واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - صفات اخلاقی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگیهای اخلاقی که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having the ability to understand and share the feelings, emotions, and experiences of others

دلسوز
درمانگر رویکردی همدلانه نشان داد، فضایی امن ایجاد کرد تا مراجعان بتوانند احساسات خود را بدون قضاوت بیان کنند.
behaving in a way that shows the lack of pride or sense of superiority over others

فروتن, متواضع، افتاده
علیرغم موفقیتش، او فروتن باقی میماند، هرگز به دنبال شناخته شدن برای دستاوردهایش نیست.
acting selflessly for the well-being of others, often prioritizing their needs over one's own

فداکار
او طبیعت نوع دوستانه خود را با به سرپرستی گرفتن حیوانات نجات یافته و فراهم کردن یک خانه پر از عشق برای آنها نشان داد.
able to be trusted or relied on

قابل اعتماد
طبیعت قابل اعتماد او باعث میشود که او دوستی ارزشمند باشد، همیشه در مواقع نیاز حاضر است.
able to be trusted to perform consistently well and meet expectations

قابل اطمینان
آنها در هر پروژهای که انجام دادهایم، به عنوان شرکای قابل اعتماد ثابت شدهاند.
having or showing high moral standards

شریف, پارسا
پادشاه به خاطر رهبری فضیلتمندانه خود شناخته شده بود، همیشه رفاه مردمش را در اولویت قرار میداد.
showing a consistent and unswerving commitment to a cause, person, or principle

وفادار, همیشگی، باوفا
تعهد استوار او به پروژه، تکمیل موفقیتآمیز آن را تضمین کرد.
expressing or having qualities such as honesty, courage, thoughtfulness, etc. that deserves admiration

نجیب, شریف
اقدامات نیکوکارانه او در طول بحران، شجاعت و از خودگذشتگی قابل توجهی را نشان داد.
staying loyal and dedicated to a certain person, idea, group, etc.

وفادار
کارمند وفادار به طور مداوم سر وقت سر کار حاضر میشد و وظایف را با فداکاری و سختکوشی انجام میداد.
willing to give one's energy and time to something because one believes in it

متعهد
علیرغم چالشها، او به تحصیلاتش متعهد باقی میماند، مصمم به دستیابی به اهداف تحصیلیاش.
(of statements, feelings, beliefs, or behavior) showing what is true and honest, based on one's real opinions or feelings

راستگو, صادق
او یک سخنرانی صادقانه کرد و قدردانی خود را به همه ابراز داشت.
showing kindness and understanding toward others, especially during times of difficulty or suffering

دلسوز, مهربان
طبیعت دلسوز او باعث شد که در پناهگاه حیوانات محلی داوطلب شود، جایی که به حیوانات خانگی رها شده آرامش میداد.
according to moral duty and obligations

اخلاقی
روزنامهنگار در گزارش داستان حساس از دستورالعملهای اخلاقی پیروی کرد.
fulfilling one's duties and responsibilities with a sense of loyalty and obedience

وظیفهشناس, مطیع
او در مراقبت از خواهر و برادرهای کوچکترش وظیفهشناس بود، و رفاه آنها را تضمین میکرد.
holding opinions or judgments influenced by personal bias rather than objective reasoning

متعصب
مقاله به نظر متعصب میرسید، و دیدگاههای مخالف را نادیده میگرفت.
not conforming to accepted moral values

غیر اخلاقی
مدرسه سیاستهای سختگیرانهای در برابر رفتار ناشایست در میان دانشآموزان اجرا کرد.
lacking in honor, integrity, or moral principles, often bringing shame or disgrace

پست
مدیران شرکت با اتهامات ننگین اختلاس و سوء رفتار مالی مواجه شدند.
giving an impression that is misleading, false, or deceitful, often leading to misunderstanding or mistaken belief

فریبنده
ظاهری فریبنده اغلب میتواند ماهیت واقعی یک فرد یا موقعیت را پنهان کند.
displaying behavior that hides true intentions or feelings to mislead or trick

فریبنده, حیلهگر
فروشنده فریبنده مزایای اغراقآمیز محصول را وعده داد تا مشتریان را به خرید آن ترغیب کند.
having a deliberately harmful or dishonest nature or intent

گناهکار
او به خاطر نقشه شرورانه خود برای کلاهبرداری از شرکت مجازات شد.
tending to criticize or form negative opinions about others without considering their perspective or circumstances

قضاوتگر
تن قضاوتآمیز معلم دانشآموز را از صحبت کردن دلسرد کرد.
not appreciating or acknowledging kindness, often taking things for granted

ناسپاس
علیرغم سخاوتشان، کودک ناسپاس از هدیه شکایت کرد.
