ورزش - Cue Sports

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
pool [اسم]
اجرا کردن

بیلیارد

Ex: Pool tournaments attract skilled players who compete for prizes and prestige in various formats of the game .

مسابقات بیلیارد بازیکنان ماهری را جذب می‌کند که برای جوایز و اعتبار در قالب‌های مختلف بازی رقابت می‌کنند.

eight ball [اسم]
اجرا کردن

هشت توپ

Ex: They organized an eight ball tournament at the pool hall .

آنها یک مسابقه هشت توپ در سالن بیلیارد ترتیب دادند.

nine ball [اسم]
اجرا کردن

نه توپ

Ex:

او ضربه را تراز کرد، با هدف قرار دادن ناین بال در یک ضربه نرم و روان.

one-pocket [اسم]
اجرا کردن

یک-جیبی

Ex: One-pocket requires a deep understanding of angles and positioning .

وان-پاکت به درک عمیقی از زوایا و موقعیت‌یابی نیاز دارد.

snooker [اسم]
اجرا کردن

اسنوکر (نوعی بازی شبیه بیلیارد)

billiards [اسم]
اجرا کردن

بیلیارد

Ex: I ’ve never tried billiards before , but it looks like a fun game to learn .

من قبلاً بیلیارد را امتحان نکرده‌ام، اما به نظر بازی سرگرم‌کننده‌ای برای یادگیری می‌آید.

اجرا کردن

بیلیارد کاروم

Ex: They set up a carom billiards table in the club ’s game room .

آنها یک میز بیلیارد کاروم در اتاق بازی کلاب راه اندازی کردند.

اجرا کردن

بیلیارد بار

Ex: She spent hours at the pub playing bar billiards with her friends .

او ساعت‌ها در بار با دوستانش بیلیارد بار بازی کرد.

اجرا کردن

بیلیارد سه بالشتکی

Ex: The tournament featured some of the best three-cushion billiards players .

مسابقات برخی از بهترین بازیکنان بیلیارد سه کوسن را به نمایش گذاشت.

pot [اسم]
اجرا کردن

پات

Ex: The crowd erupted in cheers after his stunning pot of the final ball .

جمعیت پس از ضربه شگفت‌انگیز او به توپ نهایی، فریاد شادی سر داد.

safety shot [اسم]
اجرا کردن

شوت ایمنی

Ex: The safety shot positioned the cue ball near the cushion .

شات ایمنی توپ سفید را نزدیک بالشتک قرار داد.

bank shot [اسم]
اجرا کردن

شات بانک

Ex: His bank shot strategy always surprises his opponents .

استراتژی شات بانک او همیشه حریفانش را غافلگیر می‌کند.

jump shot [اسم]
اجرا کردن

شوت پرشی

Ex: After studying the angles , he attempted a jump shot to pocket the ball near the cushion .

پس از مطالعه زوایا، او یک ضربه پرشی را برای انداختن توپ در نزدیکی بالشتک امتحان کرد.

اجرا کردن

شوت کوسن

Ex: His cushion shot technique was flawless , impressing spectators .

تکنیک ضربه کوسن او بی‌نقص بود، تماشاگران را تحت تأثیر قرار داد.

carom [اسم]
اجرا کردن

کاروم

Ex: His carom left the opponent with a difficult position .

کاروم او حریف را در موقعیت دشواری قرار داد.

fluke [اسم]
اجرا کردن

یک بخت بلند

Ex: Finding the rare coin in the attic was a fluke .

پیدا کردن سکه نادر در اتاق زیر شیروانی یک شانس بود.

masse shot [اسم]
اجرا کردن

شوت ماسه

Ex: The angle for the masse shot was difficult , but he managed to pocket the ball .

زاویه برای ضربه ماسه سخت بود، اما او توانست توپ را در جیب بیاندازد.

draw shot [اسم]
اجرا کردن

شات دراو

Ex: After practicing for hours , he finally mastered the draw shot .

پس از ساعت‌ها تمرین، او بالاخره بر ضربه برگشتی مسلط شد.

double shot [اسم]
اجرا کردن

ضربه دوبل

Ex: The referee confirmed it was a legal double shot as the cue ball touched the object balls simultaneously .

داور تأیید کرد که این یک ضربه دوبل قانونی بود زیرا توپ کیو به طور همزمان به توپ‌های هدف برخورد کرد.

اجرا کردن

شوت دنباله‌ای قوی

Ex: The force follow shot requires precise control .

ضربه تعقیبی قوی به کنترل دقیق نیاز دارد.

اجرا کردن

شوت مستقیم

Ex: He lined up the straight shot on the 8-ball for an easy win .

او ضربه مستقیم را روی 8-ball برای یک پیروزی آسان تراز کرد.

plant shot [اسم]
اجرا کردن

شات گیاه

Ex: She lined up the plant shot to clear the table .

او شات گیاهی را برای پاک کردن میز ترتیب داد.

pocket [اسم]
اجرا کردن

جیب

Ex:

او جیب گوشه را برای شوت برنده در بازی انتخاب کرد.

treble [اسم]
اجرا کردن

تربل

Ex:

او با یک شوت دیدنی از راه دور تربل را به دست آورد.

century [اسم]
اجرا کردن

century

Ex: Achieving a century under pressure demonstrates mental strength and focus .

دستیابی به century تحت فشار نشان‌دهنده قدرت ذهنی و تمرکز است.

to break [فعل]
اجرا کردن

اول ضربه زدن (در بازی بیلیارد و اسنوکر)

Ex: In this round , I 'll let you break and see how the balls scatter .

در این دور، اجازه می‌دهم شکست بدهی و ببینیم توپ‌ها چگونه پخش می‌شوند.

push shot [اسم]
اجرا کردن

شوت هل دادن

Ex: The opponent was awarded four points due to a push shot by his competitor .

به حریف به دلیل یک ضربه هل‌دادنی توسط رقیبش چهار امتیاز اهدا شد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها