بهطور ناخواسته
آنها با اکراه اشتباه خود را پذیرفتند، و پیامدهای اقدامات خود را درک کردند.
این قیدها نشان میدهند که یک عمل بدون قصد یا عزم خاصی انجام میشود، مانند "با اکراه"، "به طور غریزی"، "به طور عادتی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بهطور ناخواسته
آنها با اکراه اشتباه خود را پذیرفتند، و پیامدهای اقدامات خود را درک کردند.
ناخواسته
من به طور ناخواسته تمام فایلها را از پوشه حذف کردم.
بی هدف
کاغذها بیهدف در نسیم پراکنده شدند.
به صورت منفعلانه
آنها به صورت منفعلانه تماشا کردند که فرصت از دست رفت.
ناخودآگاه
من ناخودآگاه به سمت تلفنم دست دراز کردم حتی با اینکه تازه آن را چک کرده بودم.
بهطور غریزی
پرندگان در زمانهای خاصی از سال به طور غریزی مهاجرت میکنند.
از روی عادت
آنها معمولاً جمعه شبها در آن بیسترو کوچک شام میخورند.
بی اختیار
کودک پس از صدای بلند به طور غیرارادی فریاد زد.
بهطور غریزی
من به طور غریزی از آن کوچه اجتناب کردم بدون اینکه بدانم چرا.
ناخواسته
من ناخواسته فایل را هنگام تمیز کردن دسکتاپ حذف کردم.
بهصورت ناخواسته
من به طور ناخواسته یک ایمیل مهم را پاک کرده بودم.
ناخواسته
من ناخواسته با نظر خود او را آزردم.
با اکراه
آنها با اکراه زودتر از مهمانی رفتند.
بی اشتیاق
او بیحوصلگی برای آزمون درس خواند و در نهایت مردود شد.
بینظم و ترتیب
شهر بدون منطقهبندی مناسب بینظم و ترتیب گسترش یافت.
به صورت مشروط
آنها پروژه را به صورت مشروط تصویب کردند، در انتظار مجوز محیط زیست.