قیدهای حالت مربوط به انسانها - قیدهای کمبود قصد و عزم
این قیدها نشان میدهند که یک عمل بدون قصد یا عزم خاصی انجام میشود، مانند "با اکراه"، "به طور غریزی"، "به طور عادتی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
with a lack of desire or a sense of resistance

بهطور ناخواسته
او با اکراه در جمع خانوادگی شرکت کرد، چون آن روز تنهایی را ترجیح میداد.
in a manner not planned or deliberately intended

ناخواسته
او ناخواسته با مطرح کردن موضوع او را آزرد.
in a way that lacks purpose, direction, or clear goal

بی هدف, بدون جهت
گفتگو بیهدف از یک موضوع به موضوع دیگر میرفت.
without taking action or showing opposition

به صورت منفعلانه, بدون مخالفت
او به صورت منفعلانه ایستاد در حالی که دیگران در مورد تصمیم بحث میکردند.
without intending to or being aware of it

ناخودآگاه
او ناخودآگاه حرکات دوستش را در طول مکالمه تقلید کرد.
in a way that happens as an immediate, natural response, without the need for thought, planning, or learning

بهطور غریزی, براساس غریزه
وقتی مار به جلو حمله کرد، او به طور غریزی عقب نشینی کرد.
in a way that reflects someone's regular behavior or usual pattern over time

از روی عادت
او معمولاً خودکارش را میجود وقتی که در فکر عمیقی است.
without conscious control or will

بی اختیار, ناخواسته
دست او در طول فرآیند به صورت غیرارادی تکان خورد.
in a way that is guided by natural understanding or instinct

بهطور غریزی, بهطور حسی
او به طور شهودی احساس کرد که پیشنهاد برای اینکه واقعی باشد، خیلی خوب است.
without realizing or intending it

ناخواسته, بدون اطلاع
او ناخواسته با نظر بیپروایش او را آزرده بود.
by accident or through lack of attention

بهصورت ناخواسته
او به طور ناخواسته غافلگیر کننده را قبل از شروع مهمانی فاش کرد.
in a way that occurs without someone being aware of it

ناخواسته, بدون آگاهی
او ناخواسته اطلاعات نادرست را به اشتراک گذاشت.
with hesitation or lack of eagerness

با اکراه
او با اکراه کلیدها را تحویل داد.
in a way that shows uncertainty, pause, or lack of confidence

با تردید, به صورت مردد
او با تردید به اشتباه خود اعتراف کرد.
in a way that shows little enthusiasm, energy, or commitment

بی اشتیاق, با بی میلی
او با بیمیلی عذرخواهی کرد، در تمام مدت از تماس چشمی اجتناب میکرد.
in a disorganized or careless manner

بینظم و ترتیب, سرسری
وجوه بینظم و ترتیب توزیع شد، بدون هیچ سیستم.
in a way that depends on certain terms or requirements being fulfilled

به صورت مشروط
او به صورت مشروط در برنامه پذیرفته شد، در انتظار بررسی بیشتر.
