دلسوز
طبیعت همدلانه امیلی او را به یک محرم راز قابل اعتماد تبدیل کرد، زیرا او میتوانست واقعاً با چالشهایی که دوستانش با آنها مواجه بودند ارتباط برقرار کند.
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگیهای اخلاقی که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دلسوز
طبیعت همدلانه امیلی او را به یک محرم راز قابل اعتماد تبدیل کرد، زیرا او میتوانست واقعاً با چالشهایی که دوستانش با آنها مواجه بودند ارتباط برقرار کند.
فروتن
هنرمند فروتن موفقیت خود را به دیگران نسبت میدهد، قدردان حمایت و تشویق آنهاست.
فداکار
دوست نوع دوست همیشه در زمانهای سخت پشتیبانی و کمک ارائه میداد.
قابل اعتماد
مکانیک قابل اعتماد ارزیابیهای صادقانه و قیمتگذاری منصفانه برای تعمیرات ارائه میدهد.
قابل اطمینان
ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.
شریف
علیرغم مواجهه با وسوسهها، او فضیلتمند باقی ماند و به اصول خود وفادار بود.
وفادار
وفاداری استوار سرباز به مأموریت، همرزمانش را الهام بخشید.
نجیب
علیرغم مواجهه با سختیها، او رفتاری نجیبانه داشت و به اصول خود وفادار ماند.
وفادار
در طول سالها، او به اصول خود وفادار ماند و هرگز به باورهایش خیانت نکرد.
متعهد
داوطلب متعهد آخر هفتهها را در پناهگاه محلی کمک میکند، با انگیزهای برای ایجاد تغییر در زندگی دیگران.
راستگو
تلاشهای صادقانه او برای بهبودی توسط همه قابل مشاهده بود.
دلسوز
پاسخ دلسوزانه داوطلبان و اهداکنندگان به ارائه کمک به خانوادههای آسیبدیده از بلایای طبیعی کمک کرد.
اخلاقی
آموزش رفتار اخلاقی به کودکان به آنها کمک میکند تا ارزشهای اخلاقی قویای را پرورش دهند.
وظیفهشناس
به عنوان یک والد، او در ارائه عشق، راهنمایی و حمایت به فرزندانش وظیفهشناس بود.
متعصب
او بدون دانستن حقایق یک فرض متعصبانه کرد.
غیر اخلاقی
معلم دانشآموزان را به خاطر به اشتراک گذاشتن جوکهای ناشایست در کلاس سرزنش کرد.
پست
استفاده ورزشکار از داروهای عملکردافزا منجر به تحمیل برچسب بیآبرویی بر حرفهاش شد.
فریبنده
یک لبخند فریبنده ممکن است احساسات یا نیات واقعی فرد را پنهان کند.
فریبنده
او به دلیل اقدامات فریبنده دوستش احساس خیانت کرد، که هدفش پیشبرد برنامههای خودش بود.
گناهکار
شرور بدجنس نقشه کشید تا پادشاه را سرنگون کند و قدرت را برای خود تصاحب کند.
قضاوتگر
او در میان اقوام قضاوتگر خود که همیشه انتخابهای زندگیاش را مورد انتقاد قرار میدادند، احساس ناراحتی میکرد.
ناسپاس
نگرش ناسپاس او نسبت به فداکاری های والدینش، آن ها را آزرده و ناامید کرد.
بدجنس
او از رفتار زشت خود نسبت به خواهر یا برادر کوچکترش پشیمان شد، متوجه شد که این رفتار ناعادلانه بوده است.