افعال عبارتی با استفاده از 'Down' و 'Away' - متوقف کردن، سرکوب کردن یا خاموش کردن
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to cause something to get stuck in mud or wet ground, preventing it from moving easily

باعث گیر کردن چیزی شدن
وزن بیش از حد میتواند وسیله نقلیه را در شرایط گلی گیر بیاندازد.
to forcefully suppress emotions or reactions

سرکوب کردن, فرو نشاندن
او سعی کرد خشم خود را در طول بحث فرو بخورد.
to take strict measures to control or suppress something, often via enforcing rules or regulations

به شدت کنترل کردن
مقامات شهری برنامههایی را برای سرکوب آلودگی صوتی از طریق مقررات سختگیرانهتر اعلام کردند.
(of a business, shop, company, etc.) to no longer be open or operating, particularly permanently

تعطیل کردن
به دلیل طوفان، تمام مدارس محلی زودتر تعطیل شدند.
to take decisive measures to enforce rules or laws

شدیدا اقدام کردن
پلیس راهنمایی و رانندگی یک کمپین برای مقابله با سرعت غیرمجاز و رانندگی بیپروا در مناطق مسکونی اعلام کرد.
to signal a vehicle to stop, often by using hand gestures

به وسیله نقلیهای علامت توقف دادن
وقتی اتوبوس در محل معمول توقف نکرد، او مجبور شد با تکان دادن شدید آن را متوقف کند.
to restrict the freedom, rights, or aspirations of individuals or groups, often through oppressive or authoritarian measures

محدود کردن کسی یا چیزی
فعالان حقوق بشر بیوقفه کار میکنند تا کسانی را که توسط دولتهای سرکوبگر سرکوب شدهاند آزاد کنند.
to maintain something at a low level and prevent it from increasing

مانع افزایش شدن, پایین نگه داشتن
هدف پایین نگه داشتن تورم برای تضمین ثبات اقتصادی است.
to stop talking or making noise

ساکت شدن
پرندهها از زمانی که باران شروع شد ساکت شدهاند.
to become silent or less noisy

ساکت شدن
محل ساخت و ساز پر سر و صدا بالاخره عصر ساکت شد.
to prevent the progress of something

متوقف کردن
آنها سعی کردند سیاست جدید را در بحث متوقف کنند.
to silence someone or not allow their speech or opinion to be heard by making loud noises or shouting

کسی را ساکت کردن
گروه به صورت جمعی تصمیم نامحبوب را در تالار شهر با فریاد خفه کرد.
to make something stop working

خاموش کردن
دپارتمان فناوری اطلاعات سرورها را برای تعمیرات امشب خاموش خواهد کرد.
to set rules that restrict freedom

کسی را محدود کردن
اجازه ندهیم قوانین سختگیرانه محدود کنند خلاقیت ما را.
| افعال عبارتی با استفاده از 'Down' و 'Away' | |||
|---|---|---|---|
| کاهش، از دست دادن یا تضعیف (پایین) | ایجاد خسارت، مرگ یا فشار (پایین) | متوقف کردن، سرکوب کردن یا خاموش کردن | تغییر موقعیت (پایین) |
| ضبط یا برقراری (پایین) | مصرف کردن، ارائه دادن یا امنیت (پایین) | سایر (پایین) | جابجایی، ترک یا فرار (دور) |
| جدا کردن یا حذف کردن (دور) | دیگران (غایب) | ||