افعال عبارتی با استفاده از 'Down' و 'Away' - کاهش، از دست دادن، یا تضعیف (پایین)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Down' و 'Away'
اجرا کردن

کسب قدرت کردن

Ex: The people 's demand for democracy helped bring down the autocratic regime .

درخواست مردم برای دموکراسی به سرنگونی رژیم خودکامه کمک کرد.

اجرا کردن

پایین آمدن

Ex: The fever started to break , and her body temperature began to come down gradually .

تب شروع به شکستن کرد، و دمای بدن او به تدریج پایین آمد.

to die down [فعل]
اجرا کردن

(به مرور زمان) تضعیف شدن

Ex: After the announcement of the exam results , the tension in the room slowly began to die down as students checked their grades .

پس از اعلام نتایج امتحان، تنش در اتاق به آرامی شروع به کاهش کرد در حالی که دانش‌آموزان نمرات خود را بررسی می‌کردند.

to go down [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex:

وقتی مازاد یک محصول وجود دارد، قیمت آن ممکن است کاهش یابد.

اجرا کردن

کاهش دادن (قیمت)

Ex: The online retailer is having a sale where they are marking down all their clothing items .

خرده‌فروشی آنلاین در حال برگزاری حراجی است که در آن همه اقلام پوشاک خود را تخفیف می‌دهند.

اجرا کردن

محدود کردن

Ex: Let 's narrow down the options for the venue before making a final decision .

بیایید قبل از تصمیم گیری نهایی، گزینه‌های مکان را محدود کنیم.

اجرا کردن

رند کردن

Ex: The teacher advised the students to round down their answers to the nearest hundred for a quick estimate .

معلم به دانش‌آموزان توصیه کرد که پاسخ‌های خود را به نزدیک‌ترین صد پایین گرد کنند تا برآورد سریعی داشته باشند.

اجرا کردن

کاهش یافتن (از نظر کمیت)

Ex: The limited edition merchandise is selling down faster than expected .

کالاهای نسخه محدود فروش می‌روند سریع‌تر از حد انتظار.

اجرا کردن

آهسته‌تر شدن

Ex: She had to slow down because she was getting out of breath .

او مجبور شد کند شود چون نفسش گرفته بود.

اجرا کردن

افت سریع داشتن

Ex: The neighborhood 's safety spiraled down as crime rates continued to rise .

امنیت محله به شدت کاهش یافت در حالی که نرخ جرم همچنان در حال افزایش بود.

اجرا کردن

استعفا دادن

Ex: In the spirit of teamwork , the project manager decided to stand down and let the team collaborate on the decision-making process .

به روح کار تیمی، مدیر پروژه تصمیم گرفت کنار بکشد و اجازه دهد تیم در فرآیند تصمیم‌گیری همکاری کند.

اجرا کردن

کناره‌گیری کردن

Ex: The chairman of the board stepped down , creating an opening for a new chairperson .

رئیس هیئت مدیره کناره‌گیری کرد، که یک موقعیت برای رئیس جدید ایجاد کرد.

اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The speaker had to tone down the language to make the speech suitable for all audiences .

گوینده مجبور شد زبان را ملایم‌تر کند تا سخنرانی برای همه مخاطبان مناسب باشد.

اجرا کردن

کم کردن (صدا، دما و غیره)

Ex: Tomorrow , I will turn down the thermostat before leaving for work to save energy .

فردا، قبل از رفتن به کار ترموستات را کم می‌کنم تا انرژی ذخیره شود.

اجرا کردن

آسان کردن

Ex: The new safety guidelines for construction sites were watered down to accommodate the concerns of contractors , despite objections from workers ' unions .

دستورالعمل‌های جدید ایمنی برای سایت‌های ساختمانی تضعیف شدند تا نگرانی‌های پیمانکاران را در بر بگیرند، علیرغم اعتراضات اتحادیه‌های کارگری.

اجرا کردن

تضعیف شدن

Ex:

درگیری‌های مداوم در محل کار، تیم را از نظر عاطفی فرسوده کرده است.

اجرا کردن

باعث پایان چیزی شدن

Ex: The board of directors has authorized the winding down of the organization .

هیئت مدیره کاهش تدریجی سازمان را تصویب کرده است.

to run down [فعل]
اجرا کردن

از پا افتادن

Ex:

پیاده‌روی طولانی واقعاً مرا خسته کرده بود، و مجبور شدم برای استراحت توقف کنم.

اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The mayor 's speech aimed to tamp down concerns about the recent increase in crime .

سخنرانی شهردار با هدف کاهش نگرانی‌ها درباره افزایش اخیر جرم و جنایت بود.