مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 32

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
to lampoon [فعل]
اجرا کردن

به سخره گرفتن

Ex: She lampooned her rival 's speech in a parody article .

او در یک مقاله طنز، سخنرانی رقیب خود را لمپون کرد.

to evict [فعل]
اجرا کردن

مستاجر را بیرون کردن

Ex: The homeowner evicted the squatters who had taken over the vacant property without permission .

صاحب خانه اخراج کرد کسانی را که بدون اجازه ملک خالی را تصرف کرده بودند.

to jaunt [فعل]
اجرا کردن

تفرج کردن

Ex: The young couple often jaunts to quaint cafes and bookshops in the city .

زوج جوان اغلب به کافه‌ها و کتابفروشی‌های قدیمی شهر گشت‌وگذار می‌کنند.

to flaunt [فعل]
اجرا کردن

به رخ کشیدن

Ex: Despite his success , he never flaunted his achievements and remained humble .

علیرغم موفقیتش، او هرگز دستاوردهایش را به رخ نکشید و متواضع باقی ماند.

to marvel [فعل]
اجرا کردن

در شگفتی بودن

Ex: He was marveling that they were managing to finish the project ahead of schedule despite numerous setbacks .

او شگفت‌زده بود که آنها با وجود مشکلات متعدد موفق به اتمام پروژه زودتر از موعد شدند.

to bustle [فعل]
اجرا کردن

پرانرژی حرکت کردن

Ex: Next month , the city streets will bustle with shoppers searching for holiday gifts .

ماه آینده، خیابان‌های شهر با خریدارانی که به دنبال هدایای تعطیلات هستند شلوغ خواهد شد.

to foist [فعل]
اجرا کردن

جا زدن

Ex: Tomorrow , the scam artist will attempt to foist his forged documents onto the authorities , hoping to evade detection .

فردا، کلاهبردار سعی خواهد کرد اسناد جعلی خود را تحمیل کند به مقامات، به امید فرار از تشخیص.

to ladle [فعل]
اجرا کردن

با ملاقه ریختن

Ex:

داوطلبان سوپ را در کاسه‌ها در پناهگاه بی‌خانمان‌ها می‌ریزند، و وعده‌های غذایی گرم را برای نیازمندان فراهم می‌کنند.

to chagrin [فعل]
اجرا کردن

سرافکنده کردن

Ex: While we were at the meeting , she was chagrining herself over her mistake .

در حالی که ما در جلسه بودیم، او به خاطر اشتباهش خود را عذاب می‌داد.

to batten [فعل]
اجرا کردن

تخته‌کوب کردن

Ex: They have battened the roof to reinforce it before the rainy season .

آنها قبل از فصل بارانی برای تقویت سقف، آن را محکم بسته‌اند.

to reseat [فعل]
اجرا کردن

صندلی جدید چیدن

Ex: While we were away on vacation , the theater was reseating its main hall with luxurious , plush seating .

در حالی که ما در تعطیلات بودیم، تئاتر در حال تعویض صندلی سالن اصلی خود با صندلی‌های لوکس و نرم بود.

to connive [فعل]
اجرا کردن

تبانی کردن

Ex: While we were investigating , we discovered that the employees were conniving to steal company secrets .

در حالی که در حال تحقیق بودیم، متوجه شدیم که کارمندان برای دزدیدن اسرار شرکت تبانی می‌کردند.

to emote [فعل]
اجرا کردن

احساسات خود را ابراز کردن

to reign [فعل]
اجرا کردن

حکومت کردن بر

Ex: The tribal chief continued to reign over the community , ensuring harmony and cooperation .

رئیس قبیله به حکومت بر جامعه ادامه داد، هماهنگی و همکاری را تضمین کرد.

to plod [فعل]
اجرا کردن

بازحمت راه رفتن

Ex: In the scorching heat , the workers had to plod across the construction site , carrying heavy materials .

در گرمای سوزان، کارگران مجبور بودند با حمل مواد سنگین، به سختی راه بروند در محل ساخت و ساز.

to recount [فعل]
اجرا کردن

شرح دادن

Ex: As part of the interview , the witness began to recount the events leading up to the incident .

به عنوان بخشی از مصاحبه، شاهد شروع به بازگویی رویدادهای منجر به حادثه کرد.

to raze [فعل]
اجرا کردن

تراشیدن

Ex: The city authorities decided to raze the dilapidated buildings in the historic district for safety reasons .

مقامات شهری تصمیم گرفتند ساختمان‌های فرسوده در محله تاریخی را به دلایل ایمنی ویران کنند.

to debauch [فعل]
اجرا کردن

گمراه کردن

Ex: While on vacation , they were debauching their travel partners with extravagant dinners and late nights out , straining relationships .

در تعطیلات، آنها با شام‌های مجلل و شب‌زنده‌داری‌های دیروقت، همراهان سفر خود را منحرف می‌کردند و روابط را تحت فشار قرار می‌دادند.

to bluff [فعل]
اجرا کردن

بلوف زدن

Ex:

آنها به بلوف زدن ادامه دادند، به این امید که دیگران متوجه کمتجربگی آنها نشوند.

to educe [فعل]
اجرا کردن

به‌دست آوردن

Ex: While studying the ancient manuscript , the scholars were educing hidden meanings and symbolism , shedding light on its cultural significance .

در حالی که دانشمندان در حال مطالعه دستنوشته باستانی بودند، معانی و نمادگرایی پنهان را استخراج می‌کردند، که بر اهمیت فرهنگی آن نور می‌تاباند.