واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - Shopping

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خرید را که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 8-9)
اجرا کردن

قرارداد آتی

Ex: A multinational corporation could use futures contracts to hedge against currency exchange rate risks when planning future international transactions .

یک شرکت چندملیتی می‌تواند از قراردادهای آتی برای پوشش ریسک نرخ ارز در هنگام برنامه‌ریزی معاملات بین‌المللی آینده استفاده کند.

اجرا کردن

پیشنهاد روز

Ex: The restaurant 's deal-of-the-day special offered a unique menu item at a discounted price , drawing in diners looking for new and affordable dining experiences .

پیشنهاد ویژه روز رستوران یک آیتم منوی منحصر به فرد را با قیمت تخفیف‌دار ارائه می‌داد، که مشتریان به دنبال تجربیات جدید و مقرون‌به‌صرفه غذا خوردن را جذب می‌کرد.

merchant [اسم]
اجرا کردن

تاجر

Ex: The merchant offered a variety of goods , from handcrafted jewelry to fine textiles .

تاجر انواع کالاها را ارائه می‌داد، از جواهرات دست‌ساز گرفته تا منسوجات نفیس.

markup [اسم]
اجرا کردن

اضافه‌بها

Ex: Wholesalers typically sell products at a lower markup than retailers , relying on higher sales volumes to achieve profitability .

عمده‌فروشان معمولاً محصولات را با حاشیه سود کمتری نسبت به خرده‌فروشان می‌فروشند و برای دستیابی به سودآوری به حجم فروش بالاتر متکی هستند.

BOGOF [اسم]
اجرا کردن

یکی بخر، دو تا ببر

Ex: The café 's BOGOF on coffee drinks every Wednesday brings in a steady stream of regulars .

BOGOF کافه در نوشیدنی‌های قهوه هر چهارشنبه، جریانی پایدار از مشتریان همیشگی را به همراه می‌آورد.

knockoff [اسم]
اجرا کردن

نسخه کپی

Ex: Consumers should be wary of knockoffs sold at discount stores , as they may not meet the same standards of safety and reliability as genuine products .

مصرف‌کنندگان باید از تقلبی‌ها که در فروشگاه‌های تخفیف‌دار فروخته می‌شوند، محتاط باشند، زیرا ممکن است همان استانداردهای ایمنی و قابلیت اطمینان محصولات اصلی را نداشته باشند.

اجرا کردن

کارت وفاداری مشتریان

Ex: The bookstore 's loyalty card offers members exclusive access to author events , book signings , and pre-release offers .

کارت وفاداری کتابفروشی به اعضا دسترسی انحصاری به رویدادهای نویسندگان، امضای کتاب‌ها و پیش‌پرداخت‌ها را ارائه می‌دهد.

layaway [اسم]
اجرا کردن

نوعی قرارداد خرید قسطی

Ex: The jewelry store offers layaway for engagement rings , helping couples finance the purchase of a ring without having to pay for it all upfront .

فروشگاه جواهرات برای حلقه‌های نامزدی قسطی ارائه می‌دهد، به زوج‌ها کمک می‌کند تا خرید حلقه را بدون نیاز به پرداخت تمام مبلغ پیش‌پرداخت، تأمین مالی کنند.

token [اسم]
اجرا کردن

ژتون

Ex: The vending machine at the company cafeteria only accepts tokens , which employees receive as part of their meal plan .

دستگاه فروش خودکار در کافه تریای شرکت فقط توکن می‌پذیرد، که کارمندان به عنوان بخشی از برنامه غذایی خود دریافت می‌کنند.

اجرا کردن

تاریخ انقضا

Ex: The canned soup had a best-before date of December 2023 , meaning it should be consumed before the end of the year for best taste and nutritional value .

سوپ کنسرو شده یک تاریخ بهترین قبل از دسامبر 2023 داشت، به این معنی که برای بهترین طعم و ارزش غذایی باید قبل از پایان سال مصرف شود.

اجرا کردن

خریدی که خود خریدار باید آن را از فروشگاه ببرد

Ex: Many small retailers visit cash and carry warehouses to stock up on inventory because it offers competitive prices and a wide variety of products .

بسیاری از خرده‌فروشان کوچک به انبارهای کش اند کری مراجعه می‌کنند تا موجودی خود را تکمیل کنند زیرا قیمت‌های رقابتی و تنوع گسترده‌ای از محصولات را ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

خرید اینترنتی و دریافت حضوری

Ex: When the new book was released , fans used the bookstore 's click and collect service to reserve their copies online and pick them up the same day .

وقتی کتاب جدید منتشر شد، طرفداران از سرویس click and collect کتابفروشی استفاده کردند تا نسخه‌های خود را به صورت آنلاین رزرو کنند و در همان روز تحویل بگیرند.

retailer [اسم]
اجرا کردن

خرده‌فروش

Ex: Many consumers prefer to shop online rather than visit brick-and-mortar retailers .

بسیاری از مصرف‌کنندگان ترجیح می‌دهند به جای مراجعه به خرده‌فروشان فیزیکی، به صورت آنلاین خرید کنند.

to outspend [فعل]
اجرا کردن

بیش‌ازحد خرج کردن

Ex: During the holiday season , large corporations often outspend small businesses , attracting more customers with their extensive marketing campaigns .

در فصل تعطیلات، شرکت‌های بزرگ اغلب بیشتر از کسب‌وکارهای کوچک خرج می‌کنند، با کمپین‌های بازاریابی گسترده خود مشتریان بیشتری را جذب می‌کنند.

to undercut [فعل]
اجرا کردن

ارزان‌فروشی کردن

Ex:

فریلنسر اخیراً برای تضمین یک پروژه بلندمدت، قیمت‌ها را پایین آورده است.

to splurge [فعل]
اجرا کردن

ولخرجی کردن

Ex: Over the years , she has successfully splurged on various indulgent treats .

در طول سال‌ها، او با موفقیت بر روی خوراکی‌های تجملی مختلف ولخرجی کرده است.

to haggle [فعل]
اجرا کردن

چانه زدن

Ex: Before making a purchase , it 's often a good idea to haggle a bit , as some sellers may be willing to offer discounts .

قبل از انجام خرید، اغلب ایده خوبی است که کمی چانه بزنید، زیرا برخی از فروشندگان ممکن است مایل به ارائه تخفیف باشند.

to outbid [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد قیمت بالاتر دادن

Ex: During the charity fundraiser , a generous donor decided to outbid all others to support the cause , winning a weekend getaway package .

در طول جمع‌آوری کمک‌های خیریه، یک اهداکننده سخاوتمند تصمیم گرفت برای حمایت از این هدف، پیشنهاد بالاتری از همه بدهد و بسته یک سفر آخر هفته را برنده شود.

اجرا کردن

کمتر از مقدار مشخص پول دادن

Ex: The cashier shortchanged me by a few dollars .
to upsell [فعل]
اجرا کردن

بیش‌فروشی (بازاریابی)

Ex: At a restaurant , a server might upsell by recommending additional side dishes or upgrades to enhance the dining experience .

در یک رستوران، یک پیشخدمت ممکن است با توصیه پیش‌غذاهای اضافی یا ارتقاءها برای بهبود تجربه غذاخوری فروش بیشتری انجام دهد.

back order [اسم]
اجرا کردن

سفارشی که به محض موجود بودن کالا انجام خواهد شد

Ex: The company apologized for the inconvenience caused by the back order delay .

شرکت به خاطر تأخیر در سفارش معوق عذرخواهی کرد.