حیوانات - تولیدمثل حیوانات

در اینجا شما برخی از کلمات در مورد تولید مثل حیوانات به انگلیسی مانند "spawn"، "hatch" و "larva" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حیوانات
to hatch [فعل]
اجرا کردن

از تخم درآمدن

Ex: The biologist carefully observed as the baby alligators began to hatch in the nest .

زیست‌شناس با دقت مشاهده کرد که بچه تمساح‌ها شروع به تخم‌گشایی در لانه کردند.

spawn [اسم]
اجرا کردن

تخم (ماهی، قورباغه و...)

to lay [فعل]
اجرا کردن

تخم گذاشتن

Ex: The salmon swim upstream to their spawning grounds to lay their eggs in the gravel .

ماهی سالمون به سمت بالا دست رودخانه به سمت محل تخم‌گذاری خود شنا می‌کند تا تخم‌های خود را در شن بگذارد.

to breed [فعل]
اجرا کردن

تولیدمثل کردن

Ex: These rabbits are known for breeding rapidly , so be prepared for more babies soon .

این خرگوش‌ها به دلیل تولید مثل سریع معروف هستند، بنابراین برای بچه‌های بیشتر به زودی آماده باشید.

اجرا کردن

بارور کردن، کود دادن

Ex: The doctor explained the process of fertilizing an egg using IVF .

پزشک فرآیند بارور کردن تخمک را با استفاده از IVF توضیح داد.

to mate [فعل]
اجرا کردن

جفت‌گیری کردن

Ex: Penguins mate on land , forming monogamous pairs during the breeding season .

پنگوئن‌ها در خشکی جفتگیری می‌کنند و در فصل تولیدمثل جفت‌های تک‌همسری تشکیل می‌دهند.

pedigree [اسم]
اجرا کردن

اجداد یک حیوان

Ex: The certificate confirmed the cat 's pedigree .

گواهی تبارنامه گربه را تأیید کرد.

to spay [فعل]
اجرا کردن

عقیم کردن

Ex: Our organization advocates for laws requiring pet owners to spay and neuter their animals .

سازمان ما از قوانینی حمایت می‌کند که مالکان حیوانات خانگی را ملزم می‌کند حیوانات خود را عقیم کنند.

اجرا کردن

جفت انداختن (حیوان)

Ex: The zoo crossbred two species of birds to preserve genetic diversity .

باغ وحش دو گونه از پرندگان را تلاقی داد تا تنوع ژنتیکی را حفظ کند.

to neuter [فعل]
اجرا کردن

عقیم کردن

Ex: Many animal shelters require pet owners to neuter their cats and dogs before adoption .

بسیاری از پناهگاه‌های حیوانات از صاحبان حیوانات خانگی می‌خواهند که قبل از پذیرش، گربه‌ها و سگ‌های خود را اخته کنند.

to incubate [فعل]
اجرا کردن

روی تخم خوابیدن (پرندگان)

Ex: The mother crocodile patiently incubated her clutch of eggs buried in the sand .

مادر تمساح به صبر تخم‌هایش را که در شن دفن شده بودند جوجه‌کشی کرد.

brood [اسم]
اجرا کردن

جوجه‌ها یا توله‌های هم‌زاد

Ex: During the spring , the farmer observed a new brood of ducklings paddling behind their mother in the farm 's pond .

در بهار، کشاورز یک جوجه‌ریز جدید از اردک‌ها را مشاهده کرد که در حوضچه مزرعه پشت سر مادرشان شنا می‌کردند.

grub [اسم]
اجرا کردن

شفیره

Ex: The chickens eagerly ate the grubs they found in the compost pile .

مرغ‌ها با اشتیاق کرم‌ها را که در توده کمپوست پیدا کردند خوردند.

pupa [اسم]
اجرا کردن

شفیره (حشرات)

barren [صفت]
اجرا کردن

عقیم

Ex: Farmers selected against barren livestock .
اجرا کردن

بارور کردن

Ex: In many species of fish , external fertilization occurs when males release sperm into the water to impregnate eggs released by females .

در بسیاری از گونه‌های ماهی، لقاح خارجی زمانی اتفاق می‌افتد که نرها اسپرم را در آب رها می‌کنند تا تخم‌های رها شده توسط ماده‌ها را بارور کنند.

اجرا کردن

تولید مثل کردن

Ex: Plants may procreate through the exchange of pollen and fertilization of seeds .

گیاهان می‌توانند از طریق تبادل گرده و لقاح دانه‌ها تولید مثل کنند.

اجرا کردن

تولیدمثل کردن

Ex: Microorganisms can reproduce rapidly , increasing their population .

میکروارگانیسم‌ها می‌توانند به سرعت تولید مثل کنند و جمعیت خود را افزایش دهند.

bloodline [اسم]
اجرا کردن

اصالت (حیوان)

Ex: Maintaining a pure bloodline is critical in pedigree breeding .
to couple [فعل]
اجرا کردن

جفت گیری کردن

Ex: The wildlife conservationists worked to create habitats where endangered species could freely couple .

حافظان حیات وحش برای ایجاد زیستگاه‌هایی کار کردند که در آن گونه‌های در معرض خطر بتوانند آزادانه جفت‌گیری کنند.

to rut [فعل]
اجرا کردن

در فصل جفتگیری بودن

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم

Ex:

مارمولک تخم‌هایش را برای محافظت در شن دفن کرد.

حیوانات
پستانداران عظیم‌الجثه سگ‌سانان گربه‌سانان نخستی‌سانان
شاخ‌درازان جوندگان کیسه‌داران و تک‌سوراخ‌سانان راسویان
پستانداران آبزی خرس‌ها و تنبل‌ها سایر پستانداران کوچک حیوانات اهلی
نژادهای سگ نژادهای گربه انواع سگ‌ها گاویان
نژادهای گوسفند و خوک اسب‌ها بچه‌های حیوانات صدای حیوانات
انواع حیوانات نر و ماده حیوانات اسامی جمع برای حیوانات خانه حیوانات
تولیدمثل حیوانات کالبدشناسی حیوانات (پستانداران) کالبدشناسی حیوانات (پرندگان) کالبدشناسی حیوانات (ماهی‌ها، حشرات وغیره)
پوشش حیوانات افعال مرتبط با حیوانات اسامی مرتبط با حیوانات صفات مرتبط با حیوانات
پرندگان بی‌پرواز سهره‌ها و سسک‌ها گنجشک‌سانان پرندگان شکاری
پرندگان کنارآبزی کبوتران و قمری‌ها پرندگان گرمسیری و عجیب ماهیان آب‌شیرین
ماهیان آب شور حیوانات دریایی صدف‌داران و نرم‌تنان مارها
سایر خزندگان دوزیستان کرم‌ها عنکبوتیان
زنبورها و مورچه‌ها مگس‌ها، پشه‌ها و پروانه‌ها پروانه‌ها و بیدها سوسک‌ها
ملخ‌ها و سنجاقک‌ها حشرات آفت و انگل رتبه تاکسونومیکی