واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - صفات منفی انسانی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگیهای منفی انسانی را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
extremely enthusiastic or obsessed about something

متعصب, دیوانه
حمایت فناتیک او از تیم فوتبال به این معنی بود که او در ده سال گذشته حتی یک بازی خانگی را از دست نداده است.
talking a great deal, particularly about trivial things

پرحرف
در طول جلسه، اظهارات پرحرف او اغلب گفتگو را منحرف میکرد.
(of a person) not caring about the needs and feelings of no one but one's own

خودخواه, خودمحور
رویکرد خودخواهانه سیاستمدار نیازهای جامعه را نادیده گرفت.
(of a person) having difficulty making choices or decisions, often due to fear, lack of confidence, or overthinking

دودل, نامصمم
به دلیل بیتصمیمی در مورد مسیر شغلی خود، امیلی دائماً از دیگران راهنمایی میخواست، قادر به اعتماد به قضاوت خود نبود.
unwilling to consider or accept new ideas, perspectives, or opinions

متعصب
مدیر کمفکر پیشنهادهای نوآورانه را بدون در نظر گرفتن مناسب آنها رد کرد.
distrustful of others and skeptical of their intentions

بیاعتماد
به دلیل بیاعتمادی، او در به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی با همکارانش تردید کرد.
avoiding or resisting work, exertion, or activity

بیحال
کارمند تنبل به طور مداوم از پذیرش مسئولیتهای بیشتر در کار اجتناب میکرد.
(of a person) not having the necessary ability, knowledge, or skill to do something successfully

فاقد صلاحیت
معلم جدید به وضوح ناشایسته بود، قادر به کنترل یا درگیر کردن کلاس نبود.
not open to new ideas, opinions, etc.

کوتهفکر, کوتاهنظر
رویکرد کوتهفکرانه شرکت به نوآوری، خلاقیت را در میان کارکنانش خفه کرد.
showing no mercy or compassion towards others in pursuit of one's goals

بیرحم, سنگدل
دیکتاتور بیرحم با استفاده از خشونت و ارعاب، مخالفت را سرکوب کرد.
(of a person) not having trust or confidence in someone or something

بیاعتماد, بدگمان
نگرش بدبینانه او تشکیل روابط جدید را برایش دشوار کرد.
trying too hard to attract attention or impress others

پرمدعا
رفتار خودنما او جمع را ناراحت کننده کرد.
refusing to accept authority or comply with control

نافرمان, سرکش
taking great pride in one's abilities, appearance, etc.

مغرور, متکبر
رفتار خودپسندانه بازیگر کار را برای همبازیهایش سخت کرد تا با او کار کنند.
showing unbearable arrogance, haughtiness, or intolerable self-centeredness, making it unpleasant for others to endure

مغرور
غرور غیرقابل تحمل او او را از همکارانش دور کرد.
displaying minimal emotional expression or engagement

بیتفاوت, بیاحساس
نوجوان بیتفاوت نگرانی والدینش را نادیده گرفت و هیچ علاقهای به تلاشهای آنان برای ارتباط نشان نداد.
constantly telling others what they should do

اربابمنش, ریاستطلب
طبیعت سلطهطلبانه او همکاری مؤثر تیم را در طول تکالیف گروهی دشوار میسازد.
having doubts about something's truth, validity, or reliability

دیرباور, شکاک، نامطمئن
کارآگاه موضع شکاکی نسبت به داستان غیرمحتمل شاهد گرفت.
lacking structure and struggling to manage tasks and time efficiently

شلخته, نامنظم
دفتر بینظم بود، با کاغذها و پروندههایی که همه جا پخش شده بودند.
