مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 28

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
to comprise [فعل]
اجرا کردن

شامل شدن

Ex: Volunteers from all over the city comprise the cleanup team .

داوطلبان از سراسر شهر تیم نظافت را تشکیل می‌دهند.

اجرا کردن

حل و فصل کردن

Ex: It can be difficult to compromise when emotions are running high , but it 's often necessary to find a resolution .

ممکن است توافق کردن زمانی که احساسات بالا است دشوار باشد، اما اغلب لازم است که راه حلی پیدا شود.

اجرا کردن

ایرادپذیر

Ex: The movie contained several exceptionable scenes , prompting complaints from the audience .

فیلم شامل چند صحنه قابل اعتراض بود که باعث شکایت تماشاگران شد.

to exempt [فعل]
اجرا کردن

معاف کردن

Ex: The company decided to exempt employees with medical conditions from the mandatory vaccination policy .

شرکت تصمیم گرفت کارکنان با شرایط پزشکی را از سیاست واکسیناسیون اجباری معاف کند.

meritocracy [اسم]
اجرا کردن

شایسته‌سالاری

Ex: Companies in a meritocracy promote based on performance .

شرکت‌ها در یک شایسته‌سالاری بر اساس عملکرد ترفیع می‌دهند.

meritorious [صفت]
اجرا کردن

شایسته‌ تحسین

Ex: The artist 's meritorious contributions to the art world were celebrated with a retrospective exhibition of her work .

مشارکت‌های شایسته هنرمند در دنیای هنر با یک نمایشگاه مرور آثارش جشن گرفته شد.

prospector [اسم]
اجرا کردن

معدن‌‌یاب

Ex: As a prospector , he used maps and old records to guide his search for hidden treasures beneath the earth .

به عنوان یک کاوشگر، او از نقشه‌ها و مدارک قدیمی برای هدایت جستجوی خود برای گنجینه‌های پنهان در زیر زمین استفاده می‌کرد.

prospectus [اسم]
اجرا کردن

لیست رشته‌ها

Ex: The prospectus highlighted the various scholarship opportunities available .

پروپکتوس فرصت‌های مختلف بورسیه موجود را برجسته کرد.

to berate [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: She could n't help but berate her friend for breaking a promise .

او نمی‌توانست از سرزنش کردن دوستش به خاطر شکستن قول خودداری کند.

beret [اسم]
اجرا کردن

کلاه پشمی گرد

Ex: The fashion designer introduced a new line of berets , made from luxurious wool and leather .

طراح مد یک خط جدید از بره‌ها را معرفی کرد، که از پشم و چرم لوکس ساخته شده‌اند.

freemason [اسم]
اجرا کردن

فراماسون

Ex: Many believe that the freemason 's influence on politics and business remains powerful to this day .

بسیاری معتقدند که نفوذ فراماسون‌ها در سیاست و تجارت تا به امروز قدرتمند باقی مانده است.

freethinker [اسم]
اجرا کردن

آزاداندیش

Ex: The freethinker challenged societal norms , advocating for a more open-minded and progressive approach .

آزاداندیش هنجارهای اجتماعی را به چالش کشید، از رویکردی روشنفکرانه و پیشرو حمایت کرد.

intestate [صفت]
اجرا کردن

فاقد وصیت‌نامه

Ex:

دادگاه مجبور شد برای تقسیم اموال فرد فاقد وصیت مداخله کند.

intestine [اسم]
اجرا کردن

روده

Ex: He studied the anatomy of the intestine in his biology class .

او آناتومی روده را در کلاس زیست‌شناسی خود مطالعه کرد.

to dissolve [فعل]
اجرا کردن

حل شدن

Ex: As I stirred , the cocoa powder dissolved into the milk .

همانطور که هم می‌زدم، پودر کاکائو در شیر حل شد.

dissolution [اسم]
اجرا کردن

فروپاشی

Ex: The board of directors voted for the dissolution of the committee , citing its lack of productivity .

هیئت مدیره به نفع انحلال کمیته رأی داد و به کمبود بهره‌وری آن اشاره کرد.

dissolute [صفت]
اجرا کردن

بی‌اخلاق

Ex: The preacher condemned the dissolute lifestyle often glorified in modern media .

واعظ شیوه زندگی هرزه‌گرایانه‌ای را که اغلب در رسانه‌های مدرن ستایش می‌شود محکوم کرد.

pharmacy [اسم]
اجرا کردن

داروخانه

Ex: The pharmacy was well-stocked with both prescription drugs and health supplements .

داروخانه هم با داروهای تجویزی و هم با مکمل‌های سلامت به خوبی مجهز بود.

اجرا کردن

دارونامه

Ex: The government 's pharmacopoeia includes a comprehensive range of medicines necessary for public health .

فارماکوپه دولت شامل طیف جامعی از داروهای لازم برای سلامت عمومی است.