فرار کردن
زندانی در میان آشوب سعی کرد از نگهبانها فرار کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
فرار کردن
زندانی در میان آشوب سعی کرد از نگهبانها فرار کند.
با حس خاصی مکانی را ترک کردن
بعد از بازدید از موزه، با قدردانی عمیقی از تاریخ هنر رفتم.
دور کردن
داستان جذاب کتاب آنقدر مجذوبکننده بود که دور شدن از آن سخت بود.
دور راندن
منفیبافی مداوم در محیط کار میتواند کارمندان بااستعدادی را که به دنبال محیطی مثبت هستند فراری دهد.
فرار کردن
در طول تمرین آتشسوزی، همه تمرین کردند که چگونه به سرعت و ایمن از ساختمان دور شوند.
قسر در رفتن
او فکر میکرد میتواند با تقلب در امتحان از مجازات فرار کند، اما معلم فهمید.
دور شدن
سگ شروع به پارس کردن کرد، نشان میداد که میخواهد غریبه برود.
نقل مکان کردن
سال گذشته، آنها به یک شهر ساحلی منتقل شدند برای محیطی آرامتر.
فرار کردن
کودک ترسیده میخواست از خانه جنزده در طول تور فرار کند.
درخواست ترک مکان کردن
معلم مجبور شد دانشآموزان اخلالگر را اخراج کند تا محیط یادگیری متمرکز حفظ شود.
مخفیانه جایی را ترک کردن
او امیدوار بود که بتواند زودتر از کار فرار کند تا در جشن تولد غافلگیرانه دوستش شرکت کند.
سمت چیزی نرفتن
برای حفظ یک جو آرام، معلم دانشآموزان را تشویق کرد که از شایعات و درام غیرضروری دور بمانند.
مخفیانه جایی را ترک کردن
دانش آموز از کلاس دزدکی خارج شد تا با دوستانش برای یک ماجراجویی خودجوش ملاقات کند.