to criticize or joke about someone or something in public

به سخره گرفتن
نمایشنامه فساد سیاسی را با طنز تند lampooned کرد.
to legally force someone to leave a property, often because they broke the rules of the rental agreement

مستاجر را بیرون کردن
مالک ملک همسایههای پرسر و صدایی که آرامش محله را برهم زده بودند را اخراج کرد.
to take a short and leisurely journey or excursion, often for pleasure or recreation

تفرج کردن, گردش کردن، سفر کوتاه کردن
خانواده به گردش به حومه شهر رفتند، در میان چمنزارهای دیدنی و تپههای موجدار پیک نیک کردند.
to display or show off something in a conspicuous or boastful manner

به رخ کشیدن, خودنمایی کردن
سلبریتی سبک زندگی پر زرق و برق خود را در رسانههای اجتماعی به رخ میکشد.
to feel amazed or puzzled by something extraordinary or remarkable

در شگفتی بودن
ما شگفتزده شدیم که آنها بدون هیچ گونه تدارکی، شرایط سخت زمستانی در طبیعت را تحمل کردند.
to move energetically and with purpose, often in a hurried or bustling manner

پرانرژی حرکت کردن
هفته گذشته، بازار از دستفروشانی که صنایع دستی و محصولات محلی میفروختند پر جنب و جوش بود.
to pass off something false or inferior as genuine or valuable, typically with the intent to deceive

جا زدن, چیزی را به جای دیگری جا زدن
سال گذشته، او نقاشیهای جعلی را به عنوان شاهکارهای اصلی قالب کرد و کلکسیونرهای هنری را در سراسر جهان فریب داد.
to serve or transfer a liquid or food using a ladle

با ملاقه ریختن
آشپز با کفگیر خورشت را در کاسهها ریخت و آنها را تا لبه با تکههای گوشت و سبزیجات پر کرد.
to cause someone to feel annoyed, frustrated, or embarrassed, especially due to disappointment or failure

سرافکنده کردن, غرور (کسی را) جریحهدار کردن
او از شکست تیمش در بازی قهرمانی ناراحت بود.
to secure or fasten something firmly in place with strips of wood, metal, or other material

تختهکوب کردن
دیروز، وقتی طوفان نزدیک میشد، ما پنجرهها را محکم بستیم، همه چیز را برای بادهای شدید آماده کردیم.
to equip with new seating accommodations

صندلی جدید چیدن, در جای دیگر نشاندن
ماه گذشته، استادیوم تمام بخش سکوهای خود را با صندلیهای پهنتر مجدداً تجهیز کرد تا راحتی تماشاگران را بهبود بخشد.
to secretly cooperate or conspire with others, typically to commit wrongdoing or deceit

تبانی کردن
سال گذشته، شرکتهای رقیب برای تعیین قیمتها و حذف رقابت تبانی کردند.
to express one's emotions through facial expressions, gestures, and tone of voice

احساسات خود را ابراز کردن, هیجان نشان دادن، اظهار احساسات کردن
to have control and authority over a place, like a country

حکومت کردن بر
رهبر منتخب پس از یک کمپین سیاسی موفق شروع به حکومت کرد.
to walk heavily and laboriously, typically with a slow and monotonous pace

بازحمت راه رفتن, هنهن کردن
همانطور که باران میبارید، مسافران مجبور بودند از خیابانهای سیلزده به سختی عبور کنند.
to describe an event, experience, etc to someone in a detailed manner

شرح دادن, حکایت کردن
در زندگینامه، نویسنده تصمیم گرفت که خاطرات شخصی را که زندگیاش را شکل دادهاند بازگو کند.
to completely destroy a building, city, etc.

تراشیدن, ویران کردن
در پروژه نوسازی شهری، آنها تصمیم گرفتند محله قدیمی را ویران کنند و مسکن مدرن ایجاد کنند.
to corrupt or indulge excessively in immoral or decadent behavior

گمراه کردن, به فساد کشاندن
آخر هفته گذشته، آنها همسالان خود را در مهمانی وحشی منحرف کردند، که منجر به اقدامات و پیامدهای قابل تأسف شد.
to deceive or mislead someone by pretending to have more strength, confidence, or knowledge than one actually possesses

بلوف زدن, گول زدن
او جواب را نمیدانست اما بلوف زد، سعی کرد قانع کننده به نظر برسد.
uncover or extract implicit information or qualities inherent in something

بهدست آوردن
از طریق تحلیل دقیق، محققان الگوهای اساسی در دادهها را استخراج کردند، که روندهای مهمی را آشکار ساخت.
