چراندن
اسبها راضی بودند در حالی که میچریدند روی چمن سبز و پرپشت.
در اینجا برخی افعال انگلیسی مربوط به حیوانات را یاد خواهید گرفت، مانند "تلوتلو خوردن"، "تاخت زدن" و "نوک زدن".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
چراندن
اسبها راضی بودند در حالی که میچریدند روی چمن سبز و پرپشت.
(تعقیب و سپس) شکار کردن
گرگها برای افزایش شانس خود در شکار طعمه، به صورت گروهی شکار میکنند.
شیرجه زدن (در هوا)
با دیدن یک دسته ماهی در زیر، دلفین با ظرافت به داخل آب غوطه خورد.
پوست انداختن
عقاب در طول چند هفته آینده پرهایش را میریزد تا برای فصل شکار آماده شود.
به خواب زمستانی رفتن
مشهور است که موشهای خوابآلود در لانههایی که در سوراخهای درختان یا تونلهای زیرزمینی پنهان شدهاند زمستانخوابی میکنند.
مهاجرت کردن
روباههای قطبی به دنبال غذا در طول توندرا مهاجرت فصلی میکنند.
نشستن (پرنده)
جغد روی شاخه نشست، منتظر فرارسیدن شب.
اهلی کردن
فرایند اهلی کردن اسبها تحولی در حمل و نقل و کشاورزی ایجاد کرد.
غذا خوردن
نوزاد آرام غذا میخورد، با تکان ملایم آرام شده بود.
آواز خواندن (پرندگان)
او دوست داشت با شنیدن آواز پرندگان بیرون پنجره اش از خواب بیدار شود.
استتار کردن
مارمولک با تغییر رنگ پوست خود استتار میکند.
نوازش کردن
کودک با احتیاط به سمت توله سگ خجالتی رفت و شروع به نوازش کردن موهایش کرد تا اعتماد ایجاد کند.
در کمین بودن
یوزپلنگ، که به خاطر سرعت باورنکردنیاش شناخته میشود، شروع به تعقیب یک گروه از غزالها در افق کرد.
نیش زدن
زنبور مهاجم را بارها نیش زد تا از لانهاش دفاع کند.
گاز گرفتن
کودک نوپا سعی کرد که سیب آبدار را گاز بزند اما با دندانهای کوچکش struggled.
اوج گرفتن
وقتی بالن هوای گرم رها شد، شروع به اوج گرفتن با ظرافت در بالای روستا کرد.
خزیدن
مارمولک به مهارت روی سنگها خزید و به طور بیعیب و نقصی با محیط اطرافش ترکیب شد.
تعقیب کردن
گربه به طور پنهانی یک موش را از میان حیاط خلوت تعقیب کرد.
پریدن
قورباغه توانایی منحصر به فرد خود را در پریدن روی پاهای عقب نشان داد، زمین را به راحتی پوشاند.
*بالا پریدن
اسب در اصطبل جهید و لگد زد، مشتاق دویدن در آزادی.
ریسیدن
با یک دوک ریسندگی، او با مهارت الیاف پنبه را به نخهای نازک ریسید.
*به صورت گله حرکت کردن
پشهها نزدیک دریاچه جمع شدند در حالی که خورشید غروب میکرد.
گردهافشانی کردن
پروانهها و سایر حشرات نقش حیاتی در گردهافشانی گیاهان گلدار مختلف دارند.
لانه ساختن
برخی گونههای لاکپشت مسافتهای طولانی را برای لانهسازی در سواحل خاصی طی میکنند، جایی که آنها چالههایی برای تخمگذاری حفر میکنند.
*استشمام کردن
ردیاب ماهر در طول حرفهاش بسیاری از حیوانات گریزان را با بو کشیدن پیدا کرده است.
شکار کردن
در اعماق اقیانوس، ماهیهای بزرگتر برای زنده ماندن شکار ماهیهای کوچکتر میکنند.
*روی دوپا بلند شدن
سگ بر روی پاهای عقب خود ایستاد، سعی کرد اسباببازی را بگیرد.
تغذیه کردن
نوزادان در مراحل اولیه رشد برای مواد مغذی ضروری خود از شیر تغذیه میکنند.
*جستوخیز کردن
وقتی فیل جوان یک گودال آب را کشف کرد، نتوانست در برابر بازی کردن با خرطوم و پاهایش در آب مقاومت کند.
*افشاندن
گربه نر با فرومونها روی تیرکهای حصار پاشید تا جفتهای بالقوه را جذب کند.
*رم کردن
اسب از حرکت ناگهانی هراسید، گوشهایش به صورت عصبی به عقب برگشت.
*پوزه به خاک مالیدن
او تماشا میکرد که بچه خوکها با شادی در خاک نرم میکندند.
*لانه کردن
روباهها اغلب در دامنهها حفره میکنند تا فضایی امن و پنهان برای زندگی داشته باشند.
نشخوار کردن
گاو در سایه آرام جویدهها را میجود.
یورتمه کردن
اسبچه با شتاب یورتمه میرفت، سوارکار جوان را با حس اعتماد به نفس حمل میکرد.
*چریدن
دامها در فصل خشک جوانههای نرم را میچرند.
خرامیدن
آنها پس از پیروزی بزرگ، با غرور از کنار رقیبانشان گذشتند.
پریدن
در طول روال فریرانینگ، ورزشکار با چابکی باورنکردنی از پشت بامی به پشت بام دیگر پرید.
جهیدن
خاطرات دوران کودکی او در ذهنش پرواز میکنند مانند سایههای گذرا.
*سر خوردن
با حرکتی سریع، او روی پیادهروی صاف با اسکیتهایش سر خورد.
*بال زدن
پرچم با افتخار در بالای دکل در باد تکان میخورد.
*با عجله این طرف و آن طرف رفتن
با شنیدن صدای کیسه خوراکی، همستر هیجانزده به سمت صاحبش دوید.
*پریدن
همانطور که ورزشکار به خط پایان نزدیک شد، با عزم راسخ پرید تا پیروزی را تضمین کند.
*به آرامی راه رفتن
گردشگران تصمیم گرفتند در خیابانهای سنگفرش شده آهسته قدم بزنند.
حملهور شدن
سازمانهای اطلاعاتی یک عملیات مخفی را اجرا کردند، حملهور شدن به یک سلول تروریستی شناختهشده.
مثل اردک راه رفتن
جوجه اردکها تلوتلو خوران پشت سر مادرشان راه افتادند در حالی که او آنها را به برکه برای اولین شنا میبرد.
حمله کردن
سربازان با وجود آتش سنگین توپخانه، با شجاعت به موضع دشمن حمله بردند.
پرواز کردن
بادبادکها در روزهای بادی بالاتر پرواز میکنند.
خزیدن
سرباز با احتیاط پیش رفت و تصمیم گرفت از میان سنگر گلآلود بخزد تا دیده نشود.
تاب خوردن
ساعت پاندولی با یک تیک تاک ریتمیک به جلو و عقب نوسان میکرد.