واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - خرید
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خرید را که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an agreement to buy or sell goods or assets at a predetermined price but delivered and paid for at a later time

قرارداد آتی
یک شرکت هواپیمایی ممکن است وارد یک قرارداد آتی شود تا سوخت جت را با قیمت ثابت خریداری کند، که به مدیریت هزینهها و بودجهبندی دقیقتر کمک میکند.
a limited-time discount or promotion that allows merchants to sell a large number of products at a significant discount

پیشنهاد روز, حراج روزانه
در فصل تعطیلات، فروشنده الکترونیک یک معامله روز را ارائه داد، که هر 24 ساعت یک گجت جدید را با قیمت کاهش یافته نمایش میداد تا خریداران را جذب کند.
someone who buys and sells goods wholesale

تاجر, بازرگان
او محصولات تازه را از تاجر محلی در بازار کشاورزان خریداری کرد.
the amount added to the price of something to cover overheads and profit

اضافهبها, قیمت افزوده، مبلغ اضافه شده به قیمت
درک مارکآپ صحیح برای خردهفروشان جهت متعادل کردن رقابت و سودآوری در یک بازار شلوغ حیاتی است.
a sales promotion where customers receive an additional product at no extra cost when purchasing one

یکی بخر، دو تا ببر
بسیاری از خریداران مشتاقانه منتظر پیشنهادهای BOGOF هستند، به ویژه در فصل تعطیلات.
a less expensive and unauthorized copy of something popular

نسخه کپی
او یک تقلید از ساعت مورد علاقهاش را به صورت آنلاین خریداری کرد، فقط برای اینکه متوجه شود بعد از چند هفته از کار افتاد.
a card given by a business to customers as a reward for their repeat purchases, which can be used to earn discounts on future purchases

کارت وفاداری مشتریان
کافی شاپ به مشتریان منظم کارت وفاداری ارائه میدهد که پس از تعداد مشخصی از خریدها به آنها یک نوشیدنی رایگان میدهد.
a purchasing contract by which a retailer agrees to hold merchandise secured by a deposit until the price is paid in full by the customer

نوعی قرارداد خرید قسطی
با نزدیک شدن به فصل تعطیلات، فروشگاه اسباببازی برنامه خرید اقساطی خود را تبلیغ میکند که به مشتریان امکان میدهد هزینه هدایای گرانقیمت برای فرزندانشان را پخش کنند.
a piece of paper or a disc of metal or plastic used instead of money as a form of payment or to operate some machines

ژتون, بن
خشکشویی از مشتریان میخواهد که از توکنها برای استفاده از ماشینهای لباسشویی و خشککن استفاده کنند، که میتوانند در میز پذیرش خریداری شوند.
the date until which a product is expected to remain at its optimal quality, but it may still be consumed after this date

تاریخ انقضا
ماست در یخچال من از تاریخ انقضا گذشته بود، بنابراین تصمیم گرفتم آن را نخورم.
a type of retail model where customers pay for goods upfront and transport them from the store themselves

خریدی که خود خریدار باید آن را از فروشگاه ببرد
برخلاف سوپرمارکتهای سنتی، فروشگاههای کش اند کری از مشتریان میخواهند که خریدهای خود را بلافاصله پرداخت کرده و کالاها را خودشان حمل کنند.
a retail service where customers order products online and pick them up in-store or at a specified location

خرید اینترنتی و دریافت حضوری
سرویس click and collect فروشگاه مواد غذایی به مشتریان اجازه میدهد تا خریدهای هفتگی خود را به صورت آنلاین سفارش دهند و زمان مناسبی را برای تحویل انتخاب کنند، بدون اینکه در صفهای طولانی پرداخت معطل شوند.
a store, person, or business that sells goods to the public for their own use, not for resale

خردهفروش
او به عنوان مدیر در یک فروشگاه خردهفروشی بزرگ در مرکز خرید کار میکند.
to spend more money than somebody else

بیشازحد خرج کردن
علیرغم اینکه یک شرکت کوچکتر بودند، توانستند در تبلیغات هزینه بیشتری نسبت به رقبای خود کنند و سهم بیشتری از بازار را به دست آورند.
to demand a lower price than one's rivals

ارزانفروشی کردن
خردهفروشان آنلاین اغلب در جنگهای قیمتی شرکت میکنند، سعی میکنند با پایین آوردن قیمت یکدیگر، سهم بیشتری از بازار را به دست آورند.
to spend a lot of money on something trivial that one does not really need

ولخرجی کردن
بعضی از مردم به طور منظم روی چیزهایی که لذتبخش میدانند خرجهای بیرویه میکنند.
to negotiate, typically over the price of goods or services

چانه زدن, جروبحث کردن
در بازار، او تصمیم گرفت با فروشنده چانه بزند تا قیمت بهتری برای فرش دستبافت بگیرد.
to offer a higher price than someone else especially in an auction

پیشنهاد قیمت بالاتر دادن
شرکت فناوری توانست با پیشنهاد قیمت بالاتر از رقبای خود برای قرارداد سودآور دولتی، افزایش عمدهای در درآمد خود تضمین کند.
to cheat someone by giving back less money than owed

کمتر از مقدار مشخص پول دادن, پول کم دادن
کلاهبرداری از هر کسی، حتی به مقدار کم، غیراخلاقی است.
to encourage a customer to buy a more expensive or upgraded version of a product or service, or to add additional items to their purchase

بیشفروشی (بازاریابی), مشتریان را به خرید چیزهای گرانتر تشویق کردن
هنگام رزرو اتاق هتل، پذیرش ممکن است سعی کند با ارائه اتاقی لوکستر یا امکانات اضافی با قیمت بالاتر، فروش بالاتر را انجام دهد.
a situation where a product is temporarily out of stock but can be ordered for future delivery

سفارشی که به محض موجود بودن کالا انجام خواهد شد, پیشفروشی
به دلیل تقاضای بالا، محصول اغلب در سفارش معوق است.
