قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای شیوه بیان
این قیدها نشاندهنده روش یا قصدی هستند که چیزی با آن گفته یا بیان میشود، مانند "به طعنه"، "به طور مثبت"، "به طور مجازی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a way that uses irony to mock or convey contempt

به شیوهای طعنهآمیز
او با تمسخر پرسید که آیا از ماندن در ترافیک به مدت دو ساعت لذت بردهام.
in exactly the same words as used originally

واژهبهواژه
او نقل قول را کلمه به کلمه از کتاب درسی کپی کرد.
in a way that shows ease and skill in expressing thoughts clearly and smoothly

بهطور روان
او جزئیات فنی را به روانی برای تیم توضیح داد.
in a way that expresses ideas or feelings clearly and effectively

به وضوح, به طور موثر
کاندیدا به تمام سوالات به صورت واضح در طول مصاحبه پاسخ داد.
in a way that expresses ideas or feelings clearly, persuasively, and with great effectiveness

با شیوایی, به طور رسا
نویسنده زیبایی جهان طبیعی را در رمان خود به شیوایی توصیف کرد.
in a way that shows agreement or approval

بهشکل مثبت
کمیته به پیشنهاد مثبت پاسخ داد.
in a manner that is logical and consistent, especially regarding arguments, ideas, or plans

به صورت منسجم
وکیل در طول دادگاه شواهد را به صورت منسجم ارائه داد.
in a disorganized or illogical way that lacks clarity or structure

به صورت نامنسجم، به شیوهای نامفهوم
افکارش به صورت نامنسجم بیان شدند، از یک موضوع به موضوع دیگر میپرید.
in an informal or casual style, typical of everyday speech

به صورت محاوره ای, به طور غیر رسمی
گوینده به جمعیت به صورت محاورهای صحبت کرد و باعث شد همه احساس راحتی کنند.
by using a mild or indirect expression to avoid saying something harsh or unpleasant

به صورت ملایم, با استفاده از بیان غیرمستقیم
او به صورت ملایم به اتاق به هم ریخته اشاره کرد و گفت "کمی آشفتگی خلاقانه".
in a manner that uses a word or phrase to convey a meaning beyond its literal interpretation

به صورت استعاری, استعاری
او خشم خود را به عنوان آتشی که در درونش میسوزد توصیف کرد، به طور استعاری صحبت کرد.
in a way that is more imaginative, symbolic and not its literal meaning

مجازاً, به صورت استعاری
او مجازاً در طول مسابقه در آتش بود، و با آسانی هر دور را برد.
in a conversational or informal manner

محاوره ای, به صورت غیر رسمی
او به پدرش به صورت محاورهای گفت "پیرمرد".
