کلمات آکادمیک آیلتس برای "پاسخ‌های عاطفی منفی"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پاسخ‌های عاطفی منفی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
revolting [صفت]
fa flag

نفرت‌انگیز

Ex: His revolting behavior at the party, including rude and offensive remarks, made him the center of criticism.

رفتار منزجرکننده او در مهمانی، از جمله اظهارات بی‌ادبانه و توهین‌آمیز، او را به مرکز انتقادات تبدیل کرد.

disgraceful [صفت]
fa flag

شرم‌‌آور

Ex: Using offensive language in a professional setting is considered disgraceful .

استفاده از زبان توهین‌آمیز در یک محیط حرفه‌ای شرم‌آور در نظر گرفته می‌شود.

outrageous [صفت]
fa flag

غیر متعارف

Ex: His outrageous outfit drew stares from passersby on the street .

لباس عجیب و غریب او نگاه‌های رهگذران در خیابان را به خود جلب کرد.

drab [صفت]
fa flag

خسته‌کننده

Ex: The novel 's drab characters made it hard to stay engaged .

شخصیت‌های کم‌رنگ رمان، ادامه‌ی همراهی را دشوار می‌کرد.

doleful [صفت]
fa flag

کسالت‌بار

Ex: We spread roses across the grave , bowing our heads in doleful silence to honor the memory of our fallen comrade .

ما گل‌ها را بر روی قبر پخش کردیم، سرهایمان را در سکوت اندوهبار خم کردیم تا یاد رفیق از دست رفته‌مان را گرامی بداریم.

sorrowful [صفت]
fa flag

اندوهناک

Ex: The music played at the funeral was slow and sorrowful , reflecting the mood of the occasion .

موسیقی که در مراسم خاکسپاری پخش می‌شد آرام و اندوهناک بود، که حال و هوای آن مناسبت را منعکس می‌کرد.

dispiriting [صفت]
fa flag

دلگیرکننده

Ex: The prolonged rainy weather had a dispiriting effect on the residents' mood.

هوای بارانی طولانی مدت تأثیری دلسردکننده بر روحیه ساکنان داشت.

dull [صفت]
fa flag

کسل‌کننده

Ex: His dull demeanor made it difficult to have an engaging conversation with him .

رفتار کسل‌کننده او گفتگوی جذاب با او را دشوار می‌کرد.

repetitive [صفت]
fa flag

یکنواخت

Ex: The novel 's plot was repetitive , with each chapter following a similar formula and lacking any real surprises .

طرح رمان تکراری بود، با هر فصل که از فرمولی مشابه پیروی می‌کرد و فاقد هرگونه شگفتی واقعی بود.

tiresome [صفت]
fa flag

خسته‌کننده

Ex: Doing the same monotonous task every day started to feel tiresome for the employee .

انجام همان کار یکنواخت هر روز برای کارمند شروع به احساس خسته‌کننده کرد.

frustrating [صفت]
fa flag

مستاصل

Ex: The technical glitches in the software made the whole project very frustrating .

مشکلات فنی در نرم‌افزار کل پروژه را بسیار ناامیدکننده کرد.

irritating [صفت]
fa flag

آزاردهنده

Ex: Her persistent and irrelevant questions became increasingly irritating during the presentation.

سوالات مداوم و بی‌ربط او در طول ارائه به طور فزاینده‌ای آزاردهنده شد.

fa flag

دلسردکننده

Ex: The discouraging feedback made her question her decision.

بازخورد دلسردکننده او را وادار کرد تا در تصمیم خود تردید کند.

horrifying [صفت]
fa flag

وحشتناک

Ex: Discovering the truth about the crime was a horrifying experience for the detective .

کشف حقیقت درباره جنایت، تجربه‌ای وحشتناک برای کارآگاه بود.

unsettling [صفت]
fa flag

ناراحت‌کننده

Ex: The eerie silence in the graveyard at night was unsettling to the lone visitor .

سکوت عجیب قبرستان در شب برای بازدیدکننده تنها نگران‌کننده بود.

agonizing [صفت]
fa flag

عذاب‌آور

Ex: The agonizing uncertainty about the future kept him awake at night .

عدم قطعیت دردناک درباره آینده او را شب‌ها بیدار نگه می‌داشت.

disturbing [صفت]
fa flag

ناراحت‌کننده

Ex: The disturbing sound of footsteps outside her window made her feel anxious .

صدای نگران‌کننده قدم‌ها بیرون از پنجره‌اش او را مضطرب کرد.

deplorable [صفت]
fa flag

اسفناک

Ex: Their treatment of the elderly was deplorable and inhumane .

رفتار آنها با سالمندان زشت و غیرانسانی بود.

distasteful [صفت]
fa flag

ناخوشایند

Ex: The smell of the decaying garbage was distasteful and made the entire room unpleasant .

بوی زباله‌های در حال پوسیدن تهوع‌آور بود و کل اتاق را ناخوشایند کرد.

appalling [صفت]
fa flag

وحشتناک

Ex: The appalling footage of the disaster left the audience in stunned silence .

تصاویر هولناک فاجعه تماشاگران را در سکوت مبهوت رها کرد.

unbearable [صفت]
fa flag

غیر قابل‌ تحمل

Ex: The loss of a loved one created an unbearable sense of grief for the family .

از دست دادن عزیزی باعث ایجاد احساس غم غیرقابل تحمل برای خانواده شد.

unendurable [صفت]
fa flag

غیر قابل تحمل

Ex: The grief over the loss of her pet was unendurable , leaving her heartbroken .

اندوه از دست دادن حیوان خانگی‌اش غیرقابل تحمل بود، و قلبش را شکسته گذاشت.

numbing [صفت]
fa flag

بی‌حس‌کننده

Ex: The shocking news had a numbing impact on the entire community .

خبر تکان دهنده تاثیر بیحس کننده روی تمام جامعه داشت.

unexciting [صفت]
fa flag

خسته‌کننده

Ex: Her speech was unexciting , lacking the energy needed to engage the audience .

سخنرانی او جذاب نبود، فاقد انرژی لازم برای جذب مخاطبان بود.

fa flag

غیر هیجان‌انگیز

Ex: The unstimulating nature of the task made it clear that the project lacked the creativity needed to captivate the team.

طبیعت غیر محرک وظیفه واضح کرد که پروژه فاقد خلاقیت لازم برای جذب تیم بود.

infuriating [صفت]
fa flag

دیوانه‌کننده

Ex: The unfair decision of the referee was infuriating to both teams.

تصمیم ناعادلانه داور برای هر دو تیم خشم‌آور بود.

alarming [صفت]
fa flag

هشداردهنده

Ex: The alarming symptoms of the illness prompted a visit to the doctor for a thorough examination .

علائم نگران‌کننده بیماری باعث شد تا برای معاینه دقیق به پزشک مراجعه شود.

fa flag

وحشتناک

Ex: The intimidating demeanor of the judge made defendants nervous during their court appearance.

رفتار ترسناک قاضی باعث عصبی شدن متهمان در هنگام حضورشان در دادگاه شد.

threatening [صفت]
fa flag

تهدیدکننده

Ex: The threatening posture of the wild animal made hikers retreat cautiously .

حالت تهدیدآمیز حیوان وحشی باعث شد کوهنوردان با احتیاط عقب نشینی کنند.

awkward [صفت]
fa flag

شرم‌آور

Ex: She felt awkward when she did n't know anyone at the party .

او وقتی که در مهمانی کسی را نمی‌شناخت، احساس ناراحتی کرد.

pathetic [صفت]
fa flag

تاثرآور

Ex: The abandoned puppy with its forlorn eyes and shivering body looked utterly pathetic , evoking a strong desire to offer comfort .

توله سگ رها شده با چشمان غمگین و بدن لرزانش کاملاً تأسف‌بار به نظر می‌رسید، که میل شدیدی برای ارائه آسایش برمی‌انگیخت.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی‌های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل‌دهی خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری
آماده‌سازی غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشمانداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای زمان و تناوب
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی