حمل و نقل زمینی - شرایط و انواع وسایل نقلیه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اصطلاحات و انواع وسایل نقلیه مانند "اتومبیل"، "وسیله نقلیه آفرود" و "اکونوباکس" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
vehicle [اسم]
اجرا کردن

وسیله نقلیه

Ex: Cars , buses , and trucks are all types of vehicles .

ماشین‌ها، اتوبوس‌ها و کامیون‌ها همه انواع وسیله نقلیه هستند.

automobile [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: Traffic congestion is a common issue in urban areas due to the high number of automobiles on the road .

ترافیک سنگین یک مشکل رایج در مناطق شهری به دلیل تعداد زیاد خودروها در جاده است.

car [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: They are selling their old car and buying a new one .

آنها ماشین قدیمی خود را می‌فروشند و یک ماشین جدید می‌خرند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه موتوری

Ex: The new regulations require all motor vehicles to pass an emissions test .

مقررات جدید الزام می‌کند که تمام وسایل نقلیه موتوری آزمون انتشار گازهای گلخانه‌ای را بگذرانند.

model [اسم]
اجرا کردن

مدل

Ex: The budget model offers fewer features at a lower price point .

مدل بودجه ویژگی‌های کمتری را با قیمت پایین‌تر ارائه می‌دهد.

two-wheeler [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه

Ex: The city is promoting the use of two-wheelers to reduce traffic congestion .

شهر در حال ترویج استفاده از دوچرخه‌ها برای کاهش ترافیک است.

اجرا کردن

سه چرخه

Ex: The three-wheeler was perfect for carrying heavy loads in rural areas .

وسیله نقلیه سه چرخ برای حمل بارهای سنگین در مناطق روستایی عالی بود.

اجرا کردن

وسیله نقلیه چهار چرخ

Ex: She prefers riding her four-wheeler through the countryside during weekends .

او ترجیح می‌دهد در تعطیلات آخر هفته با وسیله نقلیه چهارچرخ خود در روستاها رانندگی کند.

اجرا کردن

فرمان چپ

Ex: The dealership specializes in left-hand drive vehicles .

نمایندگی در خودروهای فرمان چپ تخصص دارد.

اجرا کردن

فرمان سمت راست

Ex: Driving a right-hand drive vehicle in a left-hand traffic country felt natural to him .

رانندگی با وسیله نقلیه فرمان راست در کشوری با ترافیک چپ برای او طبیعی احساس می‌شد.

keyless [صفت]
اجرا کردن

بدون کلید

Ex: The keyless entry system allowed him to unlock the car with just a press of a button .

سیستم ورود بدون کلید به او اجازه داد تا ماشین را فقط با فشار یک دکمه باز کند.

stick shift [اسم]
اجرا کردن

گیربکس دستی

Ex: His first car was an old stick shift truck .

اولین ماشین او یک کامیون قدیمی با دنده دستی بود.

manual [اسم]
اجرا کردن

دستی

Ex: Manuals are less common in the United States compared to automatics .

دستی‌ها در ایالات متحده در مقایسه با اتوماتیک‌ها کمتر رایج هستند.

automatic [اسم]
اجرا کردن

اتوماتیک

Ex:

او راحتی یک اتوماتیک را ترجیح می‌دهد.

اجرا کردن

ماشین خودران

Ex: Self-driving cars promise to revolutionize transportation by reducing accidents and congestion .

خودروهای خودران با کاهش تصادفات و ترافیک، وعده تحول در حمل و نقل را می‌دهند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه خودران

Ex: The driverless car smoothly navigated the busy intersection without any issues .

ماشین بدون راننده به راحتی از تقاطع شلوغ بدون هیچ مشکلی عبور کرد.

اجرا کردن

وسیله نقلیه موتوری

Ex: His dream job is to design innovative automotive vehicles .

شغل رویایی او طراحی وسایل نقلیه خودرویی نوآورانه است.

اجرا کردن

وسیله نقلیه چرخدار

Ex: She learned to repair wheeled vehicles as part of her mechanical training .

او به عنوان بخشی از آموزش مکانیکی خود، تعمیر وسایل نقلیه چرخدار را یاد گرفت.

اجرا کردن

وسیله نقلیه زنجیری

Ex: He admired the engineering of tracked vehicles for their ability to traverse difficult landscapes .

او به مهندسی وسایل نقلیه زنجیری به خاطر توانایی آنها در عبور از مناظر دشوار تحسین کرد.

اجرا کردن

وسیله نقلیه تجاری

Ex: The city implemented new rules to manage the parking of commercial vehicles downtown .

شهر قوانین جدیدی برای مدیریت پارکینگ وسایل نقلیه تجاری در مرکز شهر اجرا کرد.

اجرا کردن

وسیله نقلیه اضطراری

Ex: During the storm , emergency vehicles were on standby to assist with any emergencies that arose .

در طول طوفان، وسایل نقلیه اضطراری در حالت آماده‌باش بودند تا در صورت بروز هرگونه وضعیت اضطراری کمک کنند.

اجرا کردن

خودرو بیابانگرد

Ex: We rented an off-road vehicle for the weekend to explore the desert dunes .

ما یک وسیله نقلیه آفرود برای آخر هفته اجاره کردیم تا تپه‌های شنی صحرا را کشف کنیم.

اجرا کردن

وسیله نقلیه کاربردی

Ex: Utility vehicles are commonly used by construction workers to carry heavy materials across the site .

وسیله‌های نقلیه کاربردی معمولاً توسط کارگران ساختمانی برای حمل مواد سنگین در محل استفاده می‌شوند.

اجرا کردن

ماشین کاروان

Ex:

خانواده یک وسیله نقلیه تفریحی برای تعطیلات تابستانی خود اجاره کردند، از انعطاف پذیری کمپینگ در هر جایی که خواستند لذت بردند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه خیابانی قانونی

Ex: They modified the dune buggy to make it a street-legal vehicle .

آنها باگی دانه را تغییر دادند تا آن را به وسیله نقلیه قانونی خیابانی تبدیل کنند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه کشیده شده توسط اسب

Ex: Horse-drawn vehicles were replaced by automobiles as technology advanced .

وسایل نقلیه کشیده شده توسط اسب با پیشرفت تکنولوژی توسط خودروها جایگزین شدند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه خودرو

Ex: The construction site utilized self-propelled vehicles to transport materials efficiently .

سایت ساخت و ساز از وسایل نقلیه خودرو برای حمل و نقل کارآمد مواد استفاده کرد.

اجرا کردن

وسیله نقلیه تک مسیره

Ex: They explored the countryside on their single-track vehicles .

آنها روستاها را با وسیله‌های تک‌خطی خود کاوش کردند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه باریک

Ex: Tourists explored the ancient ruins aboard narrow-track vehicles designed to protect fragile archaeological sites .

گردشگران ویرانه‌های باستانی را با وسیله‌نقلیه باریک‌مسیر طراحی شده برای محافظت از سایت‌های شکننده باستان‌شناسی کاوش کردند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه همه جهته

Ex: Researchers are exploring new applications for omni directional vehicles in robotics .

محققان در حال بررسی کاربردهای جدید برای وسایل نقلیه همه جهته در رباتیک هستند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه آبی‌خاکی

Ex: Tourists enjoyed a scenic tour on the amphibious vehicle .

گردشگران از یک تور دیدنی روی وسیله نقلیه آمفیبی لذت بردند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه با سوخت جایگزین

Ex: Electric vehicles are considered one of the most promising alternative fuel vehicles for the future .

وسایل نقلیه الکتریکی به عنوان یکی از امیدوارکننده‌ترین وسایل نقلیه با سوخت جایگزین برای آینده در نظر گرفته می‌شوند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه سبز

Ex: The company invested in a fleet of green vehicles to support sustainable practices .

شرکت در ناوگانی از وسایل نقلیه سبز سرمایه‌گذاری کرد تا از شیوه‌های پایدار حمایت کند.

اجرا کردن

وسیله نقلیه هیبریدی

Ex: Many taxi services are switching to hybrid vehicles to lower their operating costs and be more environmentally friendly .

بسیاری از خدمات تاکسی به وسایل نقلیه هیبریدی روی می‌آورند تا هزینه‌های عملیاتی خود را کاهش دهند و دوستدار محیط زیست باشند.

اجرا کردن

بدون‌آلاینده

Ex: The government introduced tax incentives to encourage businesses to adopt zero-emission technologies .

دولت مشوق‌های مالیاتی را معرفی کرد تا کسب‌وکارها را به پذیرش فناوری‌های بدون انتشار تشویق کند.

gas guzzler [اسم]
اجرا کردن

مصرف کننده زیاد بنزین

Ex: The new regulations aimed to reduce the number of gas guzzlers on the road .

مقررات جدید با هدف کاهش تعداد مصرف‌کنندگان پرحجم بنزین در جاده‌ها طراحی شده بودند.

اجرا کردن

خودروی برقی

Ex: The electric car can travel over 300 miles on a single charge , making it ideal for long trips .

ماشین الکتریکی می‌تواند با یک بار شارژ بیش از 300 مایل سفر کند، که آن را برای سفرهای طولانی ایده‌آل می‌سازد.

solar car [اسم]
اجرا کردن

ماشین خورشیدی

Ex: Solar cars are gaining popularity in research and development labs worldwide as scientists strive to improve efficiency and reduce dependence on fossil fuels .

ماشین‌های خورشیدی در حال کسب محبوبیت در آزمایشگاه‌های تحقیق و توسعه در سراسر جهان هستند، در حالی که دانشمندان در تلاش برای بهبود کارایی و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی هستند.

اجرا کردن

ماشین عملکردی

Ex: Many enthusiasts prefer performance cars for their superior engine power and sporty design .

بسیاری از علاقه‌مندان به دلیل قدرت موتور برتر و طراحی اسپرت، خودروهای عملکردی را ترجیح می‌دهند.

custom car [اسم]
اجرا کردن

ماشین سفارشی

Ex: The custom car had a powerful engine and unique interior features .

ماشین سفارشی موتور قدرتمندی و ویژگی‌های داخلی منحصر به فردی داشت.

company car [اسم]
اجرا کردن

ماشین شرکت

Ex: The company car broke down on the highway , so he had to call for roadside assistance .

ماشین شرکت در بزرگراه خراب شد، بنابراین مجبور شد برای کمک جاده‌ای تماس بگیرد.

econobox [اسم]
اجرا کردن

یک ماشین کوچک و اقتصادی

Ex: The econobox has basic features but gets excellent mileage .

اکونوباکس ویژگی‌های اساسی دارد اما مسافت پیموده شده عالی ارائه می‌دهد.

sporty [صفت]
اجرا کردن

ورزشی

Ex: The sporty car zipped through the winding mountain roads effortlessly .

ماشین اسپرت به راحتی از جاده‌های پیچ‌دار کوهستانی گذشت.

articulated [صفت]
اجرا کردن

مفصل‌دار

Ex:

ناوگان جدید اتوبوس‌های مفصل‌دار برای بهبود کارایی حمل و نقل عمومی معرفی شد.

roadholding [اسم]
اجرا کردن

چسبندگی جاده

Ex: Manufacturers often test vehicles extensively to ensure optimal roadholding capabilities .

تولیدکنندگان اغلب وسایل نقلیه را به طور گسترده آزمایش می‌کنند تا قابلیت‌های بهینه چسبندگی به جاده را تضمین کنند.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری