تمام کردن
آنها کار خود را تمام کردند و به خانه رفتند.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به پایان اشاره دارند مانند "پایان دادن"، "تکمیل کردن" و "ترک کردن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تمام کردن
آنها کار خود را تمام کردند و به خانه رفتند.
تمام کردن
آیا میتوانید لطفاً بحث را قبل از بدتر شدن تمام کنید؟
به نتیجه رساندن
مدیر پیشنهاد کرد که مذاکرات را با یک پیشنهاد نهایی به پایان برسانند.
تمام کردن
تیم پروژه تمام وظایف مورد نیاز را تکمیل کرده است.
تمام شدن
اجرا با تشویق ایستاده تماشاگران به پایان رسید.
کار به جایی رسیدن
گاهی زندگی چرخشهای غیرمنتظرهای دارد، و ممکن است به پایان برسید در شغلی که در ابتدا در نظر نگرفته بودید.
فارغالتحصیل شدن
او قصد دارد زودتر فارغالتحصیل شود تا بتواند شغل خود را شروع کند.
به اوج رسیدن
جشنها در یک رژه بزرگ در خیابانهای شهر به اوج خود رسید.
نهایی کردن
او پس از بررسی دقیق همه گزینهها، تصمیم خود را نهایی کرد.
تمام کردن
او در حال تمام کردن دوختهای نهایی پروژه است.
پایانی رضایتبخش داشتن
رمان با پایانی رضایتبخش و قطعی به پایان رسید.
پایان دادن
مدیر به دلیل نقض سیاستهای شرکت، قرارداد کارمند را فسخ کرد.
متوقف ساختن
وقتی معلم وارد اتاق میشود، او صحبت کردن را متوقف میکند.
توقف کردن
معلم درس را متوقف میکند تا به سوال یک دانشآموز پاسخ دهد.
متوقف کردن (قبل از گرفتن نتیجه)
بهروزرسانی نرمافزار به دلیل خطا در میانه راه متوقف شد.
متوقف ساختن
تولید کننده خط تولید محصول را متوقف میکند.
غیرفعال کردن
جاسوس با موفقیت سیستم ارتباطی دشمن را غیرفعال کرد.
باطل کردن
آنها مقررات منسوخ را لغو کردند.
خاتمه دادن
صاحبخانه پس از اینکه مستاجر شرایط آن را نقض کرد، اجاره را لغو کرد.
متوقف کردن
او دست کشید از نگرانی درباره چیزهایی که نمیتوانست کنترل کند و روی چیزهایی که میتوانست تغییر دهد تمرکز کرد.
ترک کردن
او شهر را ترک کرد تا زندگی جدیدی را در روستا شروع کند.
بازنشسته شدن
بسیاری از ورزشکاران در اوایل سی سالگی بازنشسته میشوند.
استعفا دادن
شهردار تصمیم خود را برای استعفا از سمتش اعلام کرد.
لغو کردن
دولت تصمیم گرفت قانون جنجالی را به دلیل اعتراضات عمومی لغو کند.
ترک کردن
گاهی اوقات لازم است از روابط سمی دور شوید.
لغو کردن
ممکن است مجبور شویم پیکنیک را لغو کنیم اگر باران ادامه یابد.
دست کشیدن
ورزشکار مجبور شد به دلیل مصدومیت از رویای شرکت در المپیک دست بکشد.
ترک تحصیل کردن
محدودیتهای مالی او را مجبور کرد که دانشگاه را ترک کند و به دنبال کار بگردد.
ناگهان به پایان رسیدن
جلسه با احساس فوریت به پایان رسید، زیرا تیم موظف شد تا پایان هفته یک پروژه حیاتی را تکمیل کند.