واژگان آیلتس سطح مبتدی - آب‌وهوا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آب و هوا، مانند "ابری"، "خشکسالی"، "باران شدید" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس سطح مبتدی
atmosphere [اسم]
اجرا کردن

جو

Ex: The spacecraft burned up upon entering Jupiter 's dense atmosphere .

فضاپیما هنگام ورود به اتمسفر متراکم مشتری سوخت.

cloudy [صفت]
اجرا کردن

ابری

Ex: The weather forecast predicted a cloudy morning followed by clearing in the afternoon .

پیش‌بینی آب و هوا صبحی ابری و بعد از آن آفتابی در بعدازظهر را پیش‌بینی کرد.

to flood [فعل]
اجرا کردن

آب گرفتن

Ex: When the basement started to flood , they quickly moved their belongings to higher ground to avoid damage .

وقتی زیرزمین شروع به غرق شدن کرد، آنها به سرعت وسایل خود را به زمین بالاتری منتقل کردند تا از آسیب جلوگیری کنند.

to freeze [فعل]
اجرا کردن

بسیار سرد بودن (هوای زیر صفر درجه)

Ex: The cold front moved in , causing it to freeze across the region , even during the daytime .

جبهه هوای سرد وارد شد و باعث یخ زدن در سراسر منطقه شد، حتی در طول روز.

hurricane [اسم]
اجرا کردن

طوفان

Ex: They boarded up their windows to prepare for the hurricane .

آنها پنجره‌های خود را برای آماده‌سازی در برابر توفند مسدود کردند.

lightning [اسم]
اجرا کردن

آذرخش

Ex:

او دید که یک برق به درختی در دوردست برخورد کرد.

to pour [فعل]
اجرا کردن

باران شدید آمدن

Ex: We had to cancel the picnic because it began to pour unexpectedly .

ما مجبور شدیم پیکنیک را لغو کنیم چون ناگهان شروع به باریدن شدید کرد.

rainfall [اسم]
اجرا کردن

بارندگی

Ex: Weather stations monitor rainfall to predict future conditions .

ایستگاه‌های هواشناسی بارندگی را برای پیش‌بینی شرایط آینده نظارت می‌کنند.

snowfall [اسم]
اجرا کردن

بارش برف

Ex: Children rushed outside , giggling with delight as they caught snowflakes on their tongues during the first snowfall of the season .

بچه‌ها به بیرون هجوم بردند، در حالی که با خوشحالی می‌خندیدند و دانه‌های برف را روی زبانشان می‌گرفتند در اولین بارش برف فصل.

tornado [اسم]
اجرا کردن

گردباد

Ex: The tornado moved quickly across the open fields .

توفند به سرعت از میان مزارع باز حرکت کرد.

avalanche [اسم]
اجرا کردن

بهمن (برف)

Ex: The climbers were caught in the avalanche .

کوهنوردان در بهمن گرفتار شدند.

blizzard [اسم]
اجرا کردن

کولاک

Ex: They had enough firewood to stay warm during the blizzard .

آنها به اندازه کافی هیزم داشتند تا در طول طوفان برف گرم بمانند.

drought [اسم]
اجرا کردن

خشکسالی

Ex: The government declared a state of emergency because of the drought .

دولت به دلیل خشکسالی وضعیت اضطراری اعلام کرد.

forecast [اسم]
اجرا کردن

پیش‌بینی آب‌وهوا

Ex:
typhoon [اسم]
اجرا کردن

طوفان گرمسیری

Ex: The typhoon disrupted air travel , forcing the cancellation of many flights .

توفان سفرهای هوایی را مختل کرد و منجر به لغو بسیاری از پروازها شد.

acid rain [اسم]
اجرا کردن

باران اسیدی

Ex: Stricter emissions controls on power plants have helped reduce the frequency of acid rain in the region .

کنترل‌های سخت‌گیرانه‌تر انتشار گازهای نیروگاه‌ها به کاهش فراوانی باران اسیدی در منطقه کمک کرده است.

cyclone [اسم]
اجرا کردن

چرخند

Ex: Relief teams rushed to provide aid to the areas affected by the cyclone .

تیم‌های امداد برای ارائه کمک به مناطق آسیب‌دیده از طوفان شتافتند.

downpour [اسم]
اجرا کردن

بارش شدید

Ex: We were planning a picnic , but the sudden downpour made us change our plans and stay indoors .

ما در حال برنامه‌ریزی برای یک پیک‌نیک بودیم، اما باران شدید ناگهانی باعث شد برنامه‌هایمان را تغییر دهیم و در داخل بمانیم.

Fahrenheit [صفت]
اجرا کردن

فارنهایت (واحد سنجش دما)

frost [اسم]
اجرا کردن

یخبندان

Ex: The frost made the air feel crisp and refreshing as they walked outside .

یخبندان هوا را ترد و طراوت بخش کرد در حالی که آنها بیرون راه می رفتند.

monsoon [اسم]
اجرا کردن

باران موسمی

Ex: The monsoon climate supports lush vegetation and diverse ecosystems , contributing to the rich biodiversity of regions like India and Bangladesh .

آب و هوای مونسون از پوشش گیاهی سرسبز و اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کند و به تنوع زیستی غنی مناطق مانند هند و بنگلادش کمک می‌کنند.

heat wave [اسم]
اجرا کردن

موج گرما

Ex: The prolonged heat wave has caused a significant increase in electricity consumption as people turn on their air conditioning .

موج گرما طولانی مدت باعث افزایش قابل توجه مصرف برق شده است زیرا مردم کولرهای خود را روشن می‌کنند.

humidity [اسم]
اجرا کردن

رطوبت

Ex: High humidity can sometimes exacerbate respiratory issues for sensitive individuals .

رطوبت بالا گاهی می‌تواند مشکلات تنفسی را برای افراد حساس تشدید کند.

mist [اسم]
اجرا کردن

مه

Ex: The headlights of cars were diffused by the dense mist on the highway .

چراغ‌های جلو ماشین‌ها توسط مه غلیظ در بزرگراه پخش شدند.

thunder [اسم]
اجرا کردن

تندر

Ex: After the flash of lightning , the thunder rolled through the sky .

پس از درخشش رعد و برق، رعد در آسمان غرش کرد.

vapor [اسم]
اجرا کردن

بخار

Ex:

دانشمند رفتار بخار آب را هنگام تبدیل شدن به ابر در آزمایشگاه مشاهده کرد.

torrent [اسم]
اجرا کردن

جریان

Ex: Hikers had to cross a dangerous torrent to reach the other side of the canyon .

کوهنوردان مجبور شدند یک سیلاب خطرناک را برای رسیدن به طرف دیگر دره عبور کنند.

to shower [فعل]
اجرا کردن

باران یا برف شدید باریدن

Ex: Snowflakes showered from the sky , covering the ground in a thick white blanket .

دانه‌های برف از آسمان باریدند، زمین را با پتویی سفید و ضخیم پوشاندند.