کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 7 - درس 3
در اینجا واژگان از واحد 7 - درس 3 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "پاکت"، "مربی"، "هدیه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
تیم سخت کار کرد تا یک تجربه ویژه برای مهمانانشان ایجاد کند.
an established way of thinking or doing something among a specific group of people

سنت, رسمورسوم
سنّت داستانگویی قرنهاست که منتقل شده است.
something that we give to someone because we like them, especially on a special occasion, or to say thank you

هدیه, کادو
او از هدیه غافلگیرکننده دوستانش خوشحال بود.
a thin, paper cover in which we put and send a letter

پاکت نامه
من نیاز به خرید چند پاکت برای کارتهای کریسمس خود دارم.
happening in or between more than one country

بینالمللی
او خبرنگار یک آژانس خبری بینالمللی است.
something given to someone as a sign of appreciation or on a special occasion

هدیه, کادو
کتابی که برای کریسمس به من دادی هدیهای عالی بود؛ من از آن بسیار لذت بردهام.
(of a person) coming or acting before any other person

اول, اولین
او اولین زنی شد که این جایزه را برد.
being number two in order or time

دوم, دومین
فصل دوم کتاب نظریه را توضیح میدهد.
coming after the second in order or position

سوم, سومین
بیایید در کافی شاپ سوم این خیابان ملاقات کنیم.
coming or happening just after the third person or thing

چهارم, چهارمین
فصل چهارم رمان یک پیچش غافلگیرکننده در طرح داستان معرفی کرد.
coming or happening just after the fourth person or thing

پنجم, پنجمین
سالن کنسرت در طبقه پنجم ساختمان قرار دارد.
coming or happening right after the fifth person or thing

ششم, ششمین
تام تا ششمين تلاش خود طول کشید تا مشکل دشوار ریاضی را با موفقیت حل کند.
coming or happening just after the sixth person or thing

هفتم, هفتمین
کتاب هفتم در این مجموعه، حماسه فانتزی حماسی را با پایانی غیرمنتظره به پایان رساند.
coming or happening right after the seventh person or thing

هشتم, هشتمین
فصل هشتم رمان یک پیچش حیاتی در داستان را آشکار کرد که خوانندگان را متعجب کرد.
coming or happening just after the eighth person or thing

نهم, نهمین
رهبر ارکستر از امیلی به خاطر اجرای فوقالعادهاش به عنوان نوازنده ویولن نهم قدردانی کرد.
coming or happening right after the ninth person or thing

دهم, دهمین
در رتبهبندی اقتصادهای جهانی، کشور برای سومین سال متوالی در رده دهم قرار گرفت.
coming or happening right after the tenth person or thing

یازدهم, یازدهمین
فصل یازدهم کتاب نیات واقعی شخصیت اصلی را آشکار میکند.
coming or happening right after the eleventh person or thing

دوازدهم, دوازدهمین
او در مسابقه دوازدهم شد، که بهتر از چیزی بود که انتظار داشت.
coming or happening right after the twelfth person or thing

سیزدهم, سیزدهمین
او در سیزدهم ژوئیه به دنیا آمد و او را به یک علامت زودیاک سرطان مفتخر تبدیل کرد.
coming or happening right after the thirteenth person or thing

چهاردهم, چهاردهمین
او چهاردهمین دانشجویی بود که پروژه خود را در طول ارائه کلاسی ارائه داد.
coming or happening right after the fourteenth person or thing

پانزدهم, پانزدهمین
او پانزدهمین سالگرد تولد خود را با یک مهمانی در رستوران مورد علاقه اش جشن گرفت.
coming or happening right after the fifteenth person or thing

شانزدهم, شانزدهمین
فصل شانزدهم کتاب بر سفر کشفخود شخصیت اصلی تمرکز دارد.
coming or happening right after the sixteenth person or thing

هفدهم, هفدهمین
او هفدهمین نفری بود که برای کارگاه نامنویسی کرد و اشتیاق زیادی برای یادگیری نشان داد.
coming or happening right after the seventeenth person or thing

هجدهم, هجدهمین
او از این که هجده ساله شود هیجان زده بود، زیرا این امر نشانگر گذار او به بزرگسالی بود.
coming or happening right after the eighteenth person or thing

نوزدهم, نوزدهمین
او گزارش کتابش را دقیقاً به موقع برای ارائه فصل نوزدهم تمام کرد.
coming or happening right after the nineteenth person or thing

بیستم, بیستمین
او از دریافت هدیه تولد بیستم خود که یک مهمانی غافلگیرکننده از طرف دوستانش بود، بسیار هیجان زده شد.
coming or happening right after the twentieth person or thing

بیست و یکم, بیست و یکمین
فصل بیست و یکم رمان یک پیچش داستانی بزرگ را آشکار میکند که همه چیز را تغییر میدهد.
coming or happening right after the twenty-first person or thing

بیست و دوم, بیست و دومین
او بیست و دومین فردی بود که برای کنفرانس ثبت نام کرد، هیجان زده از شبکه شدن با سایر حرفهایها.
coming or happening right after the twenty-ninth person or thing

سیاُم, سیاُمین
او از دریافت یک مهمانی غافلگیرانه برای تولد سیسالگی خود بسیار هیجانزده بود، این نقطه عطف را با دوستان و خانواده جشن گرفت.
coming or happening right after the thirtieth person or thing

سی و یکم, سی و یکمین
او از این که بالاخره در سی و یکم مارس به آپارتمان جدیدش نقل مکان کند هیجان زده بود.
a device used to measure and show time

ساعت
من یک ساعت دیجیتال روی میز کنار تخت دارم که زمان را با اعداد نشان میدهد.
a book or journal in which one records personal experiences, thoughts, or feelings on a regular basis, usually on a daily basis

دفتر خاطرات
نوشتن در دفتر خاطرات هر شب به او کمک کرد تا افکارش را پردازش کند و در مورد روزش تأمل کند.
a type of disc used to store a lot of files, games, music, videos, etc.

دیویدی
او یک دیویدی از کتابخانه قرض گرفت تا در آخر هفته تماشا کند.
a bag that is small and used, especially by women, to carry personal items

کیفدستی
کیف دستی او پر از وسایل ضروری مانند کلید، کیف پول و آرایش بود.
a sports shoe with a rubber sole that is worn casually or for doing exercise

کفش کتانی, کفش ورزشی
فروشگاه انتخاب گستردهای از کفشهای ورزشی داشت، از سبکهای ورزشی گرفته تا طرحهای معمولی.
an object with a circular folding frame covered in cloth, used as protection against rain or sun

چتر
بیرون باران شدیدی میبارد، بنابراین باید قبل از رفتن چترم را بردارم.
used to indicate that something belongs to or is associated with the speaker

مالِ من, برای من
آن صندلی آنجا مال من است.
used for referring to something that belongs to or is related to the person who is being spoken to

مالِ تو, برای تو
used for referring to something that belongs to or is related to a female person or animal that has already been mentioned or is known

مالِ او (زن)
(third-person singular possessive determiner) of or belonging to a man or boy who has already been mentioned or is easy to identify

مالِ او (مرد)
معلم از پیتر به خاطر ارائه عالی او تقدیر کرد.