قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها - قیدهای شیوه بیان

این قیدها نشان‌دهنده روش یا قصدی هستند که چیزی با آن گفته یا بیان می‌شود، مانند "به طعنه"، "به طور مثبت"، "به طور مجازی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها
اجرا کردن

به شیوه‌ای طعنه‌آمیز

Ex: The student sarcastically praised the confusing instructions .

دانش آموز با طعنه از دستورالعمل های گیج کننده تعریف کرد.

verbatim [قید]
اجرا کردن

واژه‌به‌واژه

Ex: You do n't need to memorize it verbatim ; just understand the meaning .

نیازی نیست آن را کلمه به کلمه حفظ کنید؛ فقط معنی را بفهمید.

fluently [قید]
اجرا کردن

به‌طور روان

Ex: Even under pressure , he responded fluently and thoughtfully .

حتی تحت فشار، او به روانی و با تأمل پاسخ داد.

اجرا کردن

به وضوح

Ex: The teacher explained the complex topic articulately to the students .

معلم موضوع پیچیده را به وضوح برای دانش‌آموزان توضیح داد.

eloquently [قید]
اجرا کردن

با شیوایی

Ex: The politician answered the questions eloquently , impressing the audience .

سیاستمدار به سوالات به شیوایی پاسخ داد و شنوندگان را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

به‌شکل مثبت

Ex: They looked at each other and smiled affirmatively .

آن‌ها به هم نگاه کردند و تأییدآمیز لبخند زدند.

coherently [قید]
اجرا کردن

به صورت منسجم

Ex: His proposal was structured coherently , linking each part smoothly .

پیشنهاد او به صورت منسجم ساختار یافته بود، هر بخش را به آرامی به هم متصل می‌کرد.

اجرا کردن

به صورت نامنسجم، به شیوه‌ای نامفهوم

Ex: They argued incoherently , mixing facts with random opinions .

آنها به‌صورت نامنسجم بحث کردند، حقایق را با نظرات تصادفی مخلوط کردند.

اجرا کردن

به صورت محاوره ای

Ex: The book is written conversationally to appeal to a broad audience .

کتاب به شیوه گفتاری نوشته شده است تا مخاطبان گسترده‌ای را جذب کند.

اجرا کردن

به صورت ملایم

Ex: The report euphemistically called the budget cuts " efficiency measures . "

گزارش کاهش بودجه را به صورت ملایم "اقدامات کارایی" نامید.

اجرا کردن

به صورت استعاری

Ex: The coach told them to fight like lions ; metaphorically , to inspire courage .

مربی به آنها گفت مثل شیرها بجنگند؛ استعاری، برای الهام بخشیدن به شجاعت.

اجرا کردن

مجازاً

Ex: They figuratively tore the contract to shreds after the failed negotiation .

آنها به صورت مجازی قرارداد را پس از مذاکره ناموفق پاره پاره کردند.

اجرا کردن

محاوره ای

Ex: The phrase is used colloquially to describe someone who never gives up .

این عبارت محاوره‌ای برای توصیف کسی که هرگز تسلیم نمی‌شود استفاده می‌شود.

cogently [قید]
اجرا کردن

به شیوه ای متقاعد کننده

Ex: During the debate , she spoke cogently on the topic of climate change .

در طول مناظره، او به شیوه‌ای واضح، منطقی و متقاعدکننده در مورد موضوع تغییرات آب و هوایی صحبت کرد.