واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - ویژگی‌های اخلاقی

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگی‌های اخلاقی که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
empathetic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Emily 's empathetic nature made her a trusted confidant , as she could genuinely relate to the challenges faced by her friends .

طبیعت همدلانه امیلی او را به یک محرم راز قابل اعتماد تبدیل کرد، زیرا او می‌توانست واقعاً با چالش‌هایی که دوستانش با آن‌ها مواجه بودند ارتباط برقرار کند.

humble [صفت]
اجرا کردن

فروتن

Ex: The humble artist credits others for his success , grateful for their support and encouragement .

هنرمند فروتن موفقیت خود را به دیگران نسبت می‌دهد، قدردان حمایت و تشویق آنهاست.

altruistic [صفت]
اجرا کردن

فداکار

Ex: The altruistic friend always offered support and assistance during tough times .

دوست نوع دوست همیشه در زمان‌های سخت پشتیبانی و کمک ارائه می‌داد.

trustworthy [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اعتماد

Ex: The trustworthy mechanic provides honest assessments and fair pricing for repairs .

مکانیک قابل اعتماد ارزیابی‌های صادقانه و قیمت‌گذاری منصفانه برای تعمیرات ارائه می‌دهد.

reliable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اطمینان

Ex: The car is old but still reliable for long drives .

ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.

virtuous [صفت]
اجرا کردن

شریف

Ex: Despite facing temptations , he remained virtuous and true to his principles .

علیرغم مواجهه با وسوسه‌ها، او فضیلتمند باقی ماند و به اصول خود وفادار بود.

steadfast [صفت]
اجرا کردن

وفادار

Ex: The soldier 's steadfast loyalty to the mission inspired his comrades .

وفاداری استوار سرباز به مأموریت، همرزمانش را الهام بخشید.

noble [صفت]
اجرا کردن

نجیب

Ex: Despite facing adversity , he maintained a noble demeanor and remained true to his principles .

علیرغم مواجهه با سختی‌ها، او رفتاری نجیبانه داشت و به اصول خود وفادار ماند.

faithful [صفت]
اجرا کردن

وفادار

Ex: Throughout the years , he remained faithful to his principles , never compromising his beliefs .

در طول سال‌ها، او به اصول خود وفادار ماند و هرگز به باورهایش خیانت نکرد.

committed [صفت]
اجرا کردن

متعهد

Ex: The committed volunteer spends weekends helping at the local shelter , driven by a desire to make a difference in the lives of others .

داوطلب متعهد آخر هفته‌ها را در پناهگاه محلی کمک می‌کند، با انگیزه‌ای برای ایجاد تغییر در زندگی دیگران.

sincere [صفت]
اجرا کردن

راستگو

Ex: His sincere efforts to improve were noticeable to everyone .

تلاش‌های صادقانه او برای بهبودی توسط همه قابل مشاهده بود.

اجرا کردن

دلسوز

Ex: The compassionate response from volunteers and donors helped provide relief to families affected by the natural disaster .

پاسخ دلسوزانه داوطلبان و اهداکنندگان به ارائه کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده از بلایای طبیعی کمک کرد.

ethical [صفت]
اجرا کردن

اخلاقی

Ex: Teaching children about ethical behavior helps them develop strong moral values .

آموزش رفتار اخلاقی به کودکان به آنها کمک می‌کند تا ارزش‌های اخلاقی قوی‌ای را پرورش دهند.

dutiful [صفت]
اجرا کردن

وظیفه‌شناس

Ex: As a parent , she was dutiful in providing love , guidance , and support to her children .

به عنوان یک والد، او در ارائه عشق، راهنمایی و حمایت به فرزندانش وظیفه‌شناس بود.

prejudiced [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: She made a prejudiced assumption without knowing the facts .

او بدون دانستن حقایق یک فرض متعصبانه کرد.

indecent [صفت]
اجرا کردن

غیر اخلاقی

Ex:

معلم دانش‌آموزان را به خاطر به اشتراک گذاشتن جوک‌های ناشایست در کلاس سرزنش کرد.

اجرا کردن

پست

Ex: The athlete 's use of performance-enhancing drugs led to the imposition of a dishonorable label on their career .

استفاده ورزشکار از داروهای عملکردافزا منجر به تحمیل برچسب بی‌آبرویی بر حرفه‌اش شد.

deceptive [صفت]
اجرا کردن

فریبنده

Ex: A deceptive smile may hide the person 's true feelings or intentions .

یک لبخند فریبنده ممکن است احساسات یا نیات واقعی فرد را پنهان کند.

deceitful [صفت]
اجرا کردن

فریبنده

Ex: She felt betrayed by her friend 's deceitful actions , which were aimed at advancing her own agenda .

او به دلیل اقدامات فریبنده دوستش احساس خیانت کرد، که هدفش پیشبرد برنامه‌های خودش بود.

wicked [صفت]
اجرا کردن

گناهکار

Ex: The wicked villain plotted to overthrow the king and seize power for himself .

شرور بدجنس نقشه کشید تا پادشاه را سرنگون کند و قدرت را برای خود تصاحب کند.

judgmental [صفت]
اجرا کردن

قضاوت‌گر

Ex: She felt uncomfortable around her judgmental relatives who always criticized her life choices .

او در میان اقوام قضاوتگر خود که همیشه انتخاب‌های زندگی‌اش را مورد انتقاد قرار می‌دادند، احساس ناراحتی می‌کرد.

ungrateful [صفت]
اجرا کردن

ناسپاس

Ex: His ungrateful attitude towards his parents ' sacrifices left them feeling hurt and disappointed .

نگرش ناسپاس او نسبت به فداکاری های والدینش، آن ها را آزرده و ناامید کرد.

mean [صفت]
اجرا کردن

بدجنس

Ex: He regretted his mean behavior towards his younger sibling , realizing it was unfair .

او از رفتار زشت خود نسبت به خواهر یا برادر کوچکترش پشیمان شد، متوجه شد که این رفتار ناعادلانه بوده است.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی