را نسبت به سال قبل بهبود بخشید.

sixteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

شانزدهم

Ex:

شانزدهم اکتبر سالگرد یک رویداد تاریخی مهم را نشان می‌دهد.

seventeenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هفدهم

Ex:

او در مسابقات تنیس هفدهم شد، که پیشرفت قابل توجهی نسبت به سال گذشته است.

eighteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هجدهم

Ex:

او در مسابقه در جایگاه هجدهم به پایان رسید، که نشان دهنده فداکاری و کار سخت او بود.

nineteenth [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

نوزدهم

Ex:

او در نوزدهمین روز ماه متولد شد، که این باعث می‌شود روز تولدش هر سال یک مناسبت خاص باشد.

twentieth [صفت]
اجرا کردن

بیستم

Ex: He finished in twentieth place in the tournament , which was a great achievement for his first time competing .

او در مسابقه در رده بیستم به پایان رسید، که برای اولین بار رقابت کردنش یک دستاورد بزرگ بود.

اجرا کردن

بیست و یکم

Ex: The twenty-first century has brought about rapid advancements in technology and communication .

قرن بیست و یکم پیشرفت‌های سریعی در فناوری و ارتباطات به همراه داشته است.

اجرا کردن

بیست و دوم

Ex: She plans to submit her project by the twenty-second of next month to meet the deadline .

او قصد دارد پروژه خود را تا بیست و دوم ماه آینده ارائه دهد تا مهلت را رعایت کند.

thirtieth [عدد]
اجرا کردن

سی‌اُم

Ex:

او در مسابقه سی‌ام شد، با وجود رقابت سخت از عملکرد خود احساس افتخار می‌کرد.

اجرا کردن

سی و یکم

Ex: He finished in thirty-first place in the tournament , which motivated him to train harder for future competitions .

او در مسابقه در رده سی و یکم به پایان رسید، که او را برای تمرین سخت‌تر برای رقابت‌های آینده ترغیب کرد.

clock [اسم]
اجرا کردن

ساعت

Ex: The clock in the train station lets me know when my train is departing .

ساعت در ایستگاه قطار به من می‌گوید که قطارم چه زمانی حرکت می‌کند.

diary [اسم]
اجرا کردن

دفتر خاطرات

Ex: The diary contained heartfelt entries about her dreams , fears , and aspirations for the future .

دفتر خاطرات شامل ورودی‌های صمیمی درباره رویاها، ترس‌ها و آرزوهایش برای آینده بود.

DVD [اسم]
اجرا کردن

دی‌وی‌دی

Ex: The DVD includes bonus features like behind-the-scenes footage .

دی‌وی‌دی شامل ویژگی‌های اضافی مانند فیلم‌های پشت صحنه می‌شود.

handbag [اسم]
اجرا کردن

کیف‌دستی

Ex: The handbag she chose for the day was a spacious tote that held everything she needed .

کیف دستی که او برای آن روز انتخاب کرد یک کیف بزرگ بود که همه چیز مورد نیازش را در خود جای می‌داد.

trainer [اسم]
اجرا کردن

کفش کتانی

Ex: After a long day of walking , her trainers provided the cushioning she needed to avoid sore feet .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، کفش‌های ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.

umbrella [اسم]
اجرا کردن

چتر

Ex: The beachgoers sought refuge under their beach umbrellas to avoid getting sunburned .

مسافران ساحلی برای جلوگیری از آفتاب‌سوختگی به زیر چترهای ساحلی خود پناه بردند.

mine [ضمیر]
اجرا کردن

مالِ من

Ex:
hers [ضمیر]
اجرا کردن

مالِ او (زن)

his [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مالِ او (مرد)

Ex: Tom asked if he could borrow his brother 's bike .

تام پرسید که آیا می‌تواند دوچرخه برادرش را قرض بگیرد.