افعال عبارتی با استفاده از 'Down' و 'Away' - دیگران (دور)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Down' و 'Away'
اجرا کردن

غافلگیر کردن

Ex: The magician's tricks blew the audience away at the show.

حرکات جادوگر تماشاگران را در نمایش شگفت‌زده کرد.

اجرا کردن

بی‌وقفه صحبت کردن

Ex: As they waited in line , the friends chattered away , sharing jokes and stories .

در حالی که در صف منتظر بودند، دوستان بدون وقفه صحبت می‌کردند، جوک‌ها و داستان‌ها را به اشتراک می‌گذاشتند.

اجرا کردن

حذف کردن

Ex: The organization aimed to do away with inefficient processes to improve productivity .

سازمان قصد داشت تا با حذف فرآیندهای ناکارآمد بهره‌وری را بهبود بخشد.

اجرا کردن

کم‌اهمیت جلوه دادن

Ex: The politician tried to explain away the scandal , but the public demanded more accountability .

سیاستمدار سعی کرد رسوایی را توجیه کند، اما مردم خواستار پاسخگویی بیشتر شدند.

اجرا کردن

هدر دادن

Ex:

او متوجه شد که سال‌ها را بر سر شغلی تلف کرده که از آن لذت نمی‌برد.

اجرا کردن

حرف غیر مرتبط به بحث زدن

Ex: The speaker frequently got away from the main theme of the lecture , leading to some confusion among the audience .

گوینده اغلب از موضوع اصلی سخنرانی دور می‌شد، که منجر به سردرگمی برخی از حضار شد.

اجرا کردن

اهدا کردن

Ex:

عمه‌ام مبلمان قدیمی خود را به یک خانواده نیازمند بخشید.

اجرا کردن

دور نگه داشتن

Ex:

او از قلاده استفاده کرد تا سگش را از باغ همسایه دور نگه دارد.

اجرا کردن

زندانی کردن

Ex: The authorities locked away the suspects in separate cells pending further investigation .

مقامات متهمان را در سلول‌های جداگانه زندانی کردند در انتظار تحقیقات بیشتر.

اجرا کردن

فوت شدن

Ex: We were saddened to hear that the town 's oldest resident passed away at the age of 105 .

ما از شنیدن اینکه قدیمی‌ترین ساکن شهر در سن 105 سالگی درگذشت، متأسف شدیم.

اجرا کردن

به عقب رفتن

Ex:

با متوجه شدن خطر قریب الوقوع، او فرزندش را از لبه جاده کشید.

اجرا کردن

در رفتن

Ex: The ingenious hacker managed to run away with confidential data from a highly secured government server .

هکر نابغه توانست با داده‌های محرمانه از یک سرور دولتی بسیار امن فرار کند.

اجرا کردن

ترساندن

Ex: His angry outburst scared away the customers from the store .

خشمی که او بروز داد مشتریان را از فروشگاه ترساند و فراری داد.

اجرا کردن

یک استعلام کتبی یا آنلاین ارسال کردن

Ex: Before the internet , people used to send away for catalogs to browse and order products from their favorite retailers .

قبل از اینترنت، مردم برای دریافت کاتالوگ‌ها درخواست می‌فرستادند تا محصولات را از فروشندگان مورد علاقه‌شان مرور و سفارش دهند.

اجرا کردن

منطقه وسیعی را پوشش داد

Ex: As we stood on the beach , the ocean stretched away to the horizon .

همانطور که در ساحل ایستاده بودیم، اقیانوس تا افق امتداد داشت.

اجرا کردن

گرفتن

Ex: The government decided to take the driver's license away due to multiple violations.

دولت تصمیم گرفت به دلیل تخلفات متعدد گواهینامه رانندگی را بازپس بگیرد.

اجرا کردن

(با استراحت) زمان گذراندن

Ex: The old couple enjoys whiling away their retirement years in a peaceful town .

زوج پیر از گذراندن سال های بازنشستگی خود در یک شهر آرام لذت می برند.

اجرا کردن

به تدریج کم کردن

Ex: Economic downturns often whittle away the value of investments .

رکودهای اقتصادی اغلب ارزش سرمایه‌گذاری‌ها را کم کم کاهش می‌دهند.

to die away [فعل]
اجرا کردن

کمتر و کمتر شدن

Ex: The music slowly died away as the night progressed .

موسیقی به آرامی کم رنگ شد با پیشرفت شب.

اجرا کردن

فرسوده کردن

Ex: Over time , the rust began to eat away at the metal bridge , causing structural concerns .

با گذشت زمان، زنگ شروع به خورد کردن پل فلزی کرد و باعث نگرانی‌های ساختاری شد.

اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: The scent of the flowers will gradually fall away as the blooms start to fade .

عطر گل‌ها به تدریج کم رنگ می‌شود همانطور که گل‌ها شروع به پژمرده شدن می‌کنند.

اجرا کردن

بلعیدن (استعاره از زیاد خوردن)

Ex:

باور نمی‌کنم که او تمام آن کیک را به تنهایی خورده باشد!

to put away [فعل]
اجرا کردن

بلعیدن

Ex:

هر زمان که استرس دارد، می‌تواند یک ظرف کامل بستنی را بخورد.

اجرا کردن

از دیگران فاصله گرفتن

Ex: The reclusive author would often hide away in a remote cabin to work on his novels in solitude .

نویسنده گوشه‌گیر اغلب در یک کلبه دورافتاده پنهان می‌شد تا در تنهایی روی رمان‌هایش کار کند.

اجرا کردن

پنهان کردن

Ex: The detective carefully stashed away the evidence to ensure its confidentiality .

کارآگاه با دقت شواهد را پنهان کرد تا محرمانه بودن آن را تضمین کند.

اجرا کردن

قاچاقی یا بدون پرداخت کرایه سوار وسایل نقلیه شدن

Ex: The spy successfully stowed away in the diplomatic convoy to gather information on the summit .

جاسوس با موفقیت در کاروان دیپلماتیک پنهان شد تا اطلاعاتی درباره اجلاس جمع آوری کند.

اجرا کردن

سخت و مداوم کار کردن

Ex: The students were determined to beaver away throughout the semester to excel in their exams .

دانشجویان مصمم بودند که در طول ترم سخت کار کنند تا در امتحانات خود عالی عمل کنند.

اجرا کردن

سخت کار کردن (برای رسیدن به موفقیت)

Ex: They hammered away at the construction project , working long hours to meet the deadline .

آنها سخت کار کردند روی پروژه ساخت و ساز، ساعت‌های طولانی کار کردند تا به مهلت مقرر برسند.

اجرا کردن

سخت و مداوم کار کردن

Ex: They 've been slaving away in the kitchen to prepare a special meal for the guests .

آن‌ها در آشپزخانه سخت کار کرده‌اند تا یک وعده غذایی ویژه برای مهمانان آماده کنند.

اجرا کردن

سخت و مداوم کار کردن

Ex: Even when things got tough , she continued to plug away at her goals .

حتی وقتی شرایط سخت شد، او به سختکوشی در راه اهدافش ادامه داد.

اجرا کردن

سخت و مداوم کار کردن

Ex: The students slogged away at their group project , meeting late into the night to finish on time .

دانش‌آموزان روی پروژه گروهی خود سخت کار کردند، تا دیروقت جلسه گذاشتند تا به موقع تمام شود.