کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 7 - مرجع

در اینجا واژگان از واحد 7 - مرجع در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "مطمئن"، "ظاهر"، "طاس" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
appearance [اسم]
اجرا کردن

ظاهر

Ex: She was nervous about her appearance before the job interview .

او قبل از مصاحبه شغلی درباره ظاهر خود عصبی بود.

body [اسم]
اجرا کردن

بدن

Ex: The doctor examined her body to check for any signs of illness or injury .

پزشک بدن او را معاینه کرد تا علائم بیماری یا آسیب را بررسی کند.

short [صفت]
اجرا کردن

قدکوتاه

Ex: Despite being short , he excelled in basketball due to his agility and speed .

با وجود کوتاه بودن، او به دلیل چابکی و سرعتش در بسکتبال عالی بود.

slim [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: The slim dancer moved with grace and precision .

رقاص لاغر با ظرافت و دقت حرکت کرد.

tall [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex: People often compliment him on being tall and slender .

مردم اغلب به او به خاطر بلند و لاغر بودنش تعریف می‌کنند.

skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

dark [صفت]
اجرا کردن

تیره

Ex: He had striking dark eyes that seemed to hold a secret .

او چشمان تیره چشمگیری داشت که به نظر می‌رسید رازی را در خود نگه داشته است.

fair [صفت]
اجرا کردن

روشن (مو و پوست)

Ex: He inherited his mother 's fair hair and blue eyes .

او موهای بلوند و چشمان آبی مادرش را به ارث برد.

pale [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌پریده (پوست)

Ex: Despite the sunny day , his pale face revealed he had n’t been outside much lately .

با وجود روز آفتابی، چهره رنگ پریده او نشان می‌داد که اخیراً زیاد بیرون نرفته است.

tanned [صفت]
اجرا کردن

برنزه

Ex:

چهره کوهنوردان از آفتاب ارتفاع بالا برنزه شده بود.

bald [صفت]
اجرا کردن

کچل

Ex: His head became completely bald after years of shaving it clean .

سر او پس از سال‌ها تراشیدن کاملاً طاس شد.

middle-aged [صفت]
اجرا کردن

میانسال

Ex: She admired the wisdom of her middle-aged mentor .

او از خرد استاد میانسال خود تحسین می‌کرد.

old [صفت]
اجرا کردن

پیر

Ex: She cherished the wisdom and experience that came with being old .

او از خرد و تجربه‌ای که با پیر شدن همراه بود، قدردانی کرد.

young [صفت]
اجرا کردن

جوان

Ex: The garden was full of young plants sprouting after the rain .

باغ پر از گیاهان جوان بود که بعد از باران جوانه می‌زدند.

opinion [اسم]
اجرا کردن

نظر

Ex: Our teacher always encourages us to express our opinions in class .

معلم ما همیشه ما را تشویق می‌کند که نظرات خود را در کلاس بیان کنیم.

attractive [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The handsome actor 's attractive smile made him a heartthrob for many fans .

لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.

handsome [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: She thought her husband looked especially handsome in his suit .

او فکر کرد که شوهرش در کت و شلوارش به ویژه خوش‌قیافه به نظر می‌رسد.

pretty [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The woman had a pretty and delicate voice that was pleasant to listen to .

زن صدایی زیبا و ظریف داشت که گوش دادن به آن لذت بخش بود.

beard [اسم]
اجرا کردن

ریش

Ex: The stylish hipster had a perfectly groomed beard .

هیپستر شیک یک ریش کاملاً آراسته داشت.

glasses [اسم]
اجرا کردن

عینک

Ex: She uses glasses with blue light filters to reduce eye strain while using the computer .

او از عینک با فیلترهای نور آبی برای کاهش خستگی چشم هنگام استفاده از کامپیوتر استفاده می‌کند.

personality [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: People find her independent personality quite appealing .

مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب می‌یابند.

confident [صفت]
اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: The pilot was confident about landing the plane in the bad weather .

خلبان در مورد فرود هواپیما در آب و هوای بد مطمئن بود.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

lovely [صفت]
اجرا کردن

لذت‌بخش

Ex: The dinner you prepared was absolutely lovely .

شامی که تهیه کردید کاملاً دلپذیر بود.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The store offers a selection of nice products that last longer .

فروشگاه مجموعه‌ای از محصولات خوب را ارائه می‌دهد که دوام بیشتری دارند.

shy [صفت]
اجرا کردن

خجالتی

Ex: He is shy , but he never hesitates to help others in need .

او خجالتی است، اما هرگز در کمک به دیگران نیازمند تردید نمی‌کند.

unfriendly [صفت]
اجرا کردن

نامهربان

Ex: The unfriendly cat hissed at anyone who tried to pet it .

گربه غیردوستانه به هر کسی که سعی می‌کرد آن را نوازش کند، هیس می‌کرد.

month [اسم]
اجرا کردن

ماه (سی روز)

Ex: The school semester starts next month .

ترم تحصیلی ماه آینده شروع می‌شود.

January [اسم]
اجرا کردن

ژانویه

Ex: As January progresses , daylight hours gradually increase , signaling the slow transition from winter to spring .

همانطور که ژانویه پیش می‌رود، ساعات روشنایی روز به تدریج افزایش می‌یابد، که نشانگر انتقال آهسته از زمستان به بهار است.

February [اسم]
اجرا کردن

فوریه

Ex: In February , the air begins to feel a bit milder as winter gradually gives way to the promise of spring .

در فوریه، هوا شروع به احساس کمی ملایم‌تر می‌کند در حالی که زمستان به تدریج راه را به وعده بهار می‌دهد.

March [اسم]
اجرا کردن

مارس

Ex:

مارس نشانگر گذار از زمستان به بهار است، با روزهای طولانی‌تر و ظهور گل‌های رنگارنگ مانند نرگس و لاله.

April [اسم]
اجرا کردن

آوریل

Ex: In many cultures , April is associated with Easter , a Christian holiday celebrating the resurrection of Jesus Christ , marked by traditions like egg hunts and religious services .

در بسیاری از فرهنگ‌ها، آوریل با عید پاک مرتبط است، یک تعطیلات مسیحی که به مناسبت رستاخیز عیسی مسیح جشن گرفته می‌شود و با سنت‌هایی مانند شکار تخم‌مرغ و خدمات مذهبی مشخص می‌شود.

May [اسم]
اجرا کردن

ماه مه

Ex:

مه، که در اول مه جشن گرفته می‌شود، در بسیاری از کشورها به عنوان یک تعطیلات عمومی شناخته می‌شود، که اغلب با جشنواره‌ها، رژه‌ها و سایر جشن‌ها مشخص می‌شود.

June [اسم]
اجرا کردن

ژوئن

Ex: Father 's Day , celebrated on the third Sunday of June in various countries , honors fathers and fatherhood with gifts , cards , and family gatherings .

روز پدر، که در سومین یکشنبه ژوئن در کشورهای مختلف جشن گرفته می‌شود، با هدایا، کارت‌ها و گردهمایی‌های خانوادگی از پدران و پدر بودن تجلیل می‌کند.

July [اسم]
اجرا کردن

ژوئیه

Ex: In some regions , July marks the beginning of harvest season , with farmers busy harvesting crops such as corn , tomatoes , berries , and other fruits and vegetables .

در برخی مناطق، جولای نشانگر آغاز فصل برداشت است، با کشاورزانی که مشغول برداشت محصولاتی مانند ذرت، گوجه‌فرنگی، توت و سایر میوه‌ها و سبزیجات هستند.

August [اسم]
اجرا کردن

ماه اوت

Ex:

بسیاری از خانواده‌ها از اوت به عنوان فرصتی برای تعطیلات آخر دقیقه قبل از پایان تعطیلات تابستانی استفاده می‌کنند، از پارک‌های تفریحی دیدن می‌کنند، به استراحتگاه‌ها می‌روند یا به سفرهای جاده‌ای می‌روند.

September [اسم]
اجرا کردن

سپتامبر

Ex: September often sees the start of various cultural events and festivals , including harvest festivals , art exhibitions , and music concerts , offering entertainment options for communities .

سپتامبر اغلب شاهد شروع رویدادهای فرهنگی و جشنواره‌های مختلف از جمله جشنواره‌های برداشت، نمایشگاه‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی است که گزینه‌های سرگرمی را برای جوامع ارائه می‌دهد.

October [اسم]
اجرا کردن

اکتبر

Ex: In some cultures , October is associated with harvest festivals and agricultural celebrations , where communities come together to give thanks for the bounty of the season and share in traditional foods and rituals .

در برخی فرهنگ‌ها، اکتبر با جشن‌های برداشت محصول و جشن‌های کشاورزی همراه است، جایی که جوامع برای سپاسگزاری از فراوانی فصل و به اشتراک گذاشتن غذاها و مراسم سنتی گرد هم می‌آیند.

November [اسم]
اجرا کردن

نوامبر

Ex: In some regions , November brings the first snowfall of the season , transforming landscapes into winter wonderlands and offering opportunities for outdoor activities like skiing , snowboarding , and building snowmen .

در برخی مناطق، نوامبر اولین بارش برف فصل را به همراه می‌آورد، مناظر را به شگفتی‌های زمستانی تبدیل می‌کند و فرصت‌هایی را برای فعالیت‌های فضای باز مانند اسکی، اسنوبورد و ساختن آدم برفی فراهم می‌کند.

December [اسم]
اجرا کردن

دسامبر

Ex: December is a month of festive celebrations , with many cultures around the world observing holidays such as Christmas , Hanukkah , and Kwanzaa with decorations , gatherings , and gift-giving .

دسامبر ماهی از جشن‌های شاد است، با بسیاری از فرهنگ‌ها در سراسر جهان که تعطیلاتی مانند کریسمس، حنوکا و کوانزا را با تزئینات، گردهمایی‌ها و هدیه دادن جشن می‌گیرند.

first [صفت]
اجرا کردن

اول

Ex: She was his first wife .

او اولین همسرش بود.

second [صفت]
اجرا کردن

دوم

Ex: The second day of the conference focused on workshops .

روز دوم کنفرانس بر کارگاه‌ها متمرکز بود.

third [صفت]
اجرا کردن

سوم

Ex: The third day of our trip was the most fun .

سومین روز سفر ما از همه سرگرم‌کننده‌تر بود.

fourth [صفت]
اجرا کردن

چهارم

Ex: Tim is in his fourth year of studying computer science at the university .

تیم در چهارمین سال تحصیل خود در رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه است.

fifth [صفت]
اجرا کردن

پنجم

Ex: The recipe calls for adding the spices in the fifth step .

دستور العمل افزودن ادویه‌ها را در مرحله پنجم می‌طلبد.

gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری

Ex: The clouds in the sky were gray and looked like they could rain .

ابرها در آسمان خاکستری بودند و به نظر می‌رسید که ممکن است باران ببارد.

mustache [اسم]
اجرا کردن

سبیل

Ex: The gentleman 's thick mustache gave him a distinguished look .

سبیل پرپشت آقا به او ظاهری متشخص می‌داد.