افعال عبارتی با استفاده از 'Down' و 'Away' - جدا کردن یا حذف کردن (دور)
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to remove or clear something by using a strong burst of air or wind

(با فوت) خاکگیری کردن
یک دم سریع هوا گرد و غبار را از لنز دوربین پراند.
to throw an object out intentionally

دور انداختن
وقت آن است که اسباببازیهای شکسته در اتاق زیر شیروانی را دور بیندازید.
to discard things that are no longer useful

(موارد ناخواسته را) حذف کردن
دور انداختن کفشهای فرسوده جا را برای کفشهای جدید باز میکند.
to remove items or obstacles, often to create a clear or open space

(با از سر راه برداشتن چیزی) فضای بیشتری ایجاد کردن
حذف موانع برای اطمینان از جریان کار روان در دفتر ضروری است.
to make something disappear instantly as if by magic

ناپدید کردن
ای کاش میتوانستم استرس و اضطرابم را به طور جادویی ناپدید کنم.
to put something in a container or storage after using it, especially to keep it safe or for future use

جمع کردن
همانطور که زمستان نزدیک میشد، تصمیم گرفتم تمام لباسهای تابستانی خود را تا سال بعد جمع کنم.
to place something where it should be after using it

برگرداندن
میتوانی اسباببازیها را قبل از خواب جمع کنی؟
to forcefully rip something or remove it from its place

پاره کردن, کندن
او با عصبانیت پوستر را از دیوار کند.
to get rid of what is not needed or wanted anymore

دور انداختن
او تصمیم گرفت اسباببازیهای شکسته را دور بیندازد.
to get rid of a mark or substance by using a cloth or hand

(با دست یا پارچه) چیزی را پاک کردن
پاک کردن رنگ ریخته شده با یک پارچه مرطوب یک راه حل سریع بود.
to remove something completely

کامل حذف کردن
در طول سالها، آب و هوای خشن رنگ را از خانه کنده بود، چوب را آشکار کرد.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Down' و 'Away' | |||
|---|---|---|---|
| کاهش، از دست دادن یا تضعیف (پایین) | ایجاد خسارت، مرگ یا فشار (پایین) | متوقف کردن، سرکوب کردن یا خاموش کردن | تغییر موقعیت (پایین) |
| ضبط یا برقراری (پایین) | مصرف کردن، ارائه دادن یا امنیت (پایین) | سایر (پایین) | جابجایی، ترک یا فرار (دور) |
| جدا کردن یا حذف کردن (دور) | دیگران (غایب) | ||